بصیرت - صفحه 4107

برچسب ها
تحليل دكتر محمدباقر قاليباف از روند توافق هسته‌اي
طي سال‌هاي گذشته مهم‌ترين مسئله مطرح در فضاي سياسي و اجتماعي كشور ما موضوع پرونده هسته‌اي بوده است. اين مسئله كه ابتدا در قالب يك جنجال تبليغاتي برنامه‌ريزي شده و در صدر اخبار جهاني قرار گرفت، به سرعت به يكي از اصلي‌ترين موضوعات ديپلماسي جهاني و به تبع آن اصلي‌ترين موضوع سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران بدل شد. در مدت زمان 12 سالي كه از آغاز اين پرونده مي‌گذرد، در جامعه و فضاي نخبگي ما بحث پيرامون ابعاد اين ماجرا، نحوه مديريت آن و نهايتا شيوه مطلوب مواجهه با آن موضوع بحث جاري بوده است. با دستيابي به توافق موسوم به برجام هم بحث همچنان ادامه دارد.
کد خبر: ۲۸۴۷۰۳    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۹/۲۵

کد خبر: ۲۸۴۷۰۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۹/۲۵

چكيده: روابط ايران و مصر از اوايل پيروزي انقلاب اسلامي ايران همواره دچار التهاب، شكنندگي و در مواردي بحران‌زا بوده است. اين روابط تاكنون تحت‌تأثير مؤلفه‌هاي نسبتاً مشخصي قرار داشته است كه عمدتاً نقش بازدارندگي و تأثير منفي در روابط دو كشور را ايفا نموده است. بي‌شك كمك‌هاي گسترده‌ي نظامي و تسليحاتي مصر به عراق و حضور نيروهاي مصري، دوشادوش عراقي‌ها در جنگ عليه ايران عامل منفي و تأثيرگذار بر روابط دو كشور بوده است. مصر كه از زمان عقد قرارداد كمپ ديويد و شناسايي اسراييل در جهان عرب در انزوا به سر مي‌برد با شركت در جنگ ايران و عراق قادر بود خود را از انزواي سياسي خارج كند. اما اين حمايت زمينه را براي تيرگي بيشتر روابط ايران و مصر فراهم نمود. نگارنده علاوه بر بررسي نقش مصر در جنگ ايران و عراق به ميزان و چگونگي كمك‌هاي نظامي و تسليحاتي اين كشور به عراق طي جنگ تحميلي مي‌پردازد.
کد خبر: ۲۸۴۷۰۱    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۹/۲۵

