ژاپن در روزهای اخیر شاهد برگزاری دو مراسم مهم تاریخی است که محور آن را بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی توسط آمریکا در اواخر جنگ جهانی دوم تشکیل میدهد. این رویدادهای مهم تاریخی در حالی میتوانست به مولفهای برای خلع سلاح هسته ای و نیز مجازات سران جنایتکار آمریکا مبدل گردد که نوع رفتار دولتمردان ژاپن موجب شده تا از یک سو مردم این کشور حق مطالبه گری برای مجازات قاتلان خانوادههایشان را از دست بدهند و از سوی دیگر امنیت بینالملل با ایجاد بدعتهای خطرناک هستهای مورد تهدید قرار گیرد.
در شرایطی که بر اساس قوانین بین المللی استفاده از سلاح هستهای برابر با نسل کشی می باشد و عاملان و آمران باید مجازات شوند که در رویکردی حقارت آمیز سانائه تاکایچی، نخستوزیر ژاپن، در مراسم بزرگداشت هشتاد و یکمین سالگرد بمباران اتمی ناگازاکی، از ذکر اینکه بمب بر روی این شهر توسط ایالات متحده پرتاب شده است، خودداری کرد.او بدون توضیح دربارهٔ اینکه چه کسی بمب را پرتاب کرده است، گفت: «هشتاد و یک سال پیش، ناگازاکی به طور کامل توسط یک بمب اتمی ویران شد.»سه روز پیش، در مراسم مشابهی به مناسبت بمباران هیروشیما، گوترش، تاکایچی و کازومی ماتسویی، شهردار هیروشیما، نیز از نام بردن مستقیم از عامل این حمله خودداری کردند.
مقامات ژاپنی به طور کلی در سخنرانیهای عمومی خود تأکیدی بر ایالات متحده به عنوان عامل حملات هیروشیما و ناگاساکی نمیکنند. در عین حال، موزه یادبود صلح هیروشیما اطلاعات جامعی درباره بمبارانهای اتمی ۱۹۴۵ ارائه میدهد. کتابهای درسی مدارس و دانشگاههای ژاپن نیز تاریخچه آن را به طور مفصل پوشش میدهند. این نوع موضع گیری که ریشه اصلی آن را در عدم استقلال نظامی ژاپن وحضور 47 هزار نیروی آمریکایی در این کشور که رسما سلطه اقتصادی و سیاسی آمریکا رقم زده، جستجو کرد از دو منظر داخلی و بیرونی قابل توجه است.
نخست آنکه این رفتارها عملا موجب شده تا مردم ژاپن حتی حق آن را نداشته باشند که در باب چرایی این جنایت سوال بپرسند چه رسد به آنکه در نهادهای بینالمللی پیگیری حقوق خود و یا دریافت غرامت گردند. به عبارتی دیگر نداشتن استقلال دولتمردان ژاپن حقارتی سخت را به مردم کشورشان تحمیل کرده که حتی در مراسم سالگرد عزیزانشان که قربانی جنایت اتمی آمریکا شدند نمیتوانند نام جنایت کار را به زبان آورند. این وضعیت بی تفاوتی نهادهای جهانی و سایر کشورها در قبال حقوق مردم ژاپن را به همراه داشته است، چنانکه آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، نیز در پیام خود به مناسبت هشتاد و یکمین سالگرد این حمله که توسط ایزومی ناکامیتسو، معاون دبیرکل سازمان ملل در امور خلع سلاح، قرائت شد، مستقیماً کشوری که ناگاساکی را بمباران کرد، نام نبرد.
رفتار سران ژاپن موجب شده تا تهدیدات علیه امنیت جهانی افزایش یابد چرا که حاشیه امنی برای دارندگان تسلیحات هستهای و شیمیایی ایجاد کرده تا با خیال اسوده به توسعه این تسلیحات بپردازند که نمونه آن نیز استفاده رژیم صهیونیستی از فسفر سفید و سایر سلاحهای شیمیایی در غزه و نیز استفاده اشغالگران افغانستان و عراق از اورانیوم ضعیف شده علیه مردم غیر نظامی است.
دوم آنکه این رفتار سران ژاپن موجب شده تا تهدیدات علیه نظام بینالملل و امنیت جهانی نیز افزایش یابد، چرا که این رفتارها حاشیه امنی برای دارندگان تسلیحات هستهای و شیمیایی ایجاد کرده تا با خیال اسوده به توسعه این تسلیحات بپردازند که نمونه آن نیز استفاده رژیم صهیونیستی از فسفر سفید و سایر سلاحهای شیمیایی در غزه و نیز استفاده اشغالگران افغانستان و عراق از اورانیوم ضعیف شده علیه مردم غیر نظامی است. به عبارتی دیگر سران ژاپن نه تنها به مردم کشورشان بلکه به بشریت خیانت کرده و امنیت جهان را قربانی وابسته بودن خود به آمریکا کردهاند.
