صبح صادق >>  صفحه اول >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۱۹ تير ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۴  ، 
کد خبر : ۳۹۳۴۷۳

خونخواه توایم

آقای عزیز ایران! امروز بغض‌هایمان شکسته و دل‌هایمان مملو از درد دوری و فراق است. امروز که بر روی دست‌های عاشقانت تشییع می‌شوی تازه می‌فهمیم که «تکیه گاه و پناه زیباترین لحظه‌های» عمرمان را از دست داده‌ایم.
پایگاه بصیرت / علی حیدری

سال‌ها پیش در یکی از جلسات صمیمی با شاعران گفتی: «من کاری ندارم مرحوم اخوان این شعر را برای چه‌کسی گفته و برای چه گفته، من این شعر را خطاب به صحیفه سجّادیه می‌خوانم؛ من این شعر را خطاب به دعای ابی‌حمزه ثمالی می‌خوانم.» و ادامه دادی: «ای تکیه‌گاه و پناه زیباترین لحظه‌های پرعصمت و پرشکوهِ تنهایی و خلوت من!‌ای شطّ شیرین پرشوکت من...»

امروز هم من کاری ندارم مرحوم اخوان ثالث خطابش به چه کسی بود، در جایگاهی هم نیستم که مانند شما خطاب کنم، می‌خواهم خطاب به شما بگویم: «ای تکیه‌گاه و پناه زیباترین لحظه‌های پرعصمت و پرشکوهِ تنهایی و خلوت من!‌ای شطّ شیرین پرشوکت من...»

آقای شهید ایران! ما داغ فراق خمینی کبیر را دیدیم، اما آنقدر سرگرم بازی‌های کودکانه بودیم که مثل غصه‌ها و شادی‌های بچگی‌مان بعد از مدتی سوگش را فراموش کردیم.

اما نه! چون تو بر جای آن پیر فرزانه تکیه زدی مرهم داغ ملت شدی و «راهت راه امام، هدفت هدف او و رهنمودش مشعل فروزنده تو» شد، نبودنش را احساس نکردیم.

ما در عصر تو بزرگ شدیم و با تو قد کشیدیم، با تو از فراز و نشیب‌ها و پیچ و خم‌ها گذشتیم، با تو شیرینی‌ها و تلخی‌های زیادی را تجربه کردیم و با تو «در سمت درست تاریخ ایستادیم.»

تو ما را صبورانه از گردنه‌های سخت و سهمگین حوادث به سلامت عبور دادی و به سمت قله رهنمون شدی. تو در سخت‌ترین و صعب‌ترین روزها، بذر امید در دل‌هایمان کاشتی واراده‌ها و انگیزه‌های‌مان را تقویت کردی.

آقای مظلوم ایران! تو آنقدر بزرگ و با عظمت بودی که هیچگاه فکر نمی‌کردیم یک روز با این کوه سترگ استقامت و پایمردی وداع خواهیم کرد. ما همیشه شعار دادیم که «فداییان رهبریم» و از جان‌مان هم برای محافظت از تو دریغ نمی‌کنیم. خیلی‌ها سعادت داشتند و در همه این سال‌ها توفیق عمل به حرف‌های‌شان را پیدا کردند و در صحنه‌های خون و خطر، جان خود را فدا کردند، اما ما ماندیم و چه روز‌های سختی بر ما گذشت. روزی که خبر شهادتت را دادند، تازه فهمیدیم که تو خود را هم فدای ملت و کشور کردی. اما راستش را بخواهی نه می‌خواستیم و نه می‌توانستیم باور کنیم که دیگر برای‌مان صحبت نخواهی کرد و در کوران حوادث نباید منتظر گره‌گشایی‌هایت باشیم و وداع تو شد رستاخیز تشیّع...

آقای عزیز ایران! امروز بغض‌هایمان شکسته و دل‌هایمان مملو از درد دوری و فراق است. امروز که بر روی دست‌های عاشقانت تشییع می‌شوی تازه می‌فهمیم که «تکیه گاه و پناه زیباترین لحظه‌های» عمرمان را از دست داده‌ایم. «ای شط شیرین پر شوکت ما»، بگذار بگویم اگرچه جسم پاکت که  مجروح زخم‌ها و طعنه‌ها بود، در میان ما نیست، اما راهی را که به ما نشان دادی با قدرت و قوت ادامه خواهیم داد و از تو می‌خواهیم که برایمان دعا کنی تا در مسیر خونخواهی تو استوار و ثابت قدم باشیم، تو همانی که به گفته فقیه و فیلسوف دوران، به پیشگاه خداوند در ملکوت وارد شدی در حالیکه مجاهد و تلاشگر و پرهیزکار و موحد و خداشناس بودی...

در حالیکه برای اسلام و قرآن و اهل بیت (ع) شهید شدی، در حالیکه کشته راه اسلام و کشته امت مسلمان و کشته رهبری امت و کشته حفظ کیان اسلام و کشته حفظ عظمت و آقایی و ولایت و وحدت آنان شدی...

و خداوند به حرمت خون به‌ناحق ریخته تو، دعایت را در حق ما مستجاب خواهد کرد...

ان‌شاءالله

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات