ماجرا از زمانی آغاز شد که محاصره هوایی با فرود هواپیمای ایرانی عملاً شکسته شد. پس از آن، مقاومت یمن هشدار داد که اگر محاصره ادامه یابد، امنیت دریای سرخ و بابالمندب نیز برای عربستان تضمینشده نخواهد بود. هدف قرار گرفتن نفتکشهای سعودی، حمله عربستان به بندر الحدیده و در نهایت حمله یمن به جیزان، حلقههای یک زنجیره و بخشی از همین راهبرد هستند.
جیزان یکی از مهمترین مراکز انرژی و صنعت عربستان است. جایی که پالایشگاه ۴۰۰ هزار بشکهای آرامکو، بندر بزرگ صنعتی، شهر صنایع سنگین، نیروگاه برق و زیرساختهای گسترده لجستیکی قرار دارد. از این رو، حمله به جیزان نشانهای از ورود زیرساختهای اقتصادی و انرژی منطقه به میدان جنگ است.
عربستان طی سالهای گذشته تلاش کرده بود با انتقال بخشی از صادرات نفت خود به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ، وابستگی خود به تنگه هرمز را کاهش دهد. اما اگر بابالمندب و بنادر دریای سرخ نیز ناامن شوند، این مسیر جایگزین نیز بخش مهمی از کارایی خود را از دست خواهد داد. چنین وضعیتی، نهتنها صادرات انرژی عربستان، بلکه راهبرد آمریکا و متحدانش برای حفظ جریان امن انرژی و جذب اثرات انسداد تنگه هرمز را با چالش جدی روبهرو میکند.
نکته مهمتر اینکه هدف قرار گرفتن عقبه اقتصادی و زیرساختهای انرژی منطقه، مختصات جنگ را تغییر میدهد. هنگامی که شریانهای انرژی، صادرات نفت و مراکز اقتصادی در کنار پایگاههای نظامی آمریکا وارد معادله شوند، هزینههای ادامه جنگ بهسرعت افزایش مییابد و تمایل آمریکا برای پایان دادن به درگیری بیشتر میشود. تجربه جنگ رمضان نیز نشان داد که ورود جنگ به حوزه انرژی و تهدید منافع اقتصادی، در کنار سایر عوامل، یکی از مؤلفههای مهمی بود که آمریکا را به سمت التماس به آتشبس سوق داد.
از این منظر، حمله به جیزان احتمالا میتواند نقطه عطفی از انتقال تدریجی میدان رقابت از عرصه نظامی به عرصه زیر ساخت انرژی و اقتصاد و در نهایت پایان مقطعی جنگ باشد.