روابط ایران و امارات را نمیتوان تنها در چارچوب تجارت دوجانبه تحلیل کرد. این رابطه حاصل برهمکنش اقتصاد، امنیت و ژئوپلیتیک خلیج فارس و البته بازیگران ثالث است. امارات طی سالهای گذشته یکی از مهمترین مسیرهای تجارت خارجی ایران بوده و در مقابل، ایران نیز برای اقتصاد منطقهای امارات، بهویژه تجارت دبی، بازاری مهم محسوب میشود. از این رو وابستگی میان دو کشور یکطرفه نیست و هرگونه تغییر جدی در روابط، برای هر دو طرف هزینههایی به همراه خواهد داشت.
در چنین شرایطی، اعلام اخیر امارات درباره قطع یا محدودسازی روابط اقتصادی با ایران، لزوماً به معنای وقوع یک تحول اساسی در مناسبات دو کشور تلقی نمیشود. روابط اقتصادی ایران و امارات از ابتدای دوره تحریمها، بهویژه در سطح رسمی و آشکار، با محدودیتهای جدی مواجه بوده و بخش مهمی از مبادلات نیز تحت تأثیر همین محدودیتها قرار داشته است. بنابراین، بخشی از آنچه امروز بهعنوان تصمیم جدید اعلام میشود، در واقع میتواند صورت رسمیتر همان محدودیتهایی باشد که سالها وجود داشته است.
از سوی دیگر، شواهد موجود نشان میدهد که در داخل امارات نیز درباره نحوه تنظیم روابط با ایران اختلاف نظر وجود دارد. حتی در مقاطعی که تلاشهایی برای ایجاد ظرفیتهای مالی و اعتباری بزرگتر با ایران مطرح شده، مخالفتهایی در ساختار اقتصادی این کشور شکل گرفته است. همچنین، طرف اماراتی در مذاکرات اخیر صراحتاً از نفوذ و فشار رژیم صهیونیستی در داخل این کشور و تلاش آن برای اخلال در روند گفتوگو با ایران سخن گفته است. این مسئله نشان میدهد تصمیمات ابوظبی را باید حاصل برآیند مجموعهای از ملاحظات داخلی، منطقهای و خارجی دانست.
در مقابل، ایران نیز نباید رابطه با امارات را به یک نقطه آسیبپذیری تبدیل کند. سیاست مطلوب، مقطع رابطه و یا وابستگی کامل نیست، بلکه ایجاد وابستگی متقابل مدیریتشده در حوزه امنیت و اقتصاد است. حفظ تجارت، توسعه مسیرهای جایگزین، تقویت ارتباط با سایر کشورهای عربی و استفاده همزمان از دیپلماسی رسمی و کانالهای غیررسمی میتواند قدرت چانهزنی تهران را افزایش دهد. کما اینکه در حال انجام است.
در همین چارچوب، تفکیک روابط با کشورهای عربی اهمیت راهبردی دارد. تصمیم گرفته شده تا روابط ایران با امارات، قطر، عمان و سایر کشورهای منطقه تنها از مسیر یک چارچوب جمعی دنبال نشود، بلکه بر اساس منافع، ظرفیتها و ملاحظات هر کشور بهصورت مستقل تنظیم شود. این رویکرد، امکان بهرهگیری از شکاف منافع میان بازیگران منطقهای و جلوگیری از شکلگیری یک جبهه واحد علیه ایران را افزایش میدهد.
در مجموع جنگ اقتصادی آمریکا باعث افزایش هزینه همکاری سایر کشورها با تهران از طریق تحریمهای ثانویه است. در چنین شرایطی، پاسخ ایران باید ترکیبی از دیپلماسی، قدرت اقتصادی و بازدارندگی باشد. اقتدار در این معادله به معنای قطع رابطه نیست، بلکه یعنی توانایی حفظ رابطه بدون وابستگی، مذاکره بدون انفعال و اعمال بازدارندگی بدون ماجراجویی. آینده روابط ایران و امارات را نه تقابل مطلق، بلکه موازنه میان تجارت، فشار و دیپلماسی تعیین خواهد کرد.