تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۸  ، 
کد خبر : ۷۱۰۶۹

سازمان گوام؛ چالشی جدید برای روسیه (بخش دوم و پایانی)

سیدرضا میرمحمدی اشاره: مطلب حاضر بخش دوم مقاله "سازمان گوآم؛ چالشی جدید برای روسیه" است که بخش اول آن روز دوشنبه 12 شهریورماه به چاپ رسیده. دلیل وقفه در چاپ این جنبش غیرمتعهدها بود که به مناسبت برپایی اجلاس تهران انتشار یافت. نگارنده در مقاله حاضر، به بررسی نقش سازمان گوآم در تحولات منطقه‌ای، بویژه در تعامل با روسیه می‌پردازد. وی معتقد است که ظرفیت‌ها و امتیازات ژئوپلیتیک کشورهای عضو این نهاد و پیوندهای سیاسی ـ اقتصادی آن با قدرت‌های جهانی، تأثیر شگرفی بر دیپلماسی منطقه‌ای روسیه و روابط این کشور با جهان غرب داشته است. مقاله را با هم پی می‌گیریم:

3ـ ظرفیت‌ها و امتیازات ژئوپلتیک منطقه

موقعیت فوق‌العاده مهم ژئواستراتژیک قفقاز جنوبی و حوزه دریای سیاه که کشورهای عضو گوآم در آن قرار گرفته‌اند، نفش کلیدی و غیرقابل انکاری در خطوط ارتباطی و شاهراههای مواصلاتی بین شرق و غرب و شمال و جنوب ایفا می‌کند.

این موقعیت کم‌نظیر جغرافیایی، شرایط بسیار مطلوبی در امر حمل ‌و نقل و ترانزیت کالا و تعامل تجاری و اقتصادی کشورهای منطقه و حتی فراتر از آن را بوجود آورده بطوری که در اجلاس باکو سران کشورهای عضو، یکی از اساسی‌ترین محورهای همکاری را موضوع حمل‌ و نقل عنوان کرده و بر گسترش خطوط مواصلاتی بویژه احداث و گسترش راه‌آهن تأکید کردند. اجرایی کردن لایحه احداث راه‌آهن باکو ـ تفلیس ـ قارص یکی از مصادیق این بخش از همکاری است که به احتمال زیاد در آینده نزدیک تحقق خواهد یافت.

اتصال آسیای مرکزی به اروپا از طریق این منطقه و راه‌اندازی کریدور شمال و جنوب که آنهم با مشارکت و عضویت برخی از اعضای این اتحادیه امکان‌پذیر است، موقعیت ویژه‌ای را به کشورهای این حوزه بخشیده است که این نیز به نوبه خود یکی دیگر از محورها و زمینه‌های مهم همکاری در میان اعضای گوآم محسوب می‌شود و مورد توجه جدی آنهاست.

4ـ ترانزیت انرژی و خطوط انتقال نفت و گاز

در مقطع فعلی، مهمترین محور و زمینه همکاری اعضای گوآم ترانزیت و انرژی و راه‌اندازی و بهره‌برداری از خطوط انتقال نفت و گاز حوزه دریای خزر با استفاده از اراضی کشورهای عضو این سازمان به اروپا و غرب است. جمهوری آذربایجان که تنها دارنده منابع نفت و گاز در مجموعه کشورهای گوآم به حساب می‌آید، برای انتقال این منابع به بازارهای جهانی که عمدتاً غرب و اروپا مدنظر است، می‌بایست خطوط مورد نیاز انتقال نفت و گاز خود را از اراضی اعضای دیگر گوآم عبور دهد. اهمیت این امر زمانی بیش از پیش افزایش یافت که غرب و مشخصاً آمریکا بنابر ملاحظات سیاسی مانع از انتقال انرژی خزر از طریق ایران یا مسیرهای دیگر نظیر روسیه به بازارهای جهانی شد.

شرایط کنونی منطقه طوری رقم خورده است که جمهوری آذربایحان به عنوان دارنده ذخایر قابل توجه نفت و گاز از یک طرف و اعضای دیگر گوآم از سوی دیگر با درک متقابل موقعیت و نیازهای همدیگر احتیاج به نزدیکی و همگرایی بیشتر دارند تا قبل از صدور منابع انرژی موجود در خزر به منافع مشترک دست پیدا کنند. البته این وضعیت را بیش از هر چیز و هر کسی، سلطه‌گری آمریکا به وجود آورده وگرنه آذربایجان گزینه‌ها و مسیرهای مختلفی برای صدور نفت و گاز خود در پیش رو دارد که می‌تواند بدون استفاده از اراضی سایر کشورهای عضو گوآم نسبت به انتقال و فروش آن اقدام نماید.

