بصیرت - صفحه 4082

برچسب ها
کد خبر: ۲۸۵۱۵۴    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۱۰/۰۶

رئیس مجلس خبرگان رهبری:
کد خبر: ۲۸۵۱۵۳    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۱۰/۰۶

رضا هاکان تکین، سفیر ترکیه در گفت‌وگو با جام‌جم:
اشاره: مصاحبه پیش رو قبل از جنگ ترکیه علیه پ.ک.ک گرفته شده است و در این فاصله اتفاقات زیادی روی داده است که از جمله آنها می توان به عملیات مشترک واشنگتن و آنکارا علیه داعش، افزایش ناامنی در ترکیه، سقوط ارزش لیر، مشکلات اقتصادی اردوغان و جنجال بر سر برگزاری انتخابات زودهنگام اشاره کرد. با وجود این، در این مصاحبه به نکات مهمی اشاره شده که خواندن آن خالی از لطف نیست.
کد خبر: ۲۸۵۱۵۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۱۰/۰۶

گفت‌و‌گو با دكتر رامين خانبگي
اشاره: انسان تنها موجود اين عالم بود كه حق داشت خودش را بسازد و در اين ساخت و ساز همه عالم را مسخر خويش سازد و او اينك مي‌رود تا در آستانه تحولي بزرگ، آنچه را كه از خود ساخته است در آينه تاريخ تماشا كند. اما به راستي انسان امروز ماحصل كدام مهندسي و محصول چه نوع پرورشي است كه از ديدن اين همه اعوجاج و ناراستي بر وجود خود رنج مي‌كشد و براي فرار از خويشتن روزي هزار مرتبه آينه را مي‌شكند؟ ديوي و ددي به گونه‌اي وجودش را فرا گرفته است كه ديگر نه چراغي بر دست مي‌گيرد، نه عزمي به گردش دارد و نه انسانش آرزوست آيا به راستي فرجام انسان مدرن اين است؟ و آيا عاقبت كار مدرنيته اينجا بود؟ ميليون‌ها انسان تازه داشتند به شعارها و نمادهاي مدرنيسم دل مي‌بستند و به راهي كه مي‌روند يا خواهند رفت اميدوار مي‌شدند كه به گونه‌اي بيشرمانه برهنگي‌هاي فرهنگ مدرنيته آشكار شد و از پس آن همه زرق و برق و جلال و جبروت چهره‌اي پلشت و صدايي مهيب به چشم و گوش رسيد كه آب پاكي به روي انديشه‌هاي خوش‌بينانه ريخت و هاله‌اي از سكوت و بهت و دل‌واپسي بر افكار افكند. عجبا كه پروژه جهاني شدن در اين گاه تبليغ و ترويج و تاكيد مي‌شود كه مدرنيته عريان شده به روي هر چه شرافت و نجابت است به تمسخر و تحقير مي‌خندد و انگشت اشاره‌اش را بر اين همه حماقت بره‌وار نشانه رفته است. سردمداران دنياي مدرن، با خونسردي تمام، جنگ و غارت و تبعيض و استبداد را در هر گوشه جهان كه بخواهند دامن مي‌زنند و با چكمه‌هاي سنگين خود گام بر سرزمين‌هايي مي‌كوبند كه مالامال از اشك چشم و خون دل مظلومين و محرومين است. اما اسفا اين عجوزه كه عروس هزار داماد است همچنان براي عده‌اي دل‌ربايي مي‌كند و بسياري را در آرزوي وصال خويش به تقلا كشانده است. براي كند و كاو در بنيادهاي مدرنيسم و كنكاش در فرم‌ها و نرم‌هاي پروژه جهاني شدن به سراغ دكتر رامين خانبگي آمديم تا در پاي بيان جذاب و دل‌چسب او به عمق و ژرفاي انديشه‌هايش راه يابيم و از سال‌ها مطالعه و تحقيق و تاليف و ممارست او در غرب‌شناسي و فلسفه معاصر طرفي ببنديم و بهره‌اي ببريم. او به زبان‌هاي انگليسي، فرانسه و عربي تسلط دارد و ترجمه‌هاي ارزشمندي از وي به گنجينه علمي كشور افزوده شده است. اما تواضع و فروتني، سادگي و بي‌توقعي، و حقيقت‌جويي و علم‌اندوزي او را زينت كتابخانه ساخته و در هاله‌اي از ناشناختگي قرار داده است. انتشار اين گفت‌و‌گو هم علاقه‌مندان به مقوله جهاني شدن را به كار تحقيق و تامل خواهد آورد و هم بهانه‌اي است براي آشنايي اجمالي با انديشه‌هاي اين استاد دانشمند و فرهيخته. از او و از شما كه امكان اين گفت‌و‌گو و فرصت اين آشنايي را فراهم نموده‌ايد پيشاپيش قدرداني و تشكر مي‌كنيم.
