رسانهها چگونه میتوانند راوی قدرت و اقتدار امروز ایران باشند؟ رسانه و فرهنگ در جهان امروز، میدان مسابقه تصویرسازیهاست؛ هر که روایت خود را غالب کند، افکار عمومی را فتح کرده است. در همین جهت، پیام اخیر رهبر معظم انقلاب، آیتالله سیدمجتبی خامنهای، بار دیگر دست روی نقطه عطف مبارزه امروزی یعنی «هنر روایت» گذاشتند. ایشان با اشاره به شرایط خطیر پیشرو برای رسیدن به «ایران هرچه قویتر»، دقیقا به آسیبشناسی رفتاری پرداختند که سالهاست در بخشی از بدنه سینمایی و رسانهای کشور جا خوش کرده است. رهبری بهروشنی تصریح میکنند: «ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجستهسازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامهریزی و اقدام برای رفع و حلِ مشکل است. گاه بیان صادقانه ضعفهای خود در وقتی که دشمن به روحیه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است.» این جمله، شلاق بیداری بر پیکر سینمای جشنوارهای و بیهویتی است که به نام «بازنمایی معضلات»، روح امید را در ملت میکشد. سینماگر ما باید بفهمد که «بیان صادقانه ضعفها» در صحنه بینالمللی، گاه نادانسته و ناخواسته، سوخترسانی به جنگ روانی دشمن است. در مقابل، ایشان آموزه قرآنیِ * «وَ أَمَا بِنِعْمَةِ رَبِکَ فَحَدِثْ» * را ذکر کرده و یادآور میشوند که «قوت و قدرت و نقاط مثبت... نیازمند روایت و برجستهسازی است.»، اما تبدیل این روایتِ قدرت از یک ایده روی کاغذ به یک جریان زنده، اثرگذار و جذاب در هنر و سینما نیازمند تغییرات بنیادین در نگاه هنرمندان و مسئولان فرهنگی است. نخستین قدم، عبور از شعارزدگی و پناه بردن به درام جاندار است. قهرمانسازی و نشان دادن اقتدار ایران با سخنرانیهای گلدرشت بر پرده سینما اتفاق نمیافتد؛ بلکه قدرت وقتی باورپذیر میشود که در متن یک داستان پرکشش، با شخصیتهای ملموس و چالشهای واقعی بازنمایی شود. سینمای ما مبرمانه به تکنیکهای جذاب تصویری و فرمهای متنوع در ژانرهای اکشن، پلیسی، بیوگرافیهای حماسی و حتی علمی-تخیلی نیاز دارد تا روایتِ قدرت، سرگرمکننده و مجذوبکننده باشد. در گام بعدی، روایت قدرت نباید محدود به چند فیلم سفارشی یا جشنوارهای باقی بماند؛ بلکه باید به یک جریان اصیل، دائمی و فراگیر در تمامی بسترهای رسانهای، شبکههای اجتماعی و تولیدات نمایشی بدل شود تا ذائقه و گفتمان عمومی را هدایت کند. متأسفانه سالهاست که پیشرفتهای حیرتانگیز دانشبنیان، جانفشانیهای دفاعی و روحیه ساختن در میان مردم، در آوارِ سینمای آپارتمانی و یاسآور مغفول مانده است. روایتِ قدرت به معنای پنهان کردن کاستیها نیست، بلکه به معنای تنظیم مجدد زاویه دید دوربین به سمت «توانمندیِ جبران و ساختن» است. سینما و رسانه ما اگر میخواهند پیشرانِ واقعی «ایران هرچه قویتر» باشند، چارهای جز تثبیت لنز به «اقتدار» ندارند. این ریلگذاری جز از مسیر تربیت و به کارگیری نسلی تازهنفس از هنرمندان و فیلمسازان و رسانهکاران است که باور و آرمانی عمیق به اقتدار این سرزمین و مردمانش ندارند!