با تجمیع دادههای میدانی (استقرار A-۱۰ در اردن، فعالیت آواکس و سوخترسانهای آمریکایی در خلیجفارس و دریای عمان، همزمان با حملات وحشیانه صهیونیستها به جنوب لبنان) این فرضیه قوت میگیرد که دشمن با خوانش غلط از فضای سوگواری و بدرقهٔ پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی، قصد دارد خط قرمز ایران را در بازهای کوتاهمدت بیازماید. اما اقدام ج. ا. ایران در مسدودسازی گذرگاه توافقی تنگه هرمز، این فرضیه را عملاً نقش بر آب ساخته و ثابت میشود که محاسبهٔ دشمن مبنی بر تعلیق واکنشهای نظامی ایران به خاطر این مراسم عظیم و تشییع پیکر قائد شهیدمان، یک اشتباه راهبردیِ مهلک است. شواهد نشان میدهد جمهوری اسلامی، در پسپردهٔ این آرامش تاکتیکی، در حال تکمیل شناسایی دقیق از الگوی پرواز و تردد دشمن است تا پاسخی را طراحی کند که در مهلکترین لحظه و با بیشترین میزان غافلگیری، بر سر متجاوز فرود آید.
لذا، نه تنها پاسخ ایران به تأخیر نمیافتد، بلکه همین گردآوری اطلاعات در سایهٔ مراسم باشکوه بدرقهٔ قائد شهید امت، به نیروهای مسلح امکان خواهد داد تا در زمانِ کاملاً مورد نظر خودشان و نه در زمانی که دشمن انتظار دارد ضربهای کوبنده و مافوق تصور وارد کنند. اثبات این مدعا، ریشه در تاریخ عملیاتی مقاومت دارد که ثابت کرده انتقام سخت همواره در نقطهای رقم خورده که دشمن از محاسبهٔ آن عاجز بوده است. اینبار نیز دشمن در محاسبهٔ خود دربارهٔ انفعال ایران به دلیل این مراسم عظیم و تشییع پیکر رهبر شهید و عزیزمان، بشدت دچار خطا رفته و پاسخ قاطع، دیگر مسئلهٔ اگر و، اما نیست، بلکه تنها بحث بر سر کیفیت و شدت آن خواهد بود.