در اجلاس باکو، الهام علی‌اف، رئیس‌جمهوری آذربایجان ضمن اعلام اینکه سه حوزه نفتی متعلق به کشورش یعنی آذری، چراغ گونشلی، 1 میلیارد و 200 میلیون تن نفت و حوزه‌های در حال بهره‌برداری گاز جمهوری آذربایجان 5/1 تریلیون متر مکعب ذخیره گاز دارند، نسبت به ضرورت گسترش خطوط انتقال نفت و گاز خزر به اروپا تأکید کرد. بر این اساس، سران اعضای گوآم در نشست فوق، علاوه بر اشاره به لزوم تکمیل ظرفیت انتقال خط لوله باکو ـ تفلیس ـ جیهان که در حال حاضر با نصف ظرفیت خود فعال است، به احداث یک خط لوله جدید نفتی در مسیر ادسا ـ پرودی ـ گدانسک تأکید کردند. در صورت تحقق این امر، نفت خزر پس از انتقال به دریای سیاه، از طریق همین خط به سواحل دریای بالتیک در شمال اروپا منتقل می‌شود.

این در حالی است که هم‌اینک خط لوله انتقال گاز باکو ـ تفلیس ـ ارزروم نیز تا گرجستان فعال شده و تا سال آینده میلادی گاز خزر را به پایانه احداث شده در ارزروم ترکیه منتقل خواهد کرد.

5ـ غربگرایی

رهبرانی که در سال 1997 میلادی با صدور بیانیه‌ای در استراسبورگ اقدام به تاسیس سازمان همکاری‌های منطقه‌ای گوآم کردند، پرورش‌یافتگان مکتب کمونیسم و دست‌پروردگان کرملین بودند و هنوز علقه‌های چند ده ساله خود نسبت به مسکو و جماعت روس‌تبار را کاملاً قطع نکرده بودند. کسانی مثل لئونید کوچما، حیدر علی‌اف و ادوارد شوارد نادزه روسای جمهور اوکراین، جمهوری آذربایجان و گرجستان علی‌رغم رنجشها و گلایه‌های فراوانی که از عملکرد رهبران مسکو طی سال‌های 1991 تا 1997 میلادی داشتند، هنوز خود را بی‌نیاز از نظر لطف اختیارداران کاخ کرملین نمی‌دیدند و تمایلی به خراب کردن همه پل‌های پشت سر خود در روابطشان با مسکو نشان نمی‌دادند. بنابراین دلایل اولیه و اصلی تاسیس گوآم از نظر آنان در درجه نخست ناظر بر همکاری در جهت حل مناقشات درونی و مقابله به حرکت‌های جدایی‌طلبانه بود.

در سال 2003م رهبران کشورهای عضو گوآم تقریباً به فاصله چند ماه عوض شده و نسل قدیم رهبران این جمهوری‌ها جای خود را به نسل جدیدی از رهبران جوانتر و غربگراتر دادند. با این رویداد مهم که همراه با انقلاب رنگی در دو جمهوری از چهار کشور عضو گوآم (گرجستان و اوکراین) بود، روحیات ضدروسی و یا به بیان دیگر غربگرایانه در این کشورها تشدید شد. بطوری که به تبع آن دولت‌هایی که سر کار آمدند بیشتر و آشکارتر از رهبران قبلی این جمهوری‌ها روسیه‌ستیزی را در پیش گرفتند.

6ـ منطقه آزاد تجاری

در مذاکرات نشست سران گوآم در باکو، یکی دیگر از موضوعات و محورهای مذاکره که به عنوان بستر و زمینه همکاری از آن یاد شد، ایجاد منطقه آزاد تجاری در بین کشورهای عضو بود. یوشچنکو و ساآکاشویلی، روسای جمهوری اوکراین و گرجستان و «واسیلی تارلو»، نخست‌وزیر مولداوی در سخنرانی‌های خود مشخصاً روی این موضوع تاکید کرده و خواستار اجرایی شدن آن در آینده شدند. تارلو این کار را مقدمه پیوستن به سازمان تجارت جهانی (WTO) قلمداد نمود و پیشنهاد کرد این پروژه در صورت اجرا، متناسب با قواعد و مقررات WTO پیش برود تا زمینه‌های الحاق به سازمان فوق به مرور فراهم گردد.

7ـ همکاری‌های فرهنگی

همکاری‌ها و تبادلات فرهنگی که معمولاً بسترساز تفاهمات سیاسی و مبادلات اقتصادی میان کشورها، چه به صورت دوجانبه و چه در قالب همکاری‌های چندجانبه محسوب می‌شود، مورد توجه رهبران گوآم بوده و در اجلاس اخیر نیز بر آن تاکید شد.

یکی از اسنادی که در اجلاس باکو توسط رهبران کشورهای عضو به امضا رسید توافق‌نامه همکاری‌های فرهنگی اعضای گو‌آم برای مدت سه سال (2007 تا 2010) بود و طرفها براساس آن متعهد شدند طی سه سال آینده گام‌های عملی چشم‌گیری در این راستا برداشته و برنامه‌هایی را در کشورهای همدیگر به اجرا در آورند.

جهت‌گیری‌ها و رویکردهای گوآم

با به قدرت رسیدن چهره‌های غرب‌گرا و ضدروس در پی وقوع انقلاب‌های رنگی در برخی از اعضای گوآم و روی کار آمدن عناصر جوان و پرانگیزه در تعدادی دیگر از آنها، این سازمان تا حدود زیادی از انفعال یا حداقل از کم تحرکی خارج شده و شتاب چشم‌گیری در حرکت کند آن بوجود آمده است.

تعییر عنوان این اتحادیه همکاری منطقه‌ای به «سازمان توسعه دموکراسی و اقتصادی گوآم» نشان از برداشتن گامی دیگر در جهت فعال‌سازی آن و گسترش دایره عملکرد چنین مجموعه‌ای تلقی می‌شود.

الهام علی‌اف میزبان اجلاس دوم سران و رئیس یک سال آینده سازمان در سخنرانی افتتاحیه نشست باکو بر گسترش میدان فعالیت گوآم از چارچوب منطقه‌ای به وسعت و حیطه بین‌المللی تاکید کرد و اعلام نمود که گوآم از این پس در هیئت و ساختار یک سازمان بین‌المللی ظاهر خواهد شد.

با توجه به تحرکات و فعالیت‌های دو سال اخیر گوآم و با عنایت به موضع‌گیری‌ها و اظهارات رهبران کشورهای عضو، جهت‌گیری‌ها و رویکردهای اصلی این سازمان منطقه‌ای را می‌توان در موارد زیر جمع‌بندی کرد:

الف) رهایی از وابستگی به روسیه و سلطه مسکو

یکی از دلایل و انگیزه‌های اولیه اعضای گوآم در تشکیل این سازمان، نارضایتی از روسیه و علاقمندی به ارتباط و تعامل هر چه بیشتر با غرب و اروپا بود. با عنایت به اینکه هر چهار عضو این سازمان از جمهوری‌های شوروی بوده و بطور سنتی در تمام عرصه‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و حتی تا حدود زیادی فرهگی وابستگی به مسکو داشتند، طبیعی است که پس از کسب استقلال، رهایی از قید و بندهای این وابستگی، از دغدغه‌ها و تمایلات آشکار آنها بوده باشد.

رویکرد رهایی این کشورها از مسکو در تمام حوزه‌ها پیگیری می‌شود و ضرورت این مسئله از دید آنها غیرقابل تردید تلقی می‌گردد. مواضع انتقاد‌آمیز و در مواردی شدیداً ضدروسی برخی از رهبران گوآم ماهیتی «آنتی‌روس» به سازمان گوآم داده است بطوری که این امر در نشست‌ها و سخنرانی‌های رسمی رهبران عضو کاملاً آشکار است. در نشست اخیر روسای جمهور گوآم در باکو، الهام علی‌اف، ساآکاشویلی و واسیلی تارلو بدون نام بردن از روسیه، این کشور را به تجاوزگری متهم کرده و عامل اصلی مسئله جدایی‌طلبی در این جمهوری‌ها قلمداد کردند. بنابراین در اینکه یکی از رویکردهای اصلی گوآم رهایی از سلطه روسیه در ابعاد مختلف است، تردید وجود ندارد و این خطر در میان رهبران کشورهای عضو به صورت پررنگ مشاهده می‌شود.

