تاریخ انتشار : ۳۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۲  ، 
کد خبر : ۳۹۳۹۱۱
بصیرت بررسی می‌کند

دور زدن تنگه هرمز یا وابسته‌سازی منطقه به آمریکا

ادعای طرح مشترک ترکیه، عراق و سوریه در کنار طرح‌هایی که کشورهای عربی منطقه همچون لبنان و مصر و اردن را نیز در بر می‌گیرد را می توان نوعی ائتلاف سازی جدید آمریکایی دانست که برای سلطه بر کشورها و مانع تراشی برای ائتلاف سازی‌های بومی صورت می‌گیرد.
پایگاه بصیرت / علی تتماج

جنایات آمریکا در منطقه با محوریت باز گذاشتن دست رژیم صهیونی برای اشغالگری و نیز تجاوزات همزمان ارتش تروریستی آمریکا علیه ایران در حالی ادامه دارد که در اقدامی قابل تأمل تام باراک، فرستاده ویژه واشنگتن  در عراق  از طرحی پرده برداشته است که ایالات متحده با همکاری سوریه، اردن، ترکیه، لبنان و مصر روی آن کار می‌کند. بر اساس این برنامه، تنگه هرمز طی دو سال آینده به یک «مسیر فرعی» در نظام حمل‌ونقل جهانی تبدیل خواهد شد. باراک در سخنرانی خود در نشست تجاری آمریکا و عراق مدعی شد این پروژه شامل توسعه «کریدور میانی» نیز می‌شود که از ترکیه، از طریق آذربایجان و ترکمنستان به آسیای مرکزی امتداد می‌یابد و امکان انتقال حجم بالایی از گاز به اروپا را از طریق کانال‌های تجاری فراهم می‌کند. همزمان با سفر الزیدی نخست وزیر عراق به آمریکا نیز باسم محمد خضیر، وزیر نفت عراق، اعلام کرد که دولت این کشور در حال مطالعه طرحی برای احداث یک خط لوله نفت از بصره به کرکوک و سپس به بندر جیهان ترکیه و بندر بانیاس سوریه است. آمریکا در حالی ادعای حمایت مالی و امنیتی از این طرح‌ها را مطرح کرده است که شواهد امر نشان می‌دهد آمریکا از یک سو به دنبال بهانه‌ای جدید برای حضور نظامی و سلطه بر کشورهای منطقه است و از سوی دیگر توطئه نیل تا فرات را با مولفه‌های اقتصادی دنبال می‌کند.

دور زدن تنگه هرمز یا وابسته‌سازی منطقه به آمریکا

آمریکا که در مقابل توان دفاعی بومی ایران ضربات سنگینی متحمل شده و از سویی نیز دوران حضور نظامی آن سپتامبر در عراق پایان می یابد همچنان به دنبال توجیهی برای نظامی گری در منطقه است. با توجه به ادعاهای ترامپ در زمان انتخابات منبی بر خروج نیروها از سایر کشورها از جمله غرب آسیا، آمریکا بر سر دوراهی مانده است چرا که از یک سو ماندن در منطقه به منزله افزایش انزجار مردم آمریکا از ترامپ است و از سوی دیگر خروج به معنای از دست دادن آخرین پایگاه‌هاست در این شرایط به نظر می رسد آمریکا با احیای طرح‌های سوخته همچون انتقال انرژی از عراق به سوریه، و نیز ادعای کریدورهای جدید انرژی با مشارکت بسیاری از کشورهای عربی به دنبال توجیه حضور نظامی جدید در منطقه است در حالی که هزینه آن را نیز دیگران باید بپردازند. فعال شدن گسل‌های تروریستی در سوریه همزمان با اعلام این طرح‌ها می‌تواند بخشی از پازل ماندگاری نظامی امریکا با ادعای طرح‌های اقتصادی باشد.

نکته مهم آنکه آمریکا امروز با رقبای بزرگی همچون چین در حوزه اقتصادی مواجه است در حالی که غیر قابل اعتماد بودن آمریکا نیز بیش از پیش کشورها را به  دوری از آمریکا سوق داده است. اجرای پروژه‌های انرژی آن هم با انحصار شرکت‌های آمریکایی نه اقدامی در جهت کمک به تامین انرژی بلکه بخشی از پازل وابسته سازی کشورهای منطقه بویژه عراق به صنایع و فن آوری آمریکاست که استقلال این کشورها را هدف قرار داده است. این امر مکمل اقدام آمریکا در گروگان گرفتن بانک مرکزی و منابع ارزی عراق است سلطه سیاسی و نظامی را به همراه دارد.

مسئله مورد توجه دیگر آنکه امروز بسیاری از کشورها دیگر حاضر به پذیرش امنیت سازی خیالی آمریکا نیستند و به دنبال ائتلاف سازی‌های جدید منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای هستند. ادعای طرح مشترک ترکیه، عراق و سوریه در کنار طرح‌هایی که کشورهای عربی منطقه همچون لبنان و مصر و اردن را نیز در بر می‌گیرد را می توان نوعی ائتلاف سازی جدید امریکایی دانست که برای سلطه بر کشورها و مانع تراشی برای ائتلاف سازی‌های بومی صورت می‌گیرد. به عبارتی دیگر آمریکا با وعده‌های اقتصادی در حال دور زدن استقلال کشورها در همگرایی منطقه‌ای و فرامنطقه است. آمریکا در حالی در سفر الزیدی نخست وزیر عراق به آمریکا برای این ائتلاف سازی تقلا کرده است که در اقدامی که ماهیت سلطه گرایانه آمریکا را مشخص می‌سازد از پایان دوران بایدن تا کنون سفیر برای عراق معرفی نکرده و به بهانه‌های مختلف دارایی‌های عراق را مصادره می‌کند.

نکته بسیار مهم آنکه هر چند آمریکا ادعا دارد با این خطوط ترانزیت به دنبال کاهش وابستگی به تنگه هرمز و کمک به تامین انرژی متحدانش است که ترکیب مسیر انتقال انرژی از عراق تا کشورهای هم مرز با رژیم صهیونی در حالی که همزمان نیز از خطوط ریلی مشترک کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی مطرح می شود، را می توان فاز جدید توطئه سازی با این رژیم دانست. آمریکا که می داند در شرایط کنونی سازش سیاسی و امنیتی امکان ندارد با حربه اقتصاد به دنبال اتصال سراسری در منطقه است در حالی که از نیل تا فرات صهیونیست‌ها را نیز تامین می کند. به عبارتی دیگر آمریکا خط انرژی و ارتباط ریلی را چنان چینش می‌کند که در نهایت به سرزمین‌های اشغالی وصل شده و کشورهای منطقه خواسته یا خواسته تن به سازش دهند. 

هر چند که آمریکا در حال باغ سبز نشان دادن به کشورهای منطقه است اما واقعیت امر آن است که از یک سو اجرای طرح‌های ادعایی بیشتر به یک سراب شباهت دارد که صرفا کشورهای منطقه را گرفتار بازی آمریکایی می کند و از سوی دیگر جایگاه تنگه هرمز چنان است که در هیچ شرایطی آمریکا توان برهم زدن آن را ندارد.

هر چند که آمریکا در حال باغ سبز نشان دادن به کشورهای منطقه است اما واقعیت امر آن است که از یک سو اجرای طرح‌های ادعایی بیشتر به یک سراب شباهت دارد که صرفا کشورهای منطقه را گرفتار بازی آمریکایی می کند و از سوی دیگر جایگاه تنگه هرمز چنان است که در هیچ شرایطی آمریکا توان برهم زدن آن را ندارد. حقیقت آن است که کشورهایی که روی طرح آمریکا سرمایه گذاری کنند روی سراب با هزینه های سنگین اقدام کرده‌اند چرا که مجری طرح آمریکایی  است که هیچ اعتمادی به آن نیست و صرفا خود را مطیع رژیم صهیونیستی برای نابودی منطقه می داند. همچنین مسیر ادعایی از سوریه‌ای است که حاکمانش تروریست‌هایی هستند که توان اداره کشور را نداشته و امروز سوریه به دهها بخش تقسیم شده است و در نهایت آنکه ورود به عرصه جایگزین به معنای از دست دادن خطوط امنی همچون تنکه هرمز و خلیج فارس است که کشوری بزرگ و قابل اعتماد همچون ایران امنیت آن را تضمین کرده است. قطعا کشورهایی که در زمین آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بازی کنند نمی توانند از این ظرفیت امنیت ساز بهره گیرند که قطعا هزینه‌های سنگینی برای آنها به همراه خواهد داشت. امروز تنها گزینه پیش رو خروج آمریکا از منطقه است و تا زمانی که این مهم محقق نگردد و بومی سازی اقتصاد، سیاست و امنیت توسط کشورهای منطقه اجرا نشود، منطقه در مسیر ثبات پیش نخواهد رفت چرا که همانطور که هیچ شیشه‌ای با دستمال کثیف پاک نمی‌شود، هیچ مشکلی با حضور آمریکا برطرف نخواهد شد چرا که او نه حلال که خود ریشه بحران است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات