چرا «هزینهسازی» تنها راه صلح است؟
تاریخ دنیا پر از مثالهایی است که نشان میدهد «انتقام» و «تعقیب جنایتکاران»، نه یک واکنش احساسی، بلکه یک استراتژی دقیق برای صلح پایدار است:
تجربه جنگ جهانی دوم:
پس از پایان جنگ، تعقیب سران جنایتکار که به نقاط دوردست دنیا گریخته بودند، دههها ادامه یافت. پیام این حرکت به جهان روشن بود:
هیچ جنایتکاری، حتی سالها بعد و در دورترین نقطه زمین، نباید احساس امنیت کند. این همان منطقِ «بردن آرزوی مرگِ آرام به گور» است که متجاوز را تا آخرین لحظه عمر در وحشت نگه میدارد.
نهضتهای آزادیبخش (الجزایر و ویتنام):
تاریخ نشان داد تا زمانی که اشغالگران و متجاوزان در خانههای خود احساس امنیت میکردند، به اشغالگری ادامه میدادند. اما زمانی که هزینه اشغالگری برای آنها بالا رفت و فهمیدند هر تعرضی با پاسخی سخت و حتمی روبهرو میشود، مجبور به عقبنشینی شدند.
این یعنی «زلزله در بنیان باطل» که صلح را از مسیر اقتدار تأمین میکند.
چرا انتقام حتمی است؟
وقتی انتقام به یک «خواست ملی» تبدیل میشود، از دایره تصمیمات فردی خارج شده و به یک مأموریت تاریخی تبدیل میگردد. در تمام تجربیات موفق دنیا، زمانی که یک ملت اراده کرد تا تقاص خون قهرمانانش را بگیرد، موازنه قدرت تغییر کرد.
امروز نیز، سخن از یک قاعدهی جهانی است: کسی که امنیت یک ملت را نشانه گرفته، نباید انتظار داشته باشد که در خانهاش با آرامش سر بر بالین بگذارد.
این پیامِ صریحِ تاریخ است که هر مأموریت الهی و مردمی، دیر یا زود به مقصد میرسد و جنایتکاران بیآبرو، تقاصِ جهالت خود را خواهند پرداخت.
وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