صبح صادق >>  جهان >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۰۹ تير ۱۴۰۵ - ۰۰:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۳۹۳۱۱۸
پایگاه بصیرت / رضا صارمی‌راد

انتخابات مقدماتی میان‌دوره‌ای سال ۲۰۲۶ در ایالات متحده، فراتر از رقابت‌های معمول درون‌حزبی، به صحنه‌ای برای بازتعریف آرایش سیاسی دو حزب اصلی تبدیل شده است. در حالی که نگاه افکار عمومی بیش از هر زمان دیگری متوجه جنگ ایران، اقتصاد و سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ است، نتایج انتخابات مقدماتی نشان می‌دهد هر دو حزب در حال آماده شدن برای نبردی هستند که نتیجه آن نه تنها ترکیب کنگره، بلکه دامنه اختیار رئیس‌جمهور در ادامه یا پایان دادن به جنگ را تعیین خواهد کرد. اگرچه ترامپ بارها تأکید کرده است که انتخابات میان‌دوره‌ای تأثیری بر تصمیمات او درباره ایران ندارد، تجربه تاریخی سیاست آمریکا و روندهای انتخاباتی جاری حکایت از آن دارد که جنگ و انتخابات اکنون بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر گره خورده‌اند.

در جبهه دموکرات‌ها، مهم‌ترین تحول، تقویت محسوس جناح مترقی در انتخابات مقدماتی است. از ایالت مین تا کالیفرنیا و به‌ویژه در نیویورک، نامزدهای نزدیک به جریان برنی سندرز و سوسیالیست‌های دموکرات موفق شده‌اند بخش مهمی از نامزدهای مورد حمایت جریان سنتی حزب را شکست دهند. پیروزی چهره‌هایی که از حمایت زهران ممدانی برخوردار بودند، از جمله شکست نمایندگان باسابقه کنگره در نیویورک، تنها یک جابه‌جایی نسلی در حزب دموکرات نیست؛ بلکه نشانه‌ای از افزایش نفوذ گفتمانی است که خواهان سیاست خارجی محتاطانه‌تر، مخالفت با جنگ‌های پرهزینه و تمرکز بیشتر بر مسائل اقتصادی داخلی است. ویژگی قابل توجه این موج مترقی، تغییر در اولویت‌های تبلیغاتی آن است. برخلاف سال‌های گذشته که مسائل هویتی و فرهنگی در مرکز گفتمان چپ قرار داشت، نامزدهای مترقی در سال ۲۰۲۶ بیش از هر چیز بر هزینه‌های معیشتی، نظام سلامت، مالیات بر ثروت و کاهش فشار اقتصادی بر خانوارها تمرکز کرده‌اند. همین تغییر موجب شده است که مخالفت با جنگ ایران نیز نه صرفاً از منظر اخلاقی یا حقوق بشری، بلکه به منزله عاملی برای افزایش قیمت انرژی، تشدید تورم و کاهش قدرت خرید شهروندان مطرح شود؛ موضوعی که قابلیت بسیج رأی‌دهندگان مستقل را نیز دارد. با این حال، نتایج مقدماتی تصویر یکدستی از حزب دموکرات ارائه نمی‌دهد. جریان میانه‌رو همچنان توانسته است در برخی رقابت‌های مهم، به‌ویژه در حوزه‌های رقابتی، نامزدهای خود را حفظ کند. این مسئله نشان می‌دهد، اگرچه پایگاه رأی دموکرات‌ها در مناطق امن به سمت چپ حرکت کرده است، رهبران حزب همچنان نگران آن هستند که نامزدهای بیش از حد مترقی در انتخابات سراسری نتوانند رأی‌دهندگان میانه‌رو را جذب کنند. بنابراین، دموکرات‌ها وارد انتخابات میان‌دوره‌ای با نوعی دوگانگی خواهند شد: از یک سو انرژی سیاسی جناح مترقی و از سوی دیگر ضرورت حفظ قابلیت پیروزی در حوزه‌های رقابتی. در سوی مقابل، جمهوری‌خواهان نیز با چالش‌هایی روبه‌رو هستند. انتخابات مقدماتی نشان داده است که نفوذ شخص دونالد ترامپ در حزب همچنان بسیار بالاست و حمایت او همچنان مهم‌ترین عامل موفقیت در بسیاری از رقابت‌های درون‌حزبی به شمار می‌آید. این موضوع به ترامپ اجازه داده است که انسجام سیاسی پایگاه جمهوری‌خواه را حفظ کند، اما همین وابستگی، مسئولیت مستقیم پیامدهای جنگ ایران را نیز متوجه شخص او کرده است. هرگونه تغییر در افکار عمومی درباره جنگ، مستقیماً بر جایگاه انتخاباتی جمهوری‌خواهان اثر خواهد گذاشت، زیرا این حزب بیش از هر زمان دیگری با شخصیت و تصمیمات رئیس‌جمهور پیوند خورده است. در این میان، جنگ ایران به متغیری تعیین‌کننده در فضای انتخاباتی تبدیل شده است. تجربه تاریخی آمریکا نشان می‌دهد رأی‌دهندگان معمولاً در انتخابات میان‌دوره‌ای بیش از آنکه به دستاوردهای سیاست خارجی توجه کنند، عملکرد دولت در حوزه اقتصاد و هزینه‌های زندگی را ملاک قضاوت قرار می‌دهند. از این منظر، اگر ادامه جنگ موجب افزایش قیمت نفت، اختلال در بازار انرژی یا تشدید تورم شود، احتمالاً این پیامدها بسیار بیشتر از موفقیت‌های احتمالی نظامی بر رفتار رأی‌دهندگان اثر خواهد گذاشت. دموکرات‌ها نیز دقیقاً بر همین نقطه تمرکز کرده‌اند و می‌کوشند جنگ را به نمادی از سوءمدیریت اقتصادی دولت ترامپ تبدیل کنند.

در مقابل، کاخ سفید برای جلوگیری از چنین سناریویی نیازمند دستاوردی است که بتوان آن را به‌عنوان «پیروزی» به افکار عمومی عرضه کرد. اگر دولت بتواند از طریق توافق یا پایان دادن به جنگ، برنامه هسته‌ای ایران را محدود کند، امنیت انرژی را احیا کرده و همزمان از گسترش درگیری جلوگیری کند، احتمالاً خواهد توانست بخشی از حمایت رأی‌دهندگان مستقل را بازیابد. اما اگر توافق نهایی کمتر از اهداف اعلام‌شده دولت باشد، ممکن است هم منتقدان دموکرات آن را نشانه بی‌ثمر بودن جنگ بدانند و هم بخشی از پایگاه محافظه‌کار ترامپ آن را عقب‌نشینی از وعده‌های اولیه تلقی کند. این همان معادله دشواری است که تصمیم‌گیری درباره آینده جنگ را پیچیده‌تر می‌کند. از سوی دیگر، نتایج انتخابات مقدماتی دموکرات‌ها نشان می‌دهد در صورت کسب اکثریت در مجلس نمایندگان یا حتی سنا، احتمال افزایش فشار کنگره بر دولت درباره سیاست ایران وجود خواهد داشت. جناح مترقی نه‌تنها نسبت به ادامه جنگ رویکرد انتقادی دارد، بلکه خواهان محدود کردن اختیارات رئیس‌جمهور در استفاده از نیروی نظامی و افزایش نظارت کنگره بر سیاست خارجی است. در چنین وضعیتی، موفقیت دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای می‌تواند فضای مانور ترامپ را برای ادامه عملیات نظامی یا تشدید فشار بر ایران به‌طور محسوسی کاهش دهد.

در نهایت، انتخابات مقدماتی ۲۰۲۶ را باید بیش از آنکه صرفاً رقابتی درون‌حزبی دانست، مرحله نخست نبردی سیاسی بر سر آینده جنگ ایران ارزیابی کرد. این انتخابات نشان داده است که دموکرات‌ها با اتکا به گفتمان اقتصادی و انتقاد از هزینه‌های جنگ در حال بازسازی ائتلاف انتخاباتی خود هستند، در حالی که جمهوری‌خواهان همچنان موفقیت یا شکست خود را به شخص ترامپ و نتایج سیاست خارجی او گره زده‌اند. به همین دلیل، مسیر جنگ ایران دیگر صرفاً در میدان‌های نظامی یا میز مذاکرات تعیین نخواهد شد؛ بلکه تا حد زیادی به قضاوت رأی‌دهندگان آمریکایی در انتخابات میان‌دوره‌ای و توازن قدرتی که از دل آن در کنگره شکل می‌گیرد، وابسته خواهد بود.