کد خبر: ۲۸۹۱۰۷ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۱/۲۳
علی یونسی در گفتوگو با «شرق» مطرح کرد
اشاره: چهارمین وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، این روزها اولین دستیار ویژه رئیسجمهوری در امور اقوام و اقلیتهای دینی و مذهبی است؛ «علی یونسی» که در سمت جدیدالتأسیس دولت یازدهم مشغول فعالیت است، در دوران انتخابات ریاستجمهوری ١٣٩٢، مسئول بخش اقوام و مذاهب ستاد انتخاباتی «حسن روحانی» بود. اما بیشترین ذهنیتی که جامعه از «یونسی» دارد، مربوط میشود به دوران وزارت اطلاعات در دولت اصلاحات؛ وزارتی که آمدنش به رأس آن با اتفاقاتی همراه بود. حالا این روحاني ٦٤ساله نهاوندی، خودش را یک امنیتی سابق میداند و از این منظر، حادثه «منا» را تحلیل میکند. گرچه مقام امنیتی در حد وزیر اطلاعات را هیچگاه نمیتوان امنیتی سابق دانست. «یونسی» این روزها در دفترش در ساختمان جدید مشاوران روحانی در یکی از خیابانهای مرکزی تهران مشغول فعالیت است.
کد خبر: ۲۸۹۱۰۶ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۱/۲۳
احمدینژادیها منهای احمدینژاد میآیند
کد خبر: ۲۸۹۱۰۵ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۱/۲۳
عبدالله ناصری عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان در گفتگو با آفتاب یزد
اشاره: داستان اصلاحطلبی، در همین 10 سال، پر است از اتفاقات تاریخی. از اتفاقات خوشایند گرفته تا حوادثی تلخ. از ماجراهایی که گاهی تحسین و مرحباهای مردم را به همراه داشت تا زمانی که اشتباهات استراتژیک این جناح، باعث شد تا فضای هشت ساله دولت نهم و دهم را بر کشور مستولی کند.
هیچ کس ثابت نیست و تغییر، ذات هستی است. در این بین همان طور که انسانها طرز نگاهشان با گذشته، متفاوت میشود و اعمالشان هم با چند سال قبل تغییراتی اساسی پیدا میکند، جناحهای سیاسی و گروهها نیز با توجه به شرایط زمانه، پختگی و یا ناچاری، مواضعشان هر بار به شکلی درمی آید و جهت دهی خاص خود را مییابند. هرچند هنوز همان نام و همان جناح را بردوش یدک بکشند! درست مثل آدمها که اسامیشان ثابت میماند و رفتارشان در گذر زمان پر است از تغییر.
اصلاحطلبان در سال 84 بود که با معرفی چند کاندیدای اصلاحطلب برای ریاست جمهوری، هم رای خودشان را شکستند و هم مردم را در سر درگمی گزینش قرار دادند، نتیجه اش هم آنی شد که همه میدانیم.
آن زمانها آنقدر افراد و چهرههای مختلف اصلاحطلب، بیمحابا پای به عرصه انتخابات گذاشتند که کمتر به این فکر میکردند یک شکست در آن هنگامه حساس، میتواند چه عواقبی داشته باشد.
بعد از آن جو زمان و شرایط طوری شد که عزلت نشینی روزبه روز بر این جناح تحمیل شود تا جاییکه آنها همه هم و غم خود را براین گذاشتند به جای مطالبات حزبی و گرایشهای سیاسی، به هر ترتیبی که شده است نگذارند تندروها جایی برای آینده سیاسی کشور داشته باشند. نتیجهاش هم این بود که اصلاحطلبان نه تنها از ائتلاف بین احزاب خود میگفتند بلکه ازاحتمال ائتلاف با اصولگرایان میانه نیز سخن به میان آوردند.
انتخابات سال 92، اما یک تجربه جدید را رقم زد، تجربهای که همه بر روی یک گزینه به اسم روحانی تمرکز کردند؛ "محمدرضا عارف" از نامزدی ریاست جمهوری کنار کشید و دولت یازدهم هم بی گمان با همت اصلاحطلبان پیروز شد. از آن پس بود که اشخاص و افرادی که تا پیش از این مرز آشکاری با مخالفان دولت داشتهاند، به یکدیگر نزدیک و نزدیکتر میشدند تا جاییکه انگار جناحهای سیاسی سابق به کلی دچار دگردیسی افکار شده و دیگر مثل سابق حرفهای حزبی در کارنیست برای همین هم گاهی از لیست مشترک سخن گفته میشد و زمانی هم از نامهایی که کمتر آنها را به عنوان اصلاحطلب میشناختیم. کسانی که عملکرد خوب و مثبتشان به ویژه پس از برجام آنها را در زمره افرادی قرارداد که ممکن است اصلاحطلبان از آنها حمایت کنند.
علی رغم وجود چنین صحبتها و گرایشهای درهم و برهمی، چند صباحی است که چهرههای شاخص اصلاحطلبی کمی تغییر موضع داده و گفتهاند ضمن احترام به اصولگرایان معتدل و معقول، قراری بر ائتلاف ندارند و رقابتی عادلانه را بر لیستی مشترک ترجیح میدهند.
اما حال چه شده است که اصلاحطلبان چنین سخنانی را صریح مطرح میکنند و از این میگویند که میخواهند کاملا مستقل برای انتخابات مجلس دهم پای به عرصه گذارند؟ مگر در این مدت چه چیزی تغییر کرده است که نگرش آنها را بر احتمال ائتلاف با اصولگرایان تغییر داده.
در حالی که همچنان بزرگترین دغدغه اصلاحطلبان تایید صلاحیت هاست و ممکن است این موضوع مانعی برای حضور چهرههای " برند " اصلاحات در انتخابات آتی شود چرا از هم اکنون اصلاحطلبان ساز جدایی با اصولگرایان میانه میزنند؟
و از سویی دیگر آیا اساسا چنین نگرشی مبنی بر ائتلاف دو جناح مختلف باهم نشانه خوبی است و یا بالعکس خبر از ضعف بنیههای سیاسی در کشور میدهد و اساس رقابت، مشخص بودن جهت مرزها و جناحها را میطلبد.
به همین جهت با عبدالله ناصری عضو شورایعالی سیاستگذاری اصلاحطلبان و استاد دانشگاه به گفتگو نشستیم .
کد خبر: ۲۸۹۱۰۴ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۱/۲۳
کد خبر: ۲۸۹۱۰۳ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۱/۲۳
آذر منصوری، عضو شورای سیاستگذاری اصلاحطلبان در گفتگو با آفتاب یزد:
اشاره:
شاید وقتی دیگر ! خیلی وقت است با این جمله آشنایند. میگذرند از حقشان، به امید یک روز بهتر، روزی که شاید وقتی دیگر بیاید! چند سالی هست که همین آش بود و همین کاسه. ولی مثل آنکه هنوز هم زمانش نرسیده.
مشکلاتشان یکی دوتا نیست، از تائید صلاحیتها بگیرید تا خطر ورود تندروهای مخالف به مجلس. همینهاست که باعث شده تا این روزها نه زمان برایشان مهم باشد و نه مرزها و جناح ها. این روزها آنچه که برای اصلاحطلبان بیش از هرچیز دیگر اهمیت دارد آینده مجلس است و اینکه رقبای اصلی اشان که تندروهای همیشه آشنا! هستند حضور حداقلی در مجلس داشته باشند.
اما آیا الزام رسیدن به این مهم یعنی اینکه خط و خطوط جناحها آنقدر درهم بشکند تا در تقاطع اصولگرایی و اصلاحطلبی جایشان باهم گم شود؟ ویا این جو زمانه است که اینگونه برخی از اصولگرایان میانه را به سمت اصلاحطلبان کشانده و بالعکس. اگر چنین باشد یک احساس، بیش از هر زمان دیگری جریانهای سیاسی را قلقلک میدهد، اینکه باید طرحی نو در عرصه احزاب در انداخت ! و اگر هم نه پس چه باید کرد؟ این گرایشها به سمت یکدیگر چه معنایی دارد؟
کار به جایی رسیده که حتی برخی گمانه زنیها از این حاکی است، علی لاریجانی رییس مجلس پس از عملکردش در برجام، به عنوان کاندیدای اصلاحطلبان هم مطرح شده و آنقدر این موضوع برای گروهی اهمیت دارد که اعلام میکنند در صورت نامزدی لاریجانی از قم، برای شرکت در انتخابات مجلس، هیچ اصلاحطلب دیگری به خاطر احترام به وی وحمایت ازاو نباید کاندیدا شود.
اما چرا؟ آیا چنین روندی به معنای عقب نشینی اصلاحطلبان و رضایتشان به شرایط موجود است؟ اصلا و اساسا چنین بحثی در حال حاضر در بین عامه اصلاحطلبان قم و درباره شخص علی لاریجانی وجود دارد؟ برنامه اصلی اصلاحطلبان با این روند در انتخابات مجلس دهم چه خواهد بود؟ به منظور پاسخ به این پرسشها با آذر منصوری عضو شورای سیاستگذاری اصلاحطلبان و از اعضای حزب اتحاد ملت در باره اظهارنظرهای اخیر پیرامون دکتر لاریجانی و رویکرد اصلاحطلبان در قبال او گفتگو کردیم و از آنچه که قرار است در آینده جایگاه قانونگذاری کشور روی دهد پرسیدیم.
کد خبر: ۲۸۹۱۰۲ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۱/۲۳
بررسی «مبانی نظری سیاست خارجی دولت یازدهم» در گفتوگو با دکتر مهدی ذاکریان
مقدمه:
در جهان آشوبزدهای که تازهترین نمود آنارشی آن، عملیاتهای تروریستی پاریس است، ممکن است این پرسش ایجاد شود که سرمشق سیاست خارجی ایران چیست که توانسته امنیت آن را بهتر از دیگران تأمین کند. رفتار ایران براساس کدام نظریه روابط بینالملل، باعث شکلگیری متنی به نام «برجام» شده است؟ آیا سیاست خارجی ایران، متکی به فرد است یا اینکه بدنهای کارشناسی در وزارت خارجه و دیگر مراکز علمی، راهبری آن را بر عهده دارند؟
بر همین اساس، بنا شد گفتوگویی داشته باشیم با دکتر مهدی ذاکریان، استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تا از منظری آکادمیک به تبیین مبانی نظری سیاست خارجی دولت یازدهم و یافتن پاسخ چنین پرسشهایی بپردازیم. این استاد دانشگاه معتقد است ایران پتانسیل خوبی برای نقشآفرینی در مسائل منطقه دارد. آنچه در ادامه میآید، ماحصل این گفتوگو است که میخوانید:
کد خبر: ۲۸۹۱۰۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۱/۲۳
پاسخ تند دفتر آیتالله هاشمی به اظهارات زاکانی
کد خبر: ۲۸۹۱۰۰ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۱/۲۳
پشت پرده روابط زنجانی، م.ش و ضراب
کد خبر: ۲۸۹۰۹۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۱/۲۳
مجلس به كلیات توافق هستهای رأی مثبت داد
کد خبر: ۲۸۹۰۹۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۱/۲۳