کد خبر: ۲۸۵۱۵۱    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۱۰/۰۶

زيبا كلام در رابطه با اينكه اگر توافق در دوران احمدي‌نژاد حاصل مي‌شد. خبر داد:
کد خبر: ۲۸۵۱۵۰    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۱۰/۰۶

مقدمه: انقلاب، به عنوان راهكاري سريع براي ايجاد تحولي بنيادين و همه‌جانبه در ساختار سياسي جامعه، از ويژگي‌هايي برخوردار است كه مهم‌ترين آن «شالوده‌شكني» است. شالوده‌شكني به معني درهم ريختن نُرم‌ها، نمادها، نهادها و ساختارهاي حاكم بر يك جامعه، شرط لازم و ضرور شكل‌گيري يك انقلاب پيروز است. در هر انقلابي، گستره، عمق و عرصه‌هاي اين شالوده‌شكني، متفاوت است. در برخي انقلاب‌ها، تنها شالوده‌هاي سياسي و ساختار نظم حاكم بر جامعه دچار تحول و دگرگوني مي‌شود، ولي برخي انقلاب‌ها، عرصه‌هاي فرهنگي، اقتصادي، و اجتماعي را هم در معرض تحول عميق قرار داده، و شالوده‌شكني را به اين عرصه‌ها هم گسترش مي‌دهند. از همين روي، انقلاب‌ها سنت‌شكن تلقي مي‌شوند و مقابله با سنت‌هاي ديرپاي جامعه، در همان عرصه‌هايي كه انقلاب در آن‌ها روي مي‌دهد، امري است كه گويا لازمه‌ي ذاتي انقلاب‌ها شمرده مي‌شود. اما انقلاب اسلامي ايران از نگاه محققان و جامعه‌شناسان برجسته‌ي انقلاب، اگرچه انقلابي جامع و عميق بود، ولي از نظر مواجهه با سنت‌هاي ريشه‌دار جامعه، نه تنها با آن‌ها تقابل نداشت، بلكه اساسا با تكيه بر باورها، ارزش‌ها، نهادها و نمادهايي شكل گرفت كه در عرف جامعه‌شناسي، «سنت» تلقي مي‌شود.1 البته مي‌توان گفت شالوده‌شكني انقلاب اسلامي، عمدتا در عرصه‌ي قالب‌ها، نمادها و گفتمان‌هاي متحجرانه و جمودگرايانه ظهور و بروز پيدا كرد. در اين مقاله برآنيم نسبت انقلاب اسلامي با مقوله‌ي تحجر و سنت را ارزيابي كرده و ميزان توفيق آن را در تقابل با تحجر بررسي كنيم. از نگاه كساني كه سنت و تحجر را مترادف مي‌انگارند، اين يك تعبير تناقض‌نما تلقي مي‌شود كه انقلاب اسلامي ايران، ضمن برخورداري از روح سنت‌گرايي و تلاش براي احياي ارزش‌ها و آرمان‌هاي ديني، در عين حال، جهت‌گيري ضدمتحجرانه و اصلاح‌گرايانه داشته باشد. اين تلقي، ناشي از يكي دانستن مفهوم سنت و تحجر و برخاسته از اين برداشت نادرست است كه هر چه ريشه در سنت‌هاي جامعه داشته باشد، متحجرانه و ايستا است و آن چه به دوران مدرن تعلق دارد پويا و مترقي است، بنابراين تبيين دقيق و شفاف دو مفهوم «سنت» و «تحجر» براي اين بحث، ضرور است.
کد خبر: ۲۸۵۱۴۹    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۱۰/۰۶

«ابتکار» از حاشیه‌سازی‌های دلواپسان در کمیسیون برجام گزارش می‌دهد؛
کد خبر: ۲۸۵۱۴۸    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۱۰/۰۶

دشمن در مقابل موج رو به گسترش انقلاب اسلامی چه رویکردهایی را در پیش گرفته است؟
کد خبر: ۲۸۵۱۴۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۱۰/۰۶

اشاره: استاد شهيد مطهري، اسلام‌شناسي كم‌نظير1 بود كه در دو جهت درك ديني (دين‌شناسي) و درد ديني (دينداري) از وسعت انديشه، آفاق فكري گسترده و جامع، و مساله‌شناسي، زمان‌شناسي، بيداري و بينايي در عرصه‌ي تفكر ديني، خطرشناسي و معرفت به ضرورت‌ها، هدف‌ها، موضوعات، نيازهاي عصري و مرزباني انديشه‌ي ناب اسلامي برخوردار بود. او با ابعاد فكري گسترده، حضور در زمان، شناخت مرزهاي فكري، شناخت تحولات و حقانيت مكتب اسلام2 توانست مبناي فكري نظام اسلامي را كه از كتاب و سنت برگرفته بود، پي‌ريزي نمايد.3 استاد شهيد با عقل سليم و رشد يافته و روح لطيف و نوراني و بهره‌گيري از استادان حكمت، عرفان، فقه و شريعت اسلامي و انديشه پويا و بالنده، كارآمد، خلاق، نقاد و مولد خويش توانست در دو بعد ايجابي و سلبي به ادراك و ابلاغ صحيح انديشه و بينش اسلامي بپردازد. او اعتقاد راسخ داشت كه جهان‌بيني اسلامي، توانمندي لازم را در تبيين عقلاني جهان داشته و اثبات‌پذير، تعهدآور، حرارت‌زا، تقدس‌بخش و عشق‌آفرين است و همه هَم خويش را در راستاي انحراف‌شناسي فكري و عملي از دو جبهه‌ي ذيل به كار برد: الف.‌ جبهه‌ي بيروني كه در خارج از محيط و جامعه‌ي اسلامي، به وسيله‌ي بيگانگان شكل گرفته و انديشه‌هاي آن‌ها، چه غربي و چه شرقي را به داخل، وارد مي‌كرد. ب. جبهه دروني كه خطر آن را به مراتب بيش‌تر از جبهه بيروني، مي‌دانست. استاد مطهري با تحليل درست و جامعي كه از جريانات كلامي، فلسفي و مجموعه‌ي معارف و فرهنگ اسلامي داشت، خطراتي چون جهل، جمود و التقاط را مطرح و با آن‌ها مبارزه كرد.4 به آسيب‌شناسي معرفتي و اجتماعي فرهنگ اسلامي پرداخته است و چون متفكري نقاد و دردمند، ايفاي مسئوليت كرد و در عرصه‌هاي حكمت نظري و عملي، مسايل معرفتي و اجتماعي، نقش‌آفرين بود. او به احياء انديشه و تفكر اسلامي پرداخت و مصونيت هر نهضت اجتماعي از افتادن در دام جريان‌ها را، مرهون نهضت فكري و فرهنگي مي‌دانست5 از وضع انتشارات اسلامي بسيار نگران و از نفوذ انديشه‌هاي بيگانه با مارك اسلامي،6 چه از روي سوءنيت يا بدون آن، بسيار دل‌نگران بود، راه مبارزه را عرضه داشتن صريح مكتب در همه‌ي زمينه‌ها با زبان روز دانسته7 و تفكر اسلامي را تفكري آسيب‌ديده و آفت‌زده مي‌دانست كه بايد به آسيب‌شناسي و آفت‌زدايي آن پرداخت. آفات را به قديم و جديد تقسيم كرده،8 عوامل تصفيه تفكر اسلامي را در رجوع به قرآن، سنت، سيره ناب پيامبر، ائمه(ع) و عقل مي‌دانست9 و با دو مسير انحرافي افراط و تفريط در عرصه‌ي معارف ديني به شدت مخالفت كرده، مبارزه‌ي عقلاني مي‌كرد و راه اعتدال را تبيين و ترويج مي‌فرمود.10 در اين مقاله برآنيم تا دو انحراف عظيم جمود و جهل كه منشا تحجرگرايي و تجددطلبي افراطي و التقاط‌زدگي است و هر كدام در عر عصر و زماني با روحي واحد، قالبي متكثر و متعدد به حسب زمان مي‌پوشند و نقابدارانه در متن و بدنه‌ي فرهنگ و آموزه‌هاي اسلامي نفوذ مي‌‌كنند را از افق انديشه‌ي استاد مطهري مطرح و راه درمان آن را جست‌و‌جو نماييم تا در دام پوزيتويسم معرفتي و ليبراليسم فكري و اجتماعي و سكولاريسم نظري و عملي قرار نگيريم و معيار سنجش و شناخت درست معرفت و عمل ديني را به دست آوريم، در دام پلوراليسم نقابدار ديني قرار نگرفته، با معنويت زميني كه جاي معنويت آسماني را مي‌گيرد و به عنوان دين مشترك عرضه مي‌شود، مبارزه نماييم و با انديشه‌هاي ناب آن شهيد زنده و پاينده به نقل و نقد انديشه‌هاي بيگانه پرداخته و در جهت تبيين درست، جامع و ناب تفكر اسلامي برآييم و چون او بر دو روي يك سكه، يعني توانايي، پويايي و كارآمدي دين از يك طرف و خلوص و شفافيت تفكر ديني از طرف ديگر، تكيه و تاكيد كنيم تا با احيا دين و اصلاح جامعه ديني به سوي آرمان‌هاي دست‌يافتني اسلام ناب محمدي(ص) در عرصه‌هاي گوناگون گام برداريم بمن الله و كرمه.
کد خبر: ۲۸۵۱۴۶    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۱۰/۰۶

چکیده: از دهه 1950 شوروی، به مدت چهار دهه، منبع اصلی تامین سلاحهای تعدادی از کشورهای عربی خاورمیانه بود. پس از فروپاشی شوروی، روسیه مشتاقانه در پی تداوم و گسترش همکاریهای نظامی با دولتهای منطقه برآمد، اما عواملی چون ضعف اقتصادی این کشور و ورود رقیبانی از جمهوریهای سابق شوروی به بازار تسلیحات خاورمیانه موجب شد که هدف این کشور به طور کامل تحقق پیدا نکند. با نظر به راهبردهای همکاریهای نظامی روسیه با کشورهای منطقه، روابط نظامی این کشور با ایران، سوریه، لیبی و امارات متحده عربی بین سالهای 2000 – 1992 در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است. البته نویسنده روابط نظامی روسیه با دیگر کشورهای منطقه را هم به صورت گذرا مورد توجه قرار داده است. این پژوهش نشان می‌دهد که مسکو، به رغم فشارهای آمریکا و اسراییل، همچنان به دنبال افزایش صادرات نظامی خود است، اگرچه خاورمیانه در سلسله مراتب اهداف سیاست خارجی و امنیت روس‌ها در اولویت قرار ندارد. کلیدواژه‌ها: سیاست خارجی روسیه، منطقه خاورمیانه، جنگ سرد، همکاریهای نظامی، رقابت تسلیحاتی، سلاحهای متعارف مقدمه: از دهه 1950 به بعد، به مدت چهار دهه، اتحاد جماهیر شوروی نقش کلیدی را در توسعه تواناییهای نظامی دولتهای عربی ایفا می‌کرد. شوروی در طول دوره جنگ سرد تجهیزات نظامی این کشورها را تهیه می‌کرد، افسران آنها را در مدارس نظامی خود آموزش می‌داد و مستشاران نظامی را به کشورهای متحد منطقه‌ای خود مانند مصر (قبل از 1972)، سوریه، لیبی، یمن، الجزایر و عراق می‌فرستاد. این