ب) پیوستن به ساختارهای اروپایی

ورود در ساختارهای اروپایی و همکاری و همگرایی تنگاتنگ با اتحادیه اروپا از جهت‌گیری‌های اصلی و اساسی گوآم به حساب می‌آید و رهبران کشورهای عضو این مجموعه تلاش می‌کنند روز به روز بر شتاب خود در این مسیر افزوده و پشت سر هم، گام‌های جدیدی در این راه بردارند. به نظر می‌رسد این کشورها پس از عضویت در برخی ساختارها اروپایی نظیر شورای اروپا، سازمان امنیت و همکاری اروپا که طی چند سال گذشته اتفاق افتاد، هم‌اینک نیم‌نگاهی به اتحادیه اروپا دارند و خیلی علاقه دارند در خصوص طرح و پیگیری این مسئله، چراغ سبزهایی از سوی آن اتحادیه دریافت نمایند.

اگرچه موانع زیادی پیش روی برخی از کشورهای عضو این مجموعه نظیر آذربایجان وجود دارد و سرنوشت ترکیه مثال روشن پیمودن این راه سخت و دشوار است، ولی در مجموع در اعضای گوآم انگیزه و امید بیشتری به آن دارند و هر از گاه به صورت غیرمستقمی هم که شده آن را بر زبان جاری می‌کنند.

اینکه آیا در این راه توفیقی نصیب اعضای گوآم خواهد شد یا نه نیاز به گذشت زمان و چگونگی پیشرفت امور در آینده دارد.

ج) همکاری با ناتو و تلاش برای عضویت در آن

پیمان نظامی ناتو به عنوان یکی از ابزارهای قدرتمند اروپا و آمریکا در جهت تحکیم و گسترش هژمونی غرب در جهان، پیشروی به سمت شرق را از راهبردهای اصلی خود در دوران پس از فروپاشی شوروی قرار داده است. بی‌شک نفوذ و حضور در قفقاز و شرق اروپا (مرزهای جنوبی و غربی روسیه) از حلقه‌های اولیه و اولویت‌دار این حرکت است و سالهاست که فرماندهی و دبیرخانه ناتو برنامه‌هایی را بدین منظور طراحی و اجرا می‌کنند که یکی از مشخص‌ترین آنها برنامه همکاری برای صلح است. هم‌اکنون کشورهای عضو گوام در چارچوب این برنامه، همکاری‌های نزدیک و مستمری با ناتو دارند.

برخی از کشورهای عضو گوام از جمله گرجستان و اوکراین فراتر از این رفته و رسماً درخواست عضویت در ناتو را ارائه داده‌اند و بصورت جدی علاقمند هستند تا وارد آن شوند. به رغم مخالفت روسیه با این روند، ناتو هم به صورت آرام و خزنده فواصل این مسیر را طی می‌کند و با انگیزه‌هایی که در میان رهبران برخی از اعضای گوام وجود دارد، احتمال تحقق آن در آینده منتفی نیست.

د) توسعه و پیشرفت اقتصادی اعضا

تردیدی نیست که یکی از رویکردهای اعضای گوام در قالب همکاری و فعالیت جمعی در این سازمان، تلاش مضاعف برای رسیدن به مراتب رشد و ترقی اقتصادی و صنعتی است. ظرفیت‌ها و امکانات موجود در منطقه و بهره‌مندی از موقعیت استراتژیک جغرافیایی توسط اعضاء، انگیزه آنان را در این راه دو چندان کرده و آنان را برای رسیدن به این هدف گردهم جمع کرده است.

درآمدهای حاصل از صدور نفت و گاز خزر که در درجه اول نصیب جمهوری آذربایجان و در مرتبه دوم بواسطه حق ترانزیت، عاید سایر اعضا می‌شود، امکان سرمایه‌گذاری در بخشهای مختلف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را به آنها می‌دهد.

احداث و فعالیت خطوط آهن، ایجاد کریدورهای مواصلاتی در محورهای شمال ـ جنوب و شرق ـ غرب و راه‌اندازی منطقه آزاد تجاری و بازار مشترک که مدنظر رهبران و روسای کشورهای عضو است، می‌تواند به این رود کمک شایانی کرده و نتایج ملموسی داشته باشد.

