مرگ ناگهانی «لیندسی گراهام»، سناتور جنگطلب و ضدایرانی آمریکا موجی از شادی و ایجاد کرد. لیندسی گراهام که به صورت ویژه از سالها پیش با گروههای مخالف ایران همراه شده بود، او نیز شکست خورد و نهایتاً هم با دست الهی از روی زمین محو و نابود شد.
گراهام: مشاور جنگطلب
در واشنگتن یک گزاره معروف درباره دونالد ترامپ وجود دارد: «مهم است آخرین نفری که با ترامپ حرف میزند چه کسی باشد.» لیندسی گراهام بهوضوح یکی از همان افراد تأثیرگذار بود. او بارها با ترامپ دیدار خصوصی داشت، در سفرها با هواپیمای او همراه میشد و به گفته پال رایان، رئیس اسبق مجلس نمایندگان، احتمالاً نزدیک به ۱۰۰ بار با ترامپ گلف بازی کرده بود. خود ترامپ نیز بارها گفته بود: «لیندسی گراهام یک میهنپرست واقعی است و او را بسیار دوست دارد.» این نزدیکی، او را به یک کانال ارتباطی حیاتی برای لابی صهیونیستی و جریانهای تندرو در بدنه حکومت آمریکا تبدیل کرده بود.
میراث خصومت: از تحریم تا حمله به خارک
اهمیت گراهام تنها به نزدیکی با ترامپ محدود نمیشد. او یکی از تندروترین چهرههای سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران بود. گراهام سالها از گزینه نظامی علیه ایران دفاع میکرد و بارها خواستار نابودی زیرساختهای انرژی کشور شده بود. در اظهارنظری مشهور به شبکه فاکس نیوز گفته بود: «این چیزی است که من به رئیسجمهور ترامپ میگویم. چند هفته دیگر ادامه دهید، جزیره خارک را که تمام منابع تولید نفت را در آن دارند، تصرف کنید، آن جزیره را کنترل کنید، بگذارید این رژیم در یک لحظه بمیرد.» حتی نانسی میس، همحزبی او از کارولینای جنوبی هم، او را صراحتاً «ماشین جنگی واشنگتن» نامیده و هشدار داده بود که او سعی دارد آمریکا را به جنگی دیگر مانند عراق بکشاند. در جریان فتنه دی ماه نیز گراهام به یکی از صریحترین حامیان مداخله و فتنه تبدیل شده بود. او در دیدار با رضا پهلوی شیاد و سخنرانی در گردهماییهای ضدایرانی، آشکارا از براندازی حمایت کرده بود. این مواضع تا حدی بود که برخی رسانههای وابسته به شبکههای معاند، لقب «عمو لیندسی» را به او داده بودند و عمویی که البته آرزوی نابودی ایرانیان را داشت.
مرگ مشکوک، اما خوشحالکننده
مرگ ناگهانی گراهام در ۷۱ سالگی، بلافاصله پس از بازگشت از سفر به اوکراین و تنها ساعاتی پس از یک سخنرانی عمومی، با گمانهزنیهای فراوانی هم همراه شد. اگرچه دفتر پزشکی قانونی آمریکا علت اولیه را «پارگی آئورت ناشی از تصلب شرایین» اعلام کرد، اما برخی جریانهای راست افراطی در آمریکا مانند لورا لومر، بلافاصله خواستار بررسی نقش احتمالی ایران یا روسیه شدند. خود همین درخواست هم البته ناشی از آن است که میدانند که رفتار و مواضعی که لیندسی داشت تا چه حد افراطی، غیر قابل قبول و مسخره بوده و به نوعی خود لیندسی و همراهان و دوستان لیندسی کاملاً قبول دارند که باید از طرف ایران یا روسیه حذف بشوند. این حقیقت پذیرفته شده از سوی طرفداران لیندسی همچنین نشان میدهد که توانمندیها و قدرت اطلاعاتی و امنیتی طرفهای دیگر را هم به خوبی شناختهاند که اگر بخواهند میتوانند عناصر نامطلوب و شرور را حذف کنند. اما به هر حال آنچه در این مرگ مشکوک قطعی است، آن است که این مرگ به دست خداوند انجام شده است و تا زمانی که جبهه مخالفان آمریکایی خداوند را دارند، میتوان از این دست اتفاقات را باز هم دید و بارها منتظر شنیدن اخبار مرگ و به هلاکت رسیدن این افراد بود. شاید بهتر باشد که لومر و افراطیهای آمریکایی به جای آنکه به دنبال بهانه داشتن یا به دنبال مقصری برای هلاکت لیندسی بگردند، بروند و با خود مرور کنند که چه شرارتها و کینهتوزیها و خصومتهایی را همین لیندسی انجام داده بود که امروز با این خفت و خواری از دنیا رفته است.
آینده کرسی سناتوری گراهام
بر اساس قانون ایالت کارولینای جنوبی، در صورت فوت سناتور، فرماندار موظف است فردی را بهطور موقت تا زمان برگزاری انتخابات ویژه منصوب کند. با توجه به اینکه کمتر از ۱۱۲ روز به انتخابات نوامبر ۲۰۲۶ باقی مانده، انتصاب موقت تا سوم ژانویه ۲۰۲۷ (پس از انتخابات) اعتبار خواهد داشت. اکنون خواهر گراهام جایگزین او شده است.
گراهام در گورستان تاریخ
لیندسی گراهام مُرد، اما جمهوری اسلامی زنده و پویاست. مرگ این سناتور شرور و جنگطلب، نه تنها ضربهای به جریان تندروی حامی اسرائیل در واشنگتن است، بلکه درس عبرتی برای تمامی دشمنانی است که فروپاشی نظام اسلامی را در رؤیاهای خود میپرورانند. حلقه مشاوره ترامپ اکنون یک صدا را از دست داده است؛ صدایی که هر روز بر طبل جنگ با ایران میکوبید. آینده نشان خواهد داد که این خلأ چگونه بر توازن قدرت در کاخ سفید تأثیر خواهد گذاشت، اما آنچه مسلم است، در این سوی میدان ملتی بزرگ و مبارز و مقاوم مانند ایران همواره مانا و برقرار است و با مستکبران و کینهتوزان زمان تا پای جان و تا آخرین خون خود مبارزه خواهد کرد.