فعالیتها در قالب رقابتهای شوروی با آمریکا برای نفوذ در منطقه خاورمیانه بود. این کمکها با شرایط مناسب، اغلب رایگان و یا به صورت وامهای بلندمدت بود که بسیاری از مواقع انتظاری به برگشت آنها نیز نبود. کمکهای اتحاد جماهیر شوروی برای تعدادی از کشورهای عربی از جنبه نظامی و ژئوپلیتیکی اهمیت داشت. اگرچه کمکهای شوروی منافع تاکتیکی و کوتاه‌مدتی را برای متحدانش در پی داشت، هرگز موجب برتری آنها در خلال منازعه اعراب – اسراییل نگردید. دلایل زیادی درباره عدم کفایت و کارایی این کمکها وجود داشت. مهم‌ترین دلیل در این زمینه این بود که شوروی آموزشهای گزینشی و ناکافی به اقمار خود می‌داد و به همین جهت آنها توانایی ضعیفی برای جذب و استفاده از تسلیحات پیشرفته شوروی داشتند. اگرچه اتحاد جماهیر شوروی به سوریه و مصر، جنگنده‌های میگ 21، سوخو 7، تانک تی – 55 و سایر تجهیزات پیشرفته می‌داد، آنها هنوز از شکست خفت‌بار در جنگ 1967 رنج می‌برند. شوروی بعدها، 20 میلیارد دلار تسلیحات نظامی به سوریه داد، اما نیروهای نظامی سوریه به علت مشکلات سیاسی و امنیتی نتوانستند از آنها برای عملیات نظامی در لبنان قبل از اشغال استفاده کنند. این ناتوانی در خلال حمله اسراییل به جنوب لبنان در سال 1982 به نمایش گذاشته شد؛ یعنی زمانی که ارتش سوریه به رغم ورود محموله‌های فراوان نظامی از مسکو نتوانست کاری از پیش ببرد. اکثر پیشرفتهایی که طی این سالها در تواناییهای نظامی سوریه اتفاق می‌افتاد، بیشتر ناشی از افزایش مهارت آنان در استفاده از سلاحهای قدیمی بود تا عرضه فناوری جدید از طرف اتحاد جماهیر شوروی. در حقیقت کمکهای نظامی شوروی قادر به جبران برتری نیروهای مجهزتر و آموزش دیده‌تر اسراییلی که از هر جهت آماده‌تر بودند، نبود. دومین دلیل در پایین بودن اثر کمکهای نظامی شوروی، محدودیتهای مسکو در ارسال تجهیزات پیشرفته ویژه (نظیر سلاحهای کشتار جمعی) به اقمارش به علت ترس از پروردن بحرانهایی بود که به طور مستقیم آن را در مقابل آمریکا قرار می‌داد. در حالی که برخی از تجهیزات جدید به کشورهای عربی داده می‌شد، جدیدترین و پیشرفته‌ترین تسلیحات نظیر موشکهای اس.اس – 1، اسکاد، و اس.اس.ام.اس 25 هرگز به دست کشورهای مذکور نرسید. همکاری نظامی اتحاد جماهیر شوروی با دولتهای عرب یک معامله بزرگ در طول جنگ سرد – عرضه سلاحهای ارزان در مقابل نفوذ سیاسی – بود که برای هر دو طرف سود داشت. به هر حال حتی در طول دوره جنگ سرد نیز شوروی به طور کامل نتوانست رفتار اقمارش را به علت نفوذ سیاسی محدود کنترل نماید. از سوی دیگر، این معامله نیز برای همیشه توسط طرفین مورد قبول نبود به طوری که مصر در سال 1972 تمام روابط نظامی خود را با شوروی قطع کرد. در همین حال شوروی نتوانست به عراق در خلال جنگ خلیج‌فارس کمک نظامی کند. پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، همکاریهای نظامی روسیه با دولتهای منطقه در مقایسه با دو اصل همکاریهای نظامی شوروی دچار تغییری مهم