محیط ژئوپلیتیکی و استراتژیکی خاورمیانه منطقه ای با متغیرهای امنیتی ، سیاسی و اقتصادی است. این منطقه سراسر بحران و چالش است که منجر به شکل گیری ایده "هلال ناموزون مسلمین " از سوی برژینسکی و یا منطقه ای "همواره کشمکش زا " از سوی بری بوزان تعریف شده است.
کد خبر: ۲۸۵۴۹۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۱۰/۱۳
به دنبال اجرای حکم اعدام آیتالله شیخ نمر باقرالنمر از رهبران برجسته شیعیان عربستان سعودی، مقامات جمهوری اسلامی ایران به شدت نسبت به این اقدام ریاض واکنش نشان دادند و وزارت خارجه با صدور بیانیهای تاکید کرد دولت عربستان تاوان سختی بابت پیگیری این سیاستها خواهد پرداخت.
کد خبر: ۲۸۵۴۹۷ تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۱۰/۱۳
در پی شهادت آیت الله نمر، عالم بزرگوار تشیّع در سرزمین عربستان، آیت الله هاشمی رفسنجانی با صدور پیام تسلیتی حزن و اندوه خویش را ابراز کرد و این شهادت مظلومانه را به همه آزاد اندیشان جوامع بشری، تسلیت گفت.
کد خبر: ۲۸۵۴۹۶ تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۱۰/۱۳
عربستان روز شنبه یک شیخ برجسته شیعی و ده ها سنی را اعدام کرد و این امر نشان داد، ریاض تاب تحمل شیعه و سنی را ندارد و صرفا به خشم فرقه ای در کل منطقه دامن می زند.
کد خبر: ۲۸۵۴۹۵ تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۱۰/۱۳
به خاطر اعتراض به اعدام شیخ نمر؛
پس از آنکه عربستان در اقدامی غیرحقوقی و غیرانسانی، شیخ النمر رهبر شیعیان عربستان را اعدام کرد و واکنشهای مسئولان کشوهای مختلف از جمله ایران را در پی داشت که کاردار سفارت عربستان در تهران را به وزارت امورخارجه احضار و مراتب اعتراض ایران را اعلام کرد.
کد خبر: ۲۸۵۴۹۴ تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۱۰/۱۳
ریاض دهه هاست طعم تلخ وجود شخصیت بزرگی همچون سیدحسن نصرالله را در کام خود احساس می کند. برای عربستان، ظهور شیخ نمر به مثابه نصراللهی دیگر به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست. آنچه در نیجریه رخ داد و برخورد سختی که با شیخ ابراهیم زاکزاکی انجام شد و ریاض از آن اعلام پشتیبانی کرد نیز در همین راستا بود.
کد خبر: ۲۸۵۴۹۲ تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۱۰/۱۳
یقیناً شهید شیخ نمر مورد تفضل خداوند خواهد بود و بدون شک دست انتقام الهی گریبان ظالمانی را که به جان او تعدّی کردند خواهد گرفت و این همان چیزی است که مایهی تسلّی است.
کد خبر: ۲۸۵۴۹۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۱۰/۱۳
چكيده: در نوشتار حاضر، نقطهي عزيمت نويسنده، پذيرش اين مفروض است كه جهاني شدن علاوه بر ايجاد تهديداتي در خارج از مرزها، در داخل مرزها (از نظر امنيتي) نيز موجب بروز مسائلي چند ميشود. از اين نظر، جهاني شدن متغيري مستقل است كه از هر دو سطح فروملي و فراملي، نظامهاي سياسي را تحت تأثير قرار ميدهد. اما جهاني شدن صرفاً تهديد نيست، بلكه ميتواند شامل فرصت نيز باشد. چگونگي برخورد با جهاني شدن، از نظر تهديد يا فرصت بودن، بستگي به نگرش دولتمردان و مردم يك كشور نسبت به مقولهي فوق دارد.
نويسنده، تهديدها و آسيبپذيريهاي امنيتي را از چند منظر مختلف، نظير تهديد حاكميت سياسي، مرجعيتزدايي از دولت و افول مشروعيت آن به عنوان تنها مرجع امنيت، فروريزي مرزهاي ملي، افزايش تنوع منابع تهديد، گسترش دايره تهديدات و تضعيف توان پاسخگويي به آنها را مورد توجه قرار ميدهد. در بخشهايي از مقاله نيز رابطهي جهاني شدن و امنيت انساني مورد مطالعه قرار ميگيرد. نگارنده معتقد است كه به واسطهي دستيابي گروهها و دولتهاي ناراضي به ابزارهاي جديد ناشي از جهاني شدن، ميزان خشونت عليه افراد و قاچاق انسانها افزايش پيدا كرده است. تخريب محيط زيست، شيوع بيماريهاي مسري، گسترش بيماريهاي شغلي ناشي از كارخانجات الكترونيكي و شيميايي، توسعهي فناوري مواد مخدر و وقوع منازعاتي چند بر سر منابع طبيعي، از ديگر تهديدات جهاني شدن هستند كه مستقيم يا غير مستقيم، امنيت انساني را تحتالشعاع قرار ميدهند.
اين نگاشته، به فرصتهاي ناشي از جهاني شدن اشاره دارد و اين فرصتها را در سه سطح دولتها، جوامع و بشريت مورد توجه قرار ميدهد.
مقاله در تحليل نهايي خود، با توجه به نكات مذكور، به اين ابهام نيز پاسخ ميدهد كه "آيا جهاني شدن براي كشور فرصت تلقي ميشود يا تهديد؟!"
در عصر كنوني، ما با يك موج كوبندهي اجتنابناپذير، به نام جهاني شدن مواجهايم؛ اما اين موج چه تعريفي دارد؟ بُعد جديد و متفاوت آن كدام است؟ آيا اين موج جهان را ناامن ميكند يا به امنيت آن ميافزايد؟ و دولتها براي مقابله با چالشهاي آن چه ميتوانند بكنند؟
الن. ال. فراست1
کد خبر: ۲۸۵۴۹۰ تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۱۰/۱۳
مقدمه:
در دوران رياست جمهوري «رونالد ريگان» و «جرج بوش» دولت آمريكا اقدام به اجراي سياستهاي جديدي نمود كه نتايجي چون كاهش هزينههاي رفاهي دولت و نيز كاهش ميزان ماليات را در پي داشت. اما چرا در دوران ياد شده دولت آمريكا اