حاجیه خانم رستگار در خواب پسر شهیدش را میبیند. پسرش به او میگوید: «توی بهشت جام خیلی خوبه. چی میخوای برات بفرستم؟»
مادر شهید میگوید: «چیزی نمیخوام؛ فقط جلسه قرآن که میروم، همه قرآن میخوانند و من سواد خواندن ندارم و از این بابت خجالت میکشم. همه میدانند که من سواد ندارم، بهم میگویند همان سوره توحید را بخوان.»
کد خبر: ۳۴۸۷۸۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۴/۲۲
عارف 12 ساله جبهه / مدت زیادی از شروع سال تحصیلی نگذشته بود که یک روز رضا آشفته و نگران از مدرسه به خانه بازگشت و گفت که من تصمیم گرفتهام به جبهه بروم. خیلی حرفش را جدی نگرفتم؛ ولی وقتی متوجه شدم برای رفتن به جبهه مصمم است، سعی کردم او را از تصمیمش منصرف کنم.
کد خبر: ۳۴۸۶۳۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۴/۱۸
کد خبر: ۳۴۸۴۰۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۴/۱۰
کد خبر: ۳۴۸۲۹۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۴/۰۷
دو خانواده بیسرپرست و یتیم میشناختیم که در قم ساکن بودند و وضعیت مالی مناسبی نداشتند. آقا سجاد از دوستانش پول جمع میکرد و مقداری هم خودش میگذاشت و برنج، گوشت، مرغ و... تهیه میکرد تا به این خانوادهها برسانیم.
کد خبر: ۳۴۸۰۵۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۳/۳۱
کد خبر: ۳۴۷۹۴۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۳/۲۷
صبر شاخصه اصلی او بود.
او همیشه متواضع و سر به زیر بود، ادب و متانت یکی از ویژگیهای او بود، و با اینکه از نظر جسمی از ناحیه کمر مجروح بود ؛ اما وقتی اشخاص برای عیادت به منزلمان میآمدند، از جای خود بلند میشد و به آنها احترام میگذاشت...
کد خبر: ۳۴۷۹۰۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۳/۲۷
کد خبر: ۳۴۷۷۰۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۳/۲۰
کد خبر: ۳۴۷۴۹۶ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۳/۱۳
کد خبر: ۳۴۶۹۴۷ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۲۷