شد. از یک طرف، روسیه در موقعیتی نبود که بتواند از موضع یک کمک‌دهنده مالی بزرگ برای افزایش نفوذ سیاسی در متحدان سنتی شوروی مانند دوره قبل کمکهای نظامی گسترده ارسال نماید. به علاوه حتی تاکنون نیز ایفای نقش سیاسی در خاورمیانه به عنوان اولویت مهم سیاست خارجی و امنیتی روسیه مطرح نشده است، اگر هم گاهی اوقات بیانیه‌هایی صادر شده، عملاً پشتوانه‌ای واقعی نداشته است. از طرف دیگر، روسیه نمی‌توانست به منطقه سلاح صادر نکند؛ چون کاملاً به این مسئله متکی است. تمام تسلیحاتی که طی این مدت از روسیه به کشورهای منطقه خاورمیانه فروخته شده است، پروژه‌های صرفاً بازرگانی و تجاری بوده‌اند که توسط شرکتهای صادرکننده سلاح و یا تولیدکنندگان خصوصی انجام می‌شده است. این مسئله به خوبی درباره ایران مصداق دارد؛ زیرا به رغم تحریمها و فشارهای آمریکا، همکاریهای نظامی طرفهای روسی با ایران قطع نشد. همچنین همکاریهای نظامی روسیه با لیبی، سوریه و به نوعی با عراق تحت همین شرایط ادامه یافت. در نتیجه این دو تغییر مهم، همکاری نظامی با کشورهای خاورمیانه به رغم کاهش مقدار آن، ممکن است به طور بالقوه تأثیر مهم‌تری در امنیت منطقه داشته باشد. از یک سو، تلاشهای روسیه برای نفوذ در بزرگ‌ترین بازار اسلحه جهان هم‌اکنون با رقابت عرضه‌کنندگان جدید نظیر اوکراین، بلاروس، دولتهای اروپای شرقی، چین و کره شمالی – که همگی تجهیزات قدیمی روسی را نوسازی و با قیمت کمتری به فروش می‌رسانند – مواجه شده است. از این رو فروش تسلیحات بسیار پیشرفته، راهبرد مهم روس‌ها در بازاریابی آنها در منطقه خاورمیانه خواهد بود. در نهایت یکی از بخشهای بسیار مهم کمکهای نظامی خارجی مسکو در دوره پس از جنگ سرد، همکاری بخش خصوصی روسیه با برخی از کشورهای خاورمیانه است که بدون توجه به مسئله تحریمها به کار خود ادامه می‌دهند و حتی گاهی اوقات سیاست اعلام شده مسکو را نقض می‌کنند. بارزترین نمونه در این باره آموزش دانشجویان برخی از کشورهای خاورمیانه در زمینه موشکهای بالستیک در مراکز علمی و دانشگاههای مسکو است. از سوی دیگر، همین امکان برای کارشناسان نظامی بخش خصوصی روسیه در کشورهای مذکور فراهم است که با مزایای بالا، خدمت کنند. اغلب این افراد، مستشارانی نظامی هستند که در دوره اتحاد جماهیر شوروی در کشورهای خاورمیانه خدمت می‌کرده‌اند و حال با انعقاد قراردادهای خصوصی با دولتهای مذکور به خدمت خود ادامه می‌دهند. اتحاد جماهیر شوروی از دهه 1950 به بعد، 80 هزار مستشار نظامی به خاورمیانه فرستاد و بیش از 585 هزار نفر از کشورهای خاورمیانه برای تحصیل علوم نظامی به مدارس و آکادمی‌های نظامی شوروی اعزام می‌شدند. این در حالی است که براساس گفته منابع روسی، هم‌اکنون فقط 360 کارشناس نظامی روسی، به طور رسمی در خاورمیانه فعالیت دارند و تنها 270 افسر از کشورهای منطقه در مراکز نظامی روسیه تحصیل می‌کنند.1
کد خبر: ۲۸۵۱۴۵    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۱۰/۰۶