اشاره:
یکی از غفلتهایی که دامنگیر متولیان فرهنگی و سازمانهای تبلیغی شده و در کنار آن رسانههای گروهی و از جمله مطبوعات ما را نیز گرفتار کرده است، مسامحه در آگاهی بخشیهای تاریخی و سیاسی نسل امروز است. این نسل با وقوع انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی و مجاهدت و مقاومت روحانیت و تلاشهای مردم مسلمان ایران فاصله دارد و همین مسئله، فقدان شناخت و بینش سیاسی نسبت به ارکان و اهداف و سیر تاریخی و فراز و فرودهای نهضت اسلامی و نقش مثبت و منفی افراد و گروهها را به همراه دارد.
شکاف و گسست بین نسل امروز و تاریخ انقلاب اسلامی آفات و آسیبهای فراوانی به همراه میآورد که امروز دست به گریبان آنها هستیم و تازهترین و آخرین آسیب را با رونق گرفتن تفکر ملی گرایی و مطرح کردن ضرورت تبلیغ مکتب ایران به جای مکتب اسلام مشاهده میکنیم!
فاصله نسل امروز با سالهای وقوع و شکل گیری حوادث انقلاب، طبیعی و اجتناب ناپذیر میباشد و در تداوم آمد و شد نسلها شاهد فزونی این فاصلهها نیز خواهیم بود. اما تردیدی وجود ندارد که این فاصلهها را از جنبه فکری و سیاسی میتوان و باید از میان برداشت و همین جاست که مسئولیت حوزههای علمیه، مراکز دانشگاهی، متولیان فرهنگی، سازمانهای تبلیغی و رسانههای گروهی نمایان میگردد.
آنچه مشهود و ملموس است، این مسئولیت به نحو مطلوب انجام نگردیده و در این هیچ ابهام و شبههای وجود ندارد. لکن باید هشدار داد و زنگ خطر را به صدا درآورد و امیدوار بود تا این حرکت فکری و سیاسی آغاز شود و تداوم یابد
آنچه پیش روی دارید گزیدهای از رهنمودهای حضرت امام خمینی درباره خطرات ملی گرایی و تضاد و تقابل آن با اسلام است. حضرت امام خمینی در این سخنان به دو نمونه از تحرکات گروههای ملی گرا اشاره میکند و بیداری میآفریند. نمونه اول تلاش وسیع و تبلیغات دامنهدار آنان برای حذف پسوند "اسلامی" از جمهوری اسلامی و مطرح کردن شعار جمهوری دموکراتیک و جمهوری دموکراتیک اسلامی. نمونه دوم مقابله عملی جبهه ملی با لایحه قصاص و درخواست تظاهرات علیه احکام صریح قرآن. این سخنان آگاهی بخش را تقدیم نسل امروز میکنیم.
کد خبر: ۱۷۹۱۶۳ تاریخ انتشار : ۱۳۸۹/۰۸/۰۶
اشاره:
از سالهای دور و نزدیک و در میان برخی از افراد و گروهها که آنان را "ملیگرا و لیبرال و ملی ـ مذهبی" میشناسیم، تفکری مغشوش و مبهم با ابعاد و جلوههای مختلف که هر کدام از آبشخور اصلی خود سیراب میشوند و در مقابل اسلام جامع و اصیل صفآرایی میکنند، کشور اسلامی ما را در رنج، فرو برده است. جلوهای از این تفکر، با "ناسیونالیسم الحادی" پیوند میخورد که در غرب ظاهر شد و به نفی خدا و دین پرداخت. جلوهای دیگر، با"لیبرالیسم اجتماعی و سیاسی" متمایل میشود که آزادیهای نامحدود و لجام گسیخته اجتماعی از جمله بیبندوباری جنسی را ترویج میکند و از جنبه سیاسی دولتهای غربگرا را بنیان مینهد. جلوهای دیگر از این تفکر، نژاد و ملیتگرایی را با دیانت پیوند میزند و با آن که "ملی - مذهبی" نام میگیرد، محترمانه مذهب را به حاشیه میراند و ناسیونالیسم را در متن باقی میگذارد. این تفکر، در نهایت اولا به جدایی دین از سیاست معتقد میشود. ثانیا با تشکیل حکومت اسلامی به شدت مخالفت میورزد. ثالثا به برداشتهای خاص و غیر علمی و فاقد پشتوانههای معرفتی از قرآن و اسلام می رسد که به تعطیلی "جهاد" میانجامد و اندیشه "صلح کل" را بر میگزیند. رابعا در سیاست، به ظواهر نظر دارد و منطبق با تفکر و مصالح خود تعامل و رابطه با کشورها را تبیین و تعیین میکند و همین جا بود که به بهانه الحاد شوروی به گزینه آمریکا رسید و به دام "اسلام آمریکایی" گرفتار گردید.
تفکر مزبور، به "جامعیت اسلام" نظر ندارد و تمام انحرافها و موضعگیریها و رویکردهای ناصحیح آن از همین جا ناشی میشود. این تفکر به جای عرضه فکر و رفتار و کردار خویش به اسلام و ارزیابی ضعفها و کاستیهای خود، اسلام را به افکار و نظرات و عملکردهایش منطق مینماید و تعالیم دینی را مطابق با اندیشه و رفتار و عمل خویش تعریف مینماید و در نهایت "ملیگرایی" را با پوششی از اسلام مطرح و تبلیغ میکند و طبیعی است که آنچه در این میان باقی میماند همان ضرورت تبلیغ مکتب ایران به جای مکتب اسلام است!
رهنمودهای ذیل از حضرت امام خمینی - که گزیدهای است از حجم وسیع سخنان آن پیشوای الهی در این موضوع که بارها درباره آن هشدار دادهاند - ضمن مطرح کردن جامعیت اسلام و رابطه دین و سیاست و توجه اسلام به وطن و میهن دوستی به مفهوم صحیح آن، ملیگرایی و گرایشات متعصبانه و نژاد گرایانه ناشی از آن را طرد و نفی مینماید.
کد خبر: ۱۷۸۶۵۵ تاریخ انتشار : ۱۳۸۹/۰۷/۲۹