مقدمه: يكي از ويژگي‌هاي اساسي خلع سلاح و كنترل تسليحات، ماهيت بين‌المللي آن است.(1) به نحوي كه رويكرد حصول به آنها، مذاكره بين‌المللي در فضايي (ظاهرا) حاكي از وجود حداقل روحيه همكاري ميان دولت‌هاست و نتيجه اين تلاش‌ها مبتني بر اصل برابري حقوقي در مشاركت و اعلام‌نظر، همانا انعقاد يك معاهده بين‌المللي است كه خود از دو اصل بنيادين حقوق معاهدات يعني آزادي اراده طرفين معاهده و اصل فرماليسم يا صورت حقوقي تبعيت مي‌نمايد.(2) در اينكه بين‌المللي بودن، وصف اساسي اين فرآيند است ترديدي نيست با اين حال، درجه و ميزان نقش‌آفريني و اثربخشي اراده‌هاي سياسي و توافق‌ دولت‌ها در مراحل مختلف اين فرآيند يكسان نيست. چه‌بسا كه معاهده‌اي همانند منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي(3) ابتدا بر مبناي تجليات اراده‌هاي سه كشور ايالات متحده، شوروي (سابق) و انگلستان شكل گيرد و سپس با دعوت از ساير اعضا جهت حضور در بقيه مراحل معاهده‌سازي، آنها را به تعهدات مندرج در آن پايبند نمايند.(4) اما در اين حال نيز اين بين‌المللي بودن، در مرحله تكوين به صورت محدود و در مراحل امضاء، تصويب و الحاق به صورت نامحدود نمود مي‌يابد. در هر حال، اين بين‌المللي بودن به دو صورت دوجانبه و چندجانبه(5) مي‌باشد. در پي توافق قدرت‌هاي هسته‌اي براي در انحصار گذاشتن توان هسته‌اي، موضوع منع جامع و كامل آزمايش‌هاي هسته‌اي در مذاكرات و مباحث خلع سلاح هم در مجمع عمومي ملل متحد و هم كنفرانس خلع سلاح ژنو(6) (CD) در اولويت قرار گرفت. اتحاد جماهير شوروي (سابق)، ايالات متحده و انگلستان در چارچوب معاهده منع جزئي آزمايش‌هاي هسته‌اي(7) (PTBT) متعهد شدند كه «براي دستيابي به توقف هميشگي كليه آزمايش‌هاي سلاح‌هاي هسته‌اي تلاش نمايند» و «مذاكرات را بدين منظور پيگيري نمايند». در ماده 6 معاهده منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي(8) (NPT) نيز دولت‌هاي داراي سلاح‌هاي هسته‌اي(9) (NWS) متعهد گرديدند كه مذاكرات مربوط به تدابير مؤثر مرتبط با توقف مسابقه تسليحات هسته‌اي در آينده‌اي نزديك، خلع سلاح هسته‌اي و انعقاد معاهده‌اي پيرامون خلع سلاح عمومي و كامل تحت نظارت دقيق و مؤثر بين‌المللي را پيگيري نمايند.(10) عليرغم تعهدات مذكور، دولت‌هاي داراي سلاح‌هاي هسته‌اي به انعقاد معاهده‌اي پيرامون توقف مسابقه هسته‌اي در آينده‌اي نزديك دست نزدند و كنفرانس خلع سلاح نيز تا سال 1993 نتوانست مذاكراتي را پيرامون موضوع در اولويت مذكور آغاز نمايد. نخستين مورد آزمايش‌هاي هسته‌اي در 16 ژوئيه 1945 به وسيله ايالات متحده آمريكا در آلاموگوردو واقع در مكزيك انجام شد. اين دو آزمايش موفقيت‌آميز سبب شد كه در ماه اوت همان سال يعني اواخر جنگ جهاني دوم، ناكازاكي و هيروشيما هدف دو بمب هسته‌اي قرار گيرند. معاهده منع جامع آزمايش‌هاي هسته‌اي به موجب قطعنامه 50/245 مورخ 17 سپتامبر 1996 برابر با 26 شهريور 1375 به وسيله مجمع عمومي سازمان ملل متحده با 158 رأي موافق در برابر 3 رأي مخالف (بوتان، ليبي و هند) و 5 رأي ممتنع (كوبا، لبنان، موريتاني، سوريه و جمهوري متحده تانزانيا) به تصويب رسيد و در 24 سپتامبر همان سال براي امضاء كليه دولت‌ها در مقر ملل متحد مفتوح گرديد و در همان اولين روز افتتاح معاهده يعني 24 سپتامبر 1996، 76 دولت به امضاي آن مبادرت ورزيدند. در اين نوشتار با درك وضعيت كنوني فرآيند خلع سلاح و كنترل تسليحات (تقابل چندجانبه‌گرايي و يك‌جانبه‌گرايي)،(11) ضرورت تدوين مدلي پيرامون استراتژي ملي در برابر اين معاهده، ضمن تحليلي كوتاه درخصوص معاهده مذكور،(12) به پايه‌هاي استراتژي مذكور و تاكتيك‌هاي تحقق آن اشاره خواهد شد.
کد خبر: ۲۸۴۷۰۰    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۹/۲۵

با نگاه به نظريه‌هاي بقاي قومي:
مقدمه: در دو دهه اخير، جهان ابتدا شاهد نوعي افزايش ناگهاني احساسات و گرايشهاي قومي در غرب و بعد از آن، اروپاي شرقي و اتحاد جماهير شوروي سابق بوده است چندين كشور آفريقايي (چاد، سودان، اتيوپي، آنگولا و آفريقاي جنوبي) در آتش‌درگيري‌هاي قومي گرفتار آمده‌اند. در سال‌هاي اخير، منازعات قومي در خاورميانه و آسيا نيز افزايش يافته است. دروزي‌ها، كردها، آذري‌ها، ارمني‌ها، سيك‌ها، تاميل‌ها، تبتي‌ها، ايغورها و موروها خواهان خودمختاري – و نه استقلال كامل و مطلق – مي‌باشند. در همين حال، درگير‌ي‌هاي بزرگ‌تر ميان هند و چين، هند و پاكستان، و اعراب و اسرائيل نيز همچنان ادامه دارند. بنابراين، درك بهتر ريشه‌هاي كشمكش‌هاي قومي و جنبش‌هاي ملي‌گرايانه‌اي كه صلح جهاني را تهديد مي‌كنند، ضروري به نظر مي‌رسد. ما مي‌توانيم اين درگيري‌ها را از جمله علائم مدرنيزاسيون، سكولاريزاسيون، جهاني شدن سرمايه‌داري و يا دموكراتيزه كردن جامعه تلقي كنيم. در اين رويكردها، به جنبش‌هاي قومي و ناسيوناليسم نيز همانند سنت‌گرايي، فمينيسم و جنبش‌هاي سبز، به عنوان واكنش‌هاي توده‌اي (پوپوليستي) و غير عقلاني در مقابل پيشرفت‌هاي دائمي تكنولوژي و ارتباطات دگرگوني‌هاي عظيم در جمعيت و قدرت اقتصادي و بوروكراتيزه كردن فراگير زندگي اجتماعي در جهان مدرن نگريسته مي‌شود و اين گونه تلقي مي‌گردد كه گويي اين موارد، تغييرات و موانعي را در حركت بزرگ تاريخ به وجود آورده‌اند.(1) اين ديدگاهها، به رغم محبوبيت‌شان مي‌توانند عميقا گمراه‌كننده و حتي خطرناك باشند. بسياري از جنبش‌هاي كه ذكر شد، اغلب حمايت فزاينده طبقات تحصيلكرده در جوامع دموكراتيك را جلب تحصيلكرده در جوامع دموكراتيك را جلب مي‌كنند. تمامي آنها به آرمان‌هاي و نيازهاي عميق و ريشه‌دار در جوامع مدرن پاسخ مي‌دهند. مهم‌تر اين كه جنبش‌هاي قومي قدرت خود را بهره‌گيري از شكاف‌هاي بنيادي قومي، جنسي، مذهبي و منطقه‌اي كسب مي‌كنند و اقتصادهاي مدرن و فرايند‌هاي سياسي نيز غالبا آنها را تقويت مي‌كنند. در اينجا بر برخي از شرايط زيربنايي منازعات قومي – كه به باور من مي‌توانند در الگوهاي متفاوت بقاي قومي دراز مدت در سراسر جهان مورد مطالعه قرار گيرند – تاكيد مي‌شود مطالعه بقاي قومي، موضوعي است كه طي سال‌هاي طولاني مي‌تواند كار و تلاش بسياري از محققان را چه به صورت فردي و يا جمعي، موجب شود.(2) در اينجا به برخي از مسائل كليدي اين حيطه وسيع اشاره خواهد شد. لازم به ذكر است كه مثال‌هاي آورده شده، عمدتا از اروپا و خاورميانه گرفته شده‌اند.
کد خبر: ۲۸۴۶۹۹    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۹/۲۵

رژیم صهیونیستی در بیانیه ای به گزارش نهایی آژانس انرژی اتمی درباره برنامه هسته ای ایران واکنش نشان داد.
کد خبر: ۲۸۴۶۹۸    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۹/۲۵

ناصر هاديان و حسين شيخ‌الاسلام توازن ماموريت‌هاي منطقه‌اي ايران و ديگر بازيگران خاورميانه را بررسي مي‌كنند
اشاره: در يك سال اخير بسياري از ناظران بين‌المللي چشم‌انداز نظام بين‌الملل را از اوكراين دنبال مي‌كنند. با اين حال آمريكا به عنوان بزرگ‌ترين قدرت سياسي – اقتصادي جهان، در عمل اثبات كرده بيش از آنكه نگران شرق اروپا باشد. بازي را در خاورميانه دنبال مي‌كند؛ جايي كه گلوگاه بازارهاي جهاني است و هر حادثه‌اي در آن، به سرعت شيب نمودارهاي قيمت نفت و طلا را در سراشيبي سقوط و سربالايي صعود مي‌اندازد. اما موضوع مهم در اين بين، آن است كه تغيير و تحول غيرقابل پيش‌بيني در خاورميانه كليد خورده است. شايد سابقه اين تحول غيرمديريت شده به خيز انقلابي در كشورهاي منطقه بازمي‌گردد، اما تغيير مديريت شده را بازيگران موثر منطقه‌اي و بين‌المللي آغاز كرده و رقم خواهند زد. اين جريان غيرقابل پيش‌بيني از آنجا آب مي‌خورد كه خاورميانه در يك وضعيت بي‌ثباتي نسبي، با معادلات گوناگوني روبه‌رو است. از يك طرف روند گذشته منطقه سست شده، از سوي ديگر در فقدان يك روند جدي، مهره‌چيني هر كدام از بازيگران منطقه‌اي و بين‌المللي در شطرنج منطقه، كنش و واكنش‌هايي بر خواهد انگيخت و پيامدهايي خواهد داشت كه روند آينده منطقه را تعيين مي‌كنند. هر بازيگري كه به درستي جهت اين روند را تشخيص دهد و راهبرد درستي اتخاذ كند، قطعا يك گام جلوتر از رقباست. بر اين اساس شواهد نشان مي‌دهد، اگرچه در يك سال اخير داعش از قلب عراق و سوريه سر بر آورده و هزينه‌هايي براي ايران به عنوان قدرت حامي دولت‌هاي عراق و سوريه داشته، اما بازي كاملا به نفع ايران بوده و در واقع اثبات درستي نگاه راهبردي تهران بوده است، تا جايي كه باراك اوباما رييس‌جمهوري آمريكا در سخناني به اهميت نقش ايران در منطقه اعتراف مي‌كند. با اين حال استراتژيست‌هاي ايراني با وجود اختلاف سليقه‌ها، به اين موضوع نگاه راهبردي‌تر دارند. با هدف تعالي جايگاه سياسي و اقتصادي ايران در منطقه، برخي اثبات جايگاه مثبت منطقه‌اي ايران را توجيه بر حق بودن راه گذشته و ادامه همين راهبرد مي‌دانند، برخي نيز نسبت به افزايش هزينه‌هايي كه ايران در منطقه مي‌پردازد، ابراز نگراني مي‌كنند. از سوي ديگر، همزمان در بسياري از محافل تحليلي به ويژه غربي – آمريكايي گفته مي‌شود سياست آمريكا در خاورميانه به شدت تحت تاثير حركت ايران قرار دارد. شايد بتوان گفت در اين بين، استراتژيست‌ها دو راهبرد محافظه‌كارانه و تعامل‌گرايانه درباره كنش و واكنش آينده ايران و آمريكا در منطقه مطرح مي‌كنند... مجموع برآورد اين معادلات موضوعي است كه در نشست مشترك با آقاي حسين شيخ‌الاسلام، سفير پيشين ايران در سوريه و مشاور رييس مجلس و دكتر ناصر هاديان، استاد دانشگاه و تحليلگر مسائل سياست خارجي مطرح كرده‌ايم؛ بحثي راهبردي كه براي دستگاه‌هاي سياستگذار نيز بسيار مفيد خواهد بود.
کد خبر: ۲۸۴۶۹۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۹/۲۵

من هنوز نمي‌دانم آنچه امروز اصولگرايي ناميده مي‌شود چقدر دقيق است و اصلا معني‌اش چيست؟ در جرياني كه امروز اصولگرا ناميده مي‌شود افرادي حضور دارند كه با يكديگر ١٨٠ درجه تفاوت فكري و عملي دارند اما هر دو خود را اصولگرا مي‌نامند.
کد خبر: ۲۸۴۶۹۶    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۹/۲۵

گزارش همدلي از زواياي فكري ‌ـ فقهي آيت‌الله سيدحسن خميني و اعلام آمادگي وي جهت كانديداتوري در انتخابات خبرگان
کد خبر: ۲۸۴۶۹۵    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۹/۲۵

چكيده: نويسنده مقاله مي‌كوشد تا با مروري بر نظرات تورن و هابرماس در مورد جنبش‌هاي اجتماعي، مدلي براي تحليل اين جنبش‌ها در ايران ارائه دهد. اين مدل «جامعه مخروطي» نام دارد. مطابق اين مدل از يك طرف ساخت جامعه به گونه‌اي اعمال مي‌شود كه سلسله مراتب از بالا به پايين به طور كامل به وجود آيد و از طرف ديگر اين سلسله مراتب بر تمام شوؤن زندگي اشراف داشته باشد. آن‌چه در اين‌جا حايز اهميت است، سلطه رأس مخروط اجتماعي بر روند تغييرات اجتماعي است. در اين حالت سه بستر محرك تغيير اجتماعي، يعني فرهنگ، اقتصاد و سياست، چنان در جامعه مخروطي قرار مي‌گيرند كه هيچ‌كدام قابليت بسترسازي براي تغيير اجتماعي را نداشته باشند. نويسنده مقاله با فرض دوم خرداد به عنوان يك جنبش فراگير، رويدادهاي سياسي پس از دوم خرداد را مورد بررسي قرار داده و به اين نتيجه مي‌رسد كه جامعه ايران به رغم غيرسياسي شدن ظاهري، مستعد بروز يك جنبش ديگر فراگير در جامعه پساسياسي است.
کد خبر: ۲۸۴۶۹۴    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۹/۲۵