نگاهي به جنگ يمن از آغاز تا كنون
کد خبر: ۲۹۹۰۲۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۴
نگاهی به پیشینه یک نهاد مستشاری
کد خبر: ۲۹۹۰۲۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۴
در ديدار با خانواده آيتالله مطرح شد
کد خبر: ۲۹۸۸۸۴ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۰۹
وزير اقتصاد در گفتوگوي اختصاصي با «شرق»:
مقدمه:
میگوید: «در دولت بعدی نخواهم ماند. امکان ندارد». خسته است؛ صورتش نسبت به سهسالونیم پیش که تازه آمده بود، شکسته شده و موهایش سفیدتر. گفتوگو تمام شده و او دم در ایستاده تا عکاس، عکسهایش را بگیرد؛ میپرسم: چرا؟ بهدلیل چندصدایی میان مردان اقتصادی کابینه؟ میخندد وو میگوید: «صدا؟ من که صدایم اصلا درنمیآید». باز هم اصرار میکنم و سر درددلش باز میشود: «بمانم که چه؟ میروم دانشگاه درسم را میدهم، انتقادم را میکنم، کارهای پژوهشیام را پیش میگیرم، حقوقم هم بیشتر است، فحش هم کمتر میخورم». بودن در رأس هرم مردان اقتصادی دولت، برایش اغواگر نیست؛ آنقدر اذیت شده که عطای وزارت را به لقایش بخشیده است و میخواهد برود.
میگوید: تنها در هفته گذشته، سهبار اورژانس بهسراغش آمده است. علی طیبنیا، وزیر اقتصاد دولت ایران، در اتاقی نیمهمجلل و در مقر وزارت اقتصاد در خیابان بابهمایون، میزبان «شرق» است؛ کمی آنسوتر، مالخرها و داروفروشان غیرمجاز، خیابان ناصرخسرو را قرق کردهاند. سوی دیگر ساختمان وزارت هم در میدان «توپخانه» دستفروشان بساط کردهاند و فریاد میزنند. کتوشلوار روشن طیبنیا، از آنچه هست، چاقتر و پیرتر نشانش میدهد؛ مصاحبه تمام شده و درددل میكند: «آنچه میبینید و گفته میشود، همهچیز نیست؛ من میتوانم شروع کنم و یکبهیک بگویم در دولت پیش چه اتفاقهایی افتاده است؛ مواردی که ممکن است شوکآور باشد، اما من به فکر مصلحت مردم هستم؛ نمیخواهم از یکسو اعتماد عمومی سلب شود و از سوی دیگر سرمایهگذار خارجی انگیزهاش را از دست بدهد».
فرصت برای این گفتوگو کوتاه بود؛ چیزی حدود نیمساعت. آنچه در پی میآید، مشروح این گفتوگوی کوتاه است. پیش از رفتنش از او پرسیده شد: آیا تضمینی هست که سال ١٣٩٦ هم تورم تکرقمی باقی بماند؟ با لبخند به در سالن اشاره کرد و گفت: «شما میتوانید به من تضمین دهید از این در تا آسانسور زنده میروید؟».
کد خبر: ۲۹۸۸۸۳ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۰۹
محسنياژهاي از ثبت شكايت رئيس دولت اصلاحات در دادسرا خبر داد
کد خبر: ۲۹۸۸۸۲ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۰۹
گفتوگو با پروفسور گارنیک آساطوریان
مقدمه:
کشور ایران از لحاظ گوناگونی زبانی و فرهنگی پدیده کمنظیری است. البته این تنوع فرهنگی، به سبب برخی سوءبرداشتها به اختلافات و مشکلاتی نیز دامن زده است. برای مثال، مسئله «آموزش زبان مادری» یا حتی «آموزش به زبان مادری» در سالهای اخیر، محل بحث و مناقشه بسیار بوده است. در سال ١٣٩٢ عدهای از اعضای «فرهنگستان زبان و ادب فارسی» دیدگاه خود را درباره مسائل مزبور بیان کردند که بعضا با واکنش تند برخی از فعالان سیاسی و فرهنگی و اصحاب رسانه روبهرو شد. نظراتی مانند «آنچه اهمیت دارد پژوهش و کار علمی روی این زبانهاست» یا «اگر بخواهیم زبانهای مادریمان را به عنوان زبان علمی و آموزشی به کار ببندیم بهطور حتم به گذشته برخواهیم گشت»، که از سوی اعضای فرهنگستان اظهار شده، قطعا قابلتأمل است و نباید سرسری از آنها گذشت، زيرا این سخنان، دیدگاه کسانی است که در این زمینه صاحبنظرند و فارغ از هرگونه غرضورزی به مسائل مینگرند. بهراستی اگر فرهنگستان زبان و ادب فارسی صلاحیت اظهارنظر درباره این موضوع را نداشته باشد، کدام مرجع دیگری صاحب صلاحیت است؟
نظرات برخی از منتقدان درباره دیدگاههای مزبور، نشاندهنده این بود که از فعالیتهای علمی- پژوهشی فرهنگستان زبان و ادب فارسی اطلاع کافی ندارند و گویا نمیدانند در بطن این نهاد، گروهی به نام «زبانها و گویشهای ایرانی» وجود دارد که بهطور روشمند به جمعآوری مواد زبانها و گویشهای ایرانی و پژوهش درباره آنها میپردازد. گویا عدهای گمان میکنند تنها کاری که در این نهاد انجام میشود، «واژهگزینی و معادلیابی» است. بگذریم از اینکه برخی نیز بسیاری از واژههایی را که از باب طنز بین مردم رواج دارد به فرهنگستان نسبت میدهند و حتی بر این باورند فرهنگستان، بودجه مملکتی را با ساختن چنین واژههایی به هدر میدهد.
دراینمیان، برخی دیگر از صاحبنظران و استادان بنام نیز دیدگاه خویش را در موافقت یا مخالفت با آموزش زبان مادری بیان کردهاند که هر یک در جای خود ارزشمند است و اصولا نیل به حقیقت، از رهگذر همین اصطکاک افکار دستیافتنی است. ولی نقیصهای که در اینجا به چشم میخورد این است که افراد مزبور که فیلسوف، جامعهشناس، روانشناس، انسانشناس یا استاد علوم سیاسی هستند، هر یک از منظر تخصصی خود به موضوع نگریستهاند که کاملا طبیعی و اتفاقا بجاست، ولی نگاه زبانشناختی و قومشناختی به این مسئله نیز نهتنها لازم، بلکه واجب است. بههمیندلیل، نگارنده این سطور صلاح دید این موضوع را با یک زبانشناس و قومشناس نیز در میان بگذارد و نظر وی را دراینباره جویا شود.
گفتوگویی که در ادامه میآید، دیدگاه پروفسور گارنیک آساطوریان، استاد دانشگاه روسی- ارمنی (اسلاونی) کشور ارمنستان و سردبیر مجله بینالمللی Iran and the Caucasus (انتشارات «بریل»: لیدن- بوستون)، درباره «زبان، قومیت و حق آموزش به زبان مادری» است. ایشان چند سال پیش کتابی نیز در این زمینه با عنوان «ترکیب قومی ایران: از پهنه آریایی تا اسطوره آذربایجان» به زبان روسی تألیف کردهاند که متأسفانه هنوز به فارسی ترجمه نشده است. البته چکیده این کتاب، در مقالهای با عنوان «بافت نژادی مردم ایران: گوناگونی قومی یا گوناگونی زبانی؟ » در مجله فرهنگ مردم (سال دهم، شمارههای ٣٧ و ٣٨، بهار و تابستان ٩٠) به چاپ رسیده است.
کد خبر: ۲۹۸۸۸۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۰۹
آن سوي مرز مشترك ايران و عراق چه ميگذرد
کد خبر: ۲۹۸۸۷۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۰۹
روز دانشجو با حضور علی مطهری در دانشگاه شهید باهنر کرمان:
کد خبر: ۲۹۸۶۸۳ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۰۳
کد خبر: ۲۹۸۶۸۲ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۰۳
کد خبر: ۲۹۸۶۸۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۰۳