پس از جنایت هولناک دشمن صهیونیستی در به شهادت رساندن رهبر فرزانه و مجاهد عالیقدر، کشور نه در یک وضعیت انفعالی، بلکه در حال گذار به اقتدار مطلق راهبردی» است. دشمن غدار، با درک ناتوانی خود در مواجهه مستقیم نظامی، اکنون به جنگ ترکیبی فرسایشی متوسل شده است. هدف اتاقهای فکر سیا و موساد در این مرحله، نه پیروزی نظامی، بلکه تولید فرسایش است؛ فرسایشی که قرار است در سه لایه «اختلافات ساختاری داخلی»، «تابآوری اقتصادی» و «تأخیر در اجرای انتقام» نمود یابد.
عبور ظفرمندانه از این مرحله، نیازمند بازخوانی دقیق نسبت میان «وحدت جبهه داخلی» و «قصاص قطعی دشمن» است
در سطح داخلی، آنچه امروز به عنوان بلوغ سیاسی از آن یاد میکنیم، پایبندی مطلق به اصالت ساختار است. در نظام مقدس جمهوری اسلامی، قانون و ساختارهای قانونی، نه یک امر تشریفاتی، بلکه ستون فقرات مشروعیت حکمرانی هستند. هرگونه اصرار جریانی بر سلیقههای شخصی در مواجهه با فرآیندهای رسمی کشور، در شرایطی که دشمن با تمام قوا برای تفرقه برنامهریزی کرده است، خطای راهبردی محسوب میشود. انقلابیگری در این مقطع، نه در تخریب ساختارها به بهانه شکستهای مقطعی، بلکه در «پذیرش قانون» و «تولید انسجام» معنا مییابد. نخبگان بصیر باید بدانند که کوچکترین شکاف داخلی، دقیقاً همان اکسیژنی است که دشمن برای ادامه حیات شوم خود و به تأخیر انداختن قصاص بزرگ بدان نیاز دارد.
در میدان راهبردی، مفهوم خونخواهی فراتر از یک مطالبه هیجانی، به یک وظیفه شرعی و سیاسی تبدیل شده است. قصاص خون امام شهید، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت اجتنابناپذیر برای حفظ موازنه قدرت در غرب آسیاست. دشمن میخواهد با پمپاژ اخبار ناامیدکننده و ایجاد فشارهای اقتصادی، مردم را از این مطالبه تاریخی دور کند، اما پاسخ ما در نظام اسلامی، اتخاذ رویکرد «بازدارندگی فعال» است. ما در تعیین زمان و مکان قصاص، ابتکار عمل را از دشمن گرفتهایم و دشمن باید بداند که انتقام سخت، قطعی، دقیق و در تراز ضربه او خواهد بود. هرگونه تردید یا تأخیر ناشی از حاشیهسازیهای داخلی، نه تنها جفای به خون شهید، بلکه جفای به امنیت ملی نظام است.
راهبرد پیروزی در این جنگ ترکیبی، بر سه رکن «وحدت حداکثری»، «هوشیاری اطلاعاتی» و «قاطعیت در میدان» استوار است. وحدت، به معنای همپوشانی تمام ظرفیتهای نظام برای رسیدن به «قصاص عاملان جنایت» است. هوشیاری، یعنی فهم این واقعیت که هرگونه روایت کاذب رسانهایی، پروژهایی برای ایجاد شکاف میان ملت و حاکمیت است و قاطعیت، یعنی آنکه دشمن بداند جمهوری اسلامی در خونخواهی با هیچکس تعارف ندارد.
در نهایت، دشمن از اقتدار نظامی ما نمیترسد؛ او از اتحاد مقدس ملت ایران در سایه ولایت و قانون میترسد. ما برای قصاص قاتلان رهبر محبوبمان، به یک یکپارچگی راهبردی نیاز داریم که دشمن را در محاسباتش دچار خطای مرگبار کند. مسیر ما روشن است: اجرای قصاص قطعی، حفظ ساختارهای قانونی و تقویت قدرت بازدارندگی
دشمن گمان میکرد با ترور، نظام دچار تزلزل میشود، اما زهی خیال باطل که خون رهبر شهید، همبستگی ملی ما را برای یک «انتقام تمدنی» بیش از پیش مستحکم کرده است. جمهوری اسلامی نه خسته میشود و نه از آرمان قصاص عقب مینشیند؛ این اراده آهنین ملت است که در نهایت، سرنوشت این نبرد را به نفع جبهه حق رقم خواهد زد.