واقعیت این است که اینگونه انتقادات گروسی بیش از آنکه از دلسوزی برای صلح جهانی سرچشمه گرفته باشد، یک رقابت سیاسی و رزومهسازی آشکار برای رسیدن به بالاترین مقام سازمان ملل است. در تازهترین یادداشت منتشرشده از رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، با عنوان «چگونه سازمان ملل را از بیخاصیتی نجات دهیم»، وی به تندی از ناکارآمدی و انفعال ساختار سازمان ملل انتقاد کرده است. ظاهراً گروسی تلاش میکند خود را چهرهای مصلح و منجی نشان دهد، اما پشت این ژستهای دیپلماتیک، زمینهسازی واضحی برای تکیه زدن بر کرسی دبیرکلی سازمان ملل دیده میشود.
واقعیت این است که اینگونه انتقادات گروسی بیش از آنکه از دلسوزی برای صلح جهانی سرچشمه گرفته باشد، یک رقابت سیاسی و رزومهسازی آشکار برای رسیدن به بالاترین مقام سازمان ملل است. او که سالهاست نهاد فنی و بینالمللی آژانس را به ابزاری سیاسی تبدیل کرده، حالا در حال تنظیم ادبیات خود برای جلوس بر صندلی دبیرکلی است.
اما سؤال اساسی و مهم اینجاست که آیا جامعه جهانی واقعاً به چنین دبیرکلی نیاز دارد؟ آیا فردی که کارنامهاش پر از رفتارهای جانبدارانه، گزارشهای سیاسی و جادهصافکنی برای فشار و حتی بسترسازی حمله و تجاوز علیه کشورهایی مثل ایران بوده، صلاحیت اداره سازمان ملل را دارد؟
بدون شک یک دبیرکل منفعل و بیخاصیت، به مراتب بهتر و کمخطرتر از دبیرکلی است که طرفدار جنگ، بانی بحران و عامل تحریک علیه ملتهای مستقل باشد. کسی که خود بخشی از مسئله و عامل ایجاد ناامنی بوده، هرگز نمیتواند راهحل صلح و ثبات در جهان باشد.
دستاندازیهای سیاسی گروسی در پرونده هستهای ایران و ارائه گزارشهای جهتداری که راه را برای زیادهخواهی دشمنان هموار کرد، بزرگترین شاهد بر این مدعاست. کسی که در سناریوی فشار بر ملت ایران نقشآفرینی کرده، امروز نمیتواند ادعای نجات سازمان ملل از بیخاصیتی را داشته باشد.
در نهایت، اصلاح سازمان ملل با تغییر مهرههایی که خود بخشی از پروژه جنگطلبی و سیاستهای یکجانبهگرایانه بودهاند حاصل نمیشود؛ زیرا رسیدن به قدرت با شعارهای صلحطلبانه، تنها بازی با کلمات برای پنهان کردن کارنامهای پر از انحراف است.
پ. ن: دبیرکل سازمان ملل باید نماد بیطرفی و صلح واقعی باشد، نه فردی که کارنامهاش مملو از بسترسازی برای جنگ و صدمه به حقوق ملت ایران است.