سخن آخر

1ـ طی چند سالی که از فروپاشی شوروی می‌گذرد، جمهوری‌های جدا شده از پیکره آن، از فرصت‌های بدست آمده استفاده کرده و تلاش نمودند با دنیای خارج از روسیه و دیگر مجامع و سازمانهای منطقه‌ای و بین‌المللی پیوند و ارتباط دوستی و کاری برقرار سازند. عضویت جمهوری آذربایجان و 5 کشور آسیای مرکزی (ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان، تاجیکستان و قزاقستان) در سازمان همکاری‌های اقتصادی اکو، الحاق آنها به سازمان کنفرانس اسلامی، پیوستن ارمنستان، جمهوری آذربایجان، گرجستان و اوکراین به سازمان همکاری‌های منطقه‌ای دریای سیاه و نمونه‌هایی از این قبیل مثال‌های بارز این حرکت است. تاسیس و فعالیت سازمان گوام را هم می‌توان در تداوم این رویکرد ارزیابی کرد و آن را تلاشی برای رهایی از سلطه روسیه و نزدیکی به قدرت‌ها و کشورهای دیگر به حساب آورد.

2ـ با توجه به حضور هیئت‌های نمایندگی آمریکا در نشست‌های دوره‌ای گوام و نقشی که واشنگتن در پیشنهاد اولیه تشکیل آن داشته، می‌توان ادعا کرد که در پس پرده تولد سازمانی بنام گوام، آمریکا هم دارای منافعی است و مقاصدی را تعقیب می‌کند. محدود کردن هر چه بیشتر روسیه، پیشروی در حوزه نفوذ سنتی آن، استفاده از امکانات و ذخایر نفت و گاز منطقه، یارگیری برای پیاده کردن سایر خطوط و سرفصل‌های راهبرد جهانی واشنگتن برای آینده محاصره جغرافیایی ایران اسلامی به عنوان کانون حرکت‌های ضدآمریکایی و رهبر بیداری ملت‌های مسلمان، از جمله اهداف و مقاصد آمریکا از حضور و فعالیت در چارچوب کاری برخی سازمانهای منطقه‌ای نظیر گوام به حساب می‌آید. ضور چشمگیر و فعال برخی کشورهای تازه عضویت یافته در اتحادیه اروپا از شرق این قاره همانند لهستان، رومانی، لیتوانی یا بلغارستان هم معنی‌دار است. شاید این امر در راستای سرمایه‌گذاری واشنگتن بر روی کشورهای اروپای شرقی و در ارتباط با سخن رامسفلد وزیر دفاع سابق این کشور مبنی بر تقسیم‌بندی اروپا به دو بخش پیر و جوان قابل تحلیل باشد. وی در آن اظهارنظر تفسیر بزرگان اروپا نظیر فرانسه و آلمان را نمایندگان اروپای پیر و فرسوده و جمهوری‌های شرقی آن را نمایندگان اروپای جوان معرفی کرده بود.

3ـ علی‌رغم وجود ظرفیت‌ها و بسترهای مساعد برای گسترش و پیشرفت گوام هنوز قضاوت در خصوص میزان توفیق کارآیی این سازمان در آینده نزدیک، قدری دشوار است و باید منتظر گذشت زمان شد. نمی‌توان از نظر دور داشت که این جمهوری‌ها، جوان و تازه استقلال‌یافته هستند و از پختگی و تجربه سیاسی و تاریخی لازم برای جریان‌سازی در عرصه فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی بزرگ در حجم و مقیاس بین‌المللی برخوردار نیستند.

افزون بر این، رهبران این کشورها باید از آلت دست شدن پرهیز کرده و از اینکه ابزاری در دست اروپا و آمریکا برای رسیدن به منافع و مقاصد یکسویه آنان باشند، خودداری نمایند. همکاری و همگرایی منطقه‌ای به شرط اینکه با رویکرد مستقلانه و با لحاظ منافع ملی کشورهای منطقه باشد پسندیده و حتی در دنیای کنونی اجتناب‌ناپذیر است و اگر گوآم در این مسیر حرکت نماید، از حمایت سایر کشورهای پیرامونی هم می‌تواند بهره‌مند شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات