صفحه نخست >>  عمومی >> مصاحبه
تاریخ انتشار : ۰۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۳۹۴۴۲۱
بشیر اسماعیلی کارشناس و تحلیلگر سیاست خارجی و مسائل بین‌‌الملل در گفت‌و‌گو با صبح صادق آنلاین
کارشناس و تحلیلگر سیاست خارجی و مسائل بین‌الملل گفت: جنگی که قرار بود نهایتا چهار هفته‌ای تمام شود، پنج ماه به درازا انجامیده است و طبق قاعده‌ای که گفته شد، آمریکا و رژیم اسراییل به عنوان متجاوزین، در وضعیتی بدتر قرار دارند.
صبح صادق آنلاین / گفتگو با بشیر اسماعیلی

بشیر اسماعیلی کارشناس و تحلیلگر سیاست خارجی و مسائل بین‌الملل در گفت‌و‌گو با «صبح صادق آنلاین» در پاسخ به این پرسش که هدف آمریکا از حملات مقطعی و قرار گرفتن در بازی آتش بس – حمله به ایران چیست، گفت: سیاست خارجی ایالات متحده در قبال ایران در سال‌های اخیر از یک «استراتژی خطی» به یک «مدیریت بحران چندلایه» تغییر شکل داده است. واشنگتن در حال حاضر به دنبال پیروزی نظامی مطلق یا تغییر رژیم از طریق ابزار جنگی نیست، چرا که هزینه‌های اقتصادی و سیاسی آن، به‌ویژه در آستانه تحولات داخلی آمریکا، غیرقابل مدیریت ارزیابی می‌شود.

وی در این باره تاکید کرد: هدف اصلی آمریکا از روند فعلی که ترکیبی از فشار نظامی محدود و تلاش برای آتش‌بس‌های منطقه‌ای است، ایجاد یک «ثبات تحت کنترل» است.

کارشناس و تحلیلگر سیاست خارجی یادآور شد: در این چهارچوب، واشنگتن می‌کوشد با استفاده از ابزار آتش‌بس در جبهه‌های مقاومت (مانند غزه یا لبنان)، نفوذ منطقه‌ای ایران را مهار کرده و هزینه‌های حمایت از محور مقاومت را برای ایران افزایش دهد. از سوی دیگر، هدف از فرسایشی کردن روندها، ممانعت از رسیدن ایران به نقطه گریز هسته‌ای بدون وارد شدن به یک رویارویی مستقیم است که می‌تواند کل منطقه را به آتش بکشد.

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی تاکید کرد: یکی از متغیر‌های کلیدی در تحلیل رفتار آمریکا، شکاف میان «نهاد‌های امنیتی-دیپلماتیک» و «جریان‌های تندروی کنگره» است. در حالی که بدنه اصلی دولت و پنتاگون بر «صبر استراتژیک» و بازدارندگی فعال تاکید دارند، امثال لیندسی گراهام تا زمانی که زنده بود و همفکرانش در حال حاضر بر این باورند که تنها راه تغییر رفتار ایران به نحوی که باب میل آمریکا باشد، ضربه مستقیم به زیرساخت‌های حیاتی یا دارایی‌های راهبردی در داخل خاک ایران است.

وی در این باره تصریح نمود: این فشار داخلی باعث می‌شود دولت آمریکا در یک پارادوکس رفتاری قرار بگیرد؛ از یک سو برای راضی کردن تندرو‌ها به اقدامات تنبیهی و تحریمی دست می‌زند و از سوی دیگر از طریق کانال‌های دیپلماتیک پیام‌هایی مبنی بر عدم تمایل به گسترش جنگ مخابره می‌کند. هدف از این بازی دوگانه، فرسوده کردن توان مالی و لجستیکی ایران در درازمدت است، به طوری که تهران مجبور شود بین «بقا» و «حمایت از مقاومت»، اولی را انتخاب کند.

بشیر اسماعیلی معتقد است: آینده تقابل ایران و آمریکا به احتمال زیاد نه یک صلح پایدار خواهد بود و نه یک جنگ تمام‌عیار کلاسیک. محتمل‌ترین سناریو، تداوم و تشدید «جنگ در منطقه خاکستری» است. در این سناریو، طرفین ضربات خود را در سطحی تنظیم می‌کنند که زیر آستانه اعلان جنگ رسمی باقی بماند.

وی افزود: آمریکا تلاش خواهد کرد تا با ایجاد ائتلاف‌های جدید منطقه‌ای و تقویت پدافند‌های هوایی متحدانش، اثربخشی اهرم‌های فشار ایران را به حداقل برساند. در مقابل، اگر روند آتش‌بس‌ها در جبهه‌های پیرامونی به نتیجه نرسد، احتمال خروج مدیریت از دست طرفین افزایش می‌یابد.

کارشناس و تحلیلگر سیاست خارجی و مسائل بین الملل افزود: نکته تعیین‌کننده در آینده این تقابل، انتخابات آتی آمریکا و جهت‌گیری دولت بعدی است. اگر رویکرد «فشار حداکثری» دوباره حاکم شود، احتمال برخورد‌های نظامی محدود، اما مستقیم به شدت افزایش می‌یابد. اما در صورت تداوم روند فعلی، واشینگتن به سمت نوعی «معامله بزرگ پنهان» حرکت خواهد کرد که در آن امتیازات اقتصادی محدود در برابر محدودیت‌های هسته‌ای و منطقه‌ای مبادله شود؛ هرچند که بی‌اعتمادی عمیق تاریخی، رسیدن به چنین توافقی را به سخت‌ترین ماموریت دیپلماتیک قرن تبدیل کرده است.

بشیر اسماعیلی معتقد است: در نتیجه ایالات متحده در حال حاضر جنگ را نه به عنوان یک هدف، بلکه به عنوان یک عامل فشار برای پیشبرد اهداف دیپلماتیک و آتش‌بس را نه به عنوان صلح، بلکه به عنوان ابزاری برای بازسازی توان متحدانش می‌بیند. آینده این نبرد، بیش از آنکه در میدان‌های جنگ فیزیکی رقم بخورد، در اتاق‌های فکر و بر اساس توان تاب‌آوری اقتصادی و انسجام داخلی طرفین تعیین خواهد شد. ایران در این میان با چالشی روبروست که در آن «زمان» هم می‌تواند یک دارایی باشد و هم یک فرساینده، بسته به اینکه استراتژی تقابل چگونه بازتعریف شود.

وی تاکید داشت:، اما با همه اینها، این نکته را هم باید اضافه کرد که بنابر تجربیات تاریخی، اگر کشوری که متجاوز است نتواند به پیروزی قاطع و سریعی دست یابد، ادامه جنگ برای آن فرسایشی‌تر و سخت‌تر از کشور پیش خواهد رفت که مورد حمله قرار گرفته است. اینک جنگی که قرار بود نهایتا چهار هفته‌ای تمام شود، پنج ماه به درازا انجامیده است و طبق قاعده‌ای که گفته شد، آمریکا و رژیم اسراییل به عنوان متجاوزین، در وضعیتی بدتر قرار دارند.