در پیام تسلیت شهید لاریجانی نوشتید که دشمن، حتی کسانی را که در پی صلح شرافتمندانه هستند نیز ترور میکند. اگر این گزاره درست است، پس چگونه همان دشمن میتواند شریک یک صلح پایدار باشد؟ اگر دشمن، اهل ترور و عهدشکنی است، نسخه شما برای اعتماد دوباره به او چیست؟
اگر سخنانی که به آقای سیدمحمد خاتمی نسبت داده شده، واقعاً از ایشان باشد، باید گفت خوشبینانه، ایشان دچار نوعی آلزایمر سیاسی و عبرتناپذیری شگفتآور شدهاند؛ گویی همه تجربههای تلخ سه دهه گذشته، از بدعهدی آمریکا تا حمله در میانه مذاکره، از حافظه سیاسی ایشان پاک شده است.
کسی با صلح شرافتمندانه مخالف نیست. پرسش اینجاست که صلح با چه کسی؟ بر چه اساسی؟ و با چه تضمینی؟ تعریف شما از شرافت چیست؟
از کدام صلح سخن میگویید؟ مگر همین اواخر، در حالی که مذاکره جریان داشت، دشمن به میز مذاکره احترام گذاشت؟ مگر نتیجه همان روند، حمله نظامی، ترور فرماندهان و شهادت رهبر انقلاب نبود؟ مگر همین تفاهمی که امروز از آن به عنوان «تدبیر شجاعانه» یاد میکنید، از سوی آمریکا نقض نشده است؟
اگر دشمن، مذاکره را با ترور پاسخ میدهد، توافق را با نقض عهد و دیپلماسی را با بمباران، دعوت دوباره به همان مسیر، بدون پاسخ به مسئله بدعهدی، واقعبینی نیست؛ نادیده گرفتن آشکار تجربه ملت ایران است.
خودتان در پیام تسلیت شهید لاریجانی نوشتید که دشمن، حتی کسانی را که در پی صلح شرافتمندانه هستند نیز ترور میکند. اگر این گزاره درست است، پس چگونه همان دشمن میتواند شریک یک صلح پایدار باشد؟ اگر دشمن، اهل ترور و عهدشکنی است، نسخه شما برای اعتماد دوباره به او چیست؟
شگفتآورتر آنکه بخش اصلی انتقاد شما متوجه منتقدان داخلی توافق است، نه آمریکا و نه ترامپ. انتظار میرفت کسی که سالها در عالیترین سطوح اجرایی کشور حضور داشته، بیشترین حمله خود را متوجه رئیسجمهور آمریکا کند که سابقه نقض عهد، تحریم، تهدید و تجاوز و حتی توهین به ملت ما را دارد؛ اما در عوض، تیر انتقاد به سوی کسانی نشانه میرود که از خون شهدا و ضرورت بازدارندگی سخن میگویند.
آقای خاتمی؛ کسی با صلح شرافتمندانه مخالف نیست. پرسش اینجاست که صلح با چه کسی؟ بر چه اساسی؟ و با چه تضمینی؟ تعریف شما از شرافت چیست؟
شما میگویید مخالفان توافق، در عمل همان حرف اسرائیل را میزنند؛ اما این پرسش همچنان باقی است: چه کسی امروز بیش از همه از تضعیف روحیه مقاومت، کمرنگ شدن مطالبه انتقام و القای ضرورت عقبنشینی ایران سود میبرد؟
نکته دیگر، تناقض در تحلیل شما از همصدایی با دشمن است. در حوادث سال ۱۴۰۱، هنگامی که بنیامین نتانیاهو به زبان فارسی از شعار «زن، زندگی، آزادی» حمایت میکرد و رسانههای وابسته به رژیم صهیونیستی شبانهروز آن را ترویج میکردند، شما این شعار را ستودید و زیبا نامیدید. امروز اما کسانی را که نسبت به اعتماد دوباره به آمریکا هشدار میدهند، به همسویی عملی با اسرائیل متهم میکنید. این دوگانه، نیازمند توضیح است.
استناد شما به صلح امام حسن(ع) نیز از جهات مختلف محل تأمل است. صلح امام حسن(ع) یک نسخه دائمی برای همه زمانها نبود؛ تصمیمی مقطعی بود در شرایطی استثنایی، پس از خیانت خواص و فروپاشی توان نظامی. آیا واقعاً ایران امروز با آن شرایط قابل قیاس است؟
امروز میلیونها ایرانی در تشییع رهبر شهید حضور یافتند. بیش از ۱۳۷ شب مردم در شهرهای مختلف، با حضور خود، وفاداریشان را به آرمان مقاومت و مطالبه انتقام نشان دادند. میلیونها نفر در جنبش «جانفدا» ثبتنام کردند. با وجود این واقعیات، شما چگونه از «اکثریت قاطع مردم» برای توافق سخن میگویید؟ این ادعا بر چه نظرسنجی و چه شاهدی استوار است؟
اگر معیار، رأی و خواست مردم است، آیا این حضورهای میلیونی نیز بخشی از صدای مردم نیست؟
از همه عجیبتر آن است که منشأ ناامنی را نه تجاوز آمریکا، بلکه انتقاد از توافق معرفی میکنید. حال آنکه تجربه دو دهه اخیر چیز دیگری میگوید؛ در دوران شما و تعلیق فعالیتهای هستهای، ایران «محور شرارت» نام گرفت؛ پس از برجام، شدیدترین تحریمها اعمال شد؛ در میانه مذاکره، جنگ تحمیل شد؛ و امروز نیز، همزمان با سخن گفتن از تفاهم، همان طرف مقابل همچنان به تهدید و حمله ادامه میدهد.
واقعاً چند بار باید این تجربه تکرار شود تا به جای تکرار نسخههای شکستخورده، در آنها تجدیدنظر شود؟
مشکل امروز ایران، مطالبه انتقام نیست؛ مشکل، ارسال پیام ضعف به دشمن است. دشمن زمانی گستاختر میشود که احساس کند در داخل ایران، هنوز کسانی هستند که پس از هر جنایت، دوباره نسخه اعتماد، امتیازدهی و عقبنشینی میپیچند.در منطق انقلاب اسلامی، انتقام در برابر صلح نیست؛ بلکه ضامن صلح است. صلحی که متجاوز را از هزینه جنایت معاف کند، صلح نیست؛ خلع سلاح یکطرفه است.
اگر معیار، رأی و خواست مردم است، آیا این حضورهای میلیونی نیز بخشی از صدای مردم نیست؟
نکته آخر، نقش رسانههای غربی است. همان رسانههایی که حضور عظیم مردم در تشییع رهبر شهید و بیش از ۱۳۶ شب حضور مردمی در صحنه را یا سانسور کردند یا به حاشیه بردند، اکنون با آبوتاب، همین چند جمله از آقای خاتمی را تیتر نخست خود میکنند؛ زیرا این روایت، همان چیزی است که پروژه فشار روانی بر ملت ایران به آن نیاز دارد: القای دوگانگی، القای خستگی و القای عقبنشینی.
ملت ایران از صلح عادلانه استقبال میکند؛ اما نه از صلحی که بهای آن فراموشی خون شهدا، نادیده گرفتن بدعهدی دشمن و تکرار تجربههای شکستخورده باشد. امروز بیش از هر زمان دیگری، کشور به اقتدار، وحدت، هوشیاری و عبرت از گذشته نیاز دارد، نه به بازتولید نسخههایی که بارها آزموده شده و هر بار نتیجه آن، تحریم بیشتر، فشار بیشتر، ترور بیشتر و جنگ بیشتر بوده است.
پس لطفا به جای تکرار سخنان نخ نما و پوسیده سکوت کنید و از بصیرت و شجاعت ملت ایران درس بگیرید.