تنگه هرمز امروز زیر ذرهبین نیروی دریایی سپاه است. اشراف اطلاعاتی و عملیاتی بر این آبراه راهبردی، کامل، قطعی و صددرصدی است. هیچ شناوری در خلیج فارس و تنگه هرمز نیست که از دید سامانههای رصدی و راداری ما پنهان بماند. این اشراف فقط به معنی دیدن نیست، بلکه به معنی توان تصمیمگیری و اعمال اراده در هر نقطه از این آبراه است.
نیروی دریایی سپاه با تکیه بر داشتهها، تجهیزات بومی و مهمتر از همه، روحیه رزمی و اراده الهی نیروهای خود، امروز در شرایطی قرار دارد که میتواند هر مأموریتی را در هر نقطه از تنگه هرمز و خلیج فارس با موفقیت به سرانجام برساند.
یکی از نقاط حساس این روزها، کریدور جعلی موسوم به کریدور آمریکایی در نزدیکی سنگ سلامه است. واقعیت میدانی این است که با تاریک شدن هوا تا روشنایی صبح، عبور از این مسیر عملاً با احتمال اصابت قطعی و صددرصد مواجه است. هر شناور متخلفی که وارد این کریدور شود، از نقطه مشخصی به بعد، دیگر هیچ شانسی برای عبور ایمن ندارد. این کریدور تحت پوشش کامل موشکها و پهپادهای نیروی دریایی سپاه قرار دارد.
با وجود این واقعیت روشن، برخی شناورها همچنان فریب تطمیع برخی کشورها را میخورند و پا به این مسیر پرخطر میگذارند. اما تجربه نشان داده که با اصابت نخستین موشک به یک کشتی، بقیه شناورها به سرعت از ادامه مسیر منصرف شده، بر میگردند. این همان اثر بازدارنده عملیاتی است که نیروی دریایی سپاه با ضربات دقیق خود ایجاد کرده است.
تعداد شناورهایی که از این کریدور جنوبی عبور کردهاند، بسیار محدود و به صورت موردی بوده است و همان تعداد معدود نیز از گزند حملات در امان نماندهاند. آمار نفت خروجی از این مسیر به شدت ناچیز است و ادعاهای رسانههای خارجی درباره حجم بالای عبور نفت از این کریدور، کاملاً دروغ و فضاسازی رسانهای است. آنچه به صورت محدود از تنگه عبور میکند یا نفت ایران است یا کشتیهایی که پیشتر از نیروی دریایی سپاه مجوز گرفتهاند و از کریدور اصلی و تحت کنترل ایران تردد میکنند. البته سنتکام با ناوهای خود میتواند این ادعا را راستی آزمایی کند و یک بار به تنگه نزدیک شود تا مشخص شود در تنگه هرمز، کت تنِ چه کسی است.
برای درک مقیاس این موفقیت، کافی است نگاهی به آمار بیندازیم. پیش از جنگ، میانگین شناورهای عبوری از تنگه حدود ۱۳۰ فروند در روز بود. اما امروز این تعداد به کمتر از ۱۵ فروند در روز رسیده است. بخشی از این شناورها تحت نظارت و با اراده ایران عبور میکنند و مابقی اگر تخلف کرده باشند، با ضربات قاطع سپاه مواجه شدهاند. همین کاهش شدید تردد به تنهایی برای تحقق هدف راهبردی ایران در جنگ اقتصادی با آمریکا کافی است.
البته اهمیت راهبردی تنگه هرمز فقط با نفت نیست. بسیاری از مواد اولیه راهبردی از همین مسیر تردد میکنند. فراتر از آن، ایجاد اختلال در تردد، افزایش ریسک، و بالا رفتن هزینههای بیمه و حملونقل دریایی در سطح جهانی، خود یک ابزار فشار اقتصادی مؤثر است که ایران به خوبی از آن استفاده میکند.
رسانههای خارجی و متوهمان کاخ سفید، برای تأثیرگذاری بر قیمت نفت و مدیریت انتظارات بازار، فضاسازی میکنند و آمارهای ساختگی منتشر میکنند. اما واقعیت میدانی چیز دیگری است. نیروی دریایی سپاه نه تنها اشراف کامل بر تنگه هرمز دارد، بلکه اراده خود را به شکل مقتدرانهای بر این آبراه راهبردی تحمیل کرده و هرگونه تحرک غیرمجاز را با پاسخ قاطع مواجه میکند. این همان حقیقتی است که دشمن از گفتن آن ابا دارد.