نکته فاجعه بار در سالگرد جنایت آمریکا در هیروشیما و ناگازاکی رفتار رسانههای غربی است. رسانههایی که بار دیگر اخلاق حرفهای و انسانی را قربانی وابستگی به ساختارهای سیاسی غرب کردهاند، چنانکه در گزارشهای رسانههای مطرح غربی نامی از آمریکا به عنوان عامل جنایت برده نشده و صرفاً یک روایت تاریخی مطرح شده چنانکه گویی این بمبها خودسرانه روی سر مردم ژاپن فرود آمدهاند. این رسانهها در ادامه سفید سازی جنایت آمریکا به برجسته سازی تسلیم شدن ژاپن و پایان جنگ پرداخته و چنان القاء میکنند که کشتار صدها هزار نفر با بمب اتمی برای پایان جنگ ضروری بوده و آمریکا نه یک جنایتکار بلکه ناجی صلح است. این رسانهها همزمان با الگو سازی برای عصر حاضر از یک سو به تکرار ادعاهای واهی سران غرب مبنی بر تهدید هستهای بودن کشورهایی همچون ایران می پردازند و از سوی دیگر با ادعاهای نخ نما شده به دنبال توجیه و سفید سازی اقدام اتمی دوباره امریکا هستند تا در کنار بی تفاوت سازی جامعه جهانی در برابر چنین جنایاتی، با هراس افکنی اتمی ایرانیان را به تسلیم شدن وادار سازند.
سکوت سران ژاپن در بیان حقیقت جنایت اتمی آمریکا گستاخی و سوء استفاده رسانههای غربی برای اجرای اهداف جنایتکارانه سرانش را به همراه داشته است.
نوع واکنشهای آمریکا، مدعیان حقوق بشر غربی و سازمانهای بین المللی در سالگرد جنایت اتمی آمریکا علیه مردم ژاپن بیانگر آن است که از یک سو آمریکا همچنان در توهمات سلطه گرایانه گذشته به سر می برد و حتی برای جنایاتش حاضر به عذرخواهی نیست و از سوی دیگر نیز نهادهای حقوق بشری و سازمانهای بینالمللی هیچ خاصیتی نداشته و برای رسیدن به امنیت و صلح پایدار نمی توان روی انها حساب باز کرد. این رفتارها پیامی مهم برای کشوری همچون ایران است مبنی بر اینکه برای رسیدن به امنیت پایدار جز قوی شدن و تکیه بر توان بومی گزینه دیگری وجود ندارد و لذا بهره گیری از قابلیتهای ژئوپلیتیک همچون مدیریت تنگه هرمز برای مقابله با تهدیدات متجاوزان خارجی امری ضروری است. رفتار آمریکا در قبال ژاپن که همواره سیاستهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی خود را بر اساس خواست آمریکا تدوین کرده برای کشورهایی که همچنان دل بسته حمایت آمریکا هستند، نیز آن است که نگاه واشنگتن صرفا سلطه و بردگی گرفتن از سایر کشورها و حتی به متحدان خود نیز رحم نمی کند چنانکه وابستگیها و مطیع بودن ژاپن موجب شده پس از 81 سال آمریکا حتی به خاطر جنایاتش حاضر به عذرخواهی هم نباشد چه رسید به پرداخت غرامت. و این یعنی آنکه امریکا هرگز با کشوری دوست نخواهد شد و تنها هدف آن سلطه بر منابع و تسلیم سازی بدون دادن هیچ امتیازی است که همان بردهداری و آپارتاید و برتری طلبی نژادپرستانه است در این میان رفتار سران ژاپن که حتی جرات نام بردن از آمریکا را ندارند، نشانگر اهمیت استقلال نظامی درحفظ استقلال اقتصادی و سیاسی است چرا که نداشتن چنین استقلالی موجب شده تا ژاپن صرفا یدک کش ادعای پیشرفت اقتصادی باشد حال آنکه در عمل بردهای در دستان آمریکاست که سران دست نشاندهاش حتی نمیتوانند سادهترین حق ملتشان یعنی نام بردن از آمریکا به عنوان عامل نسل کشی خانوادههایشان را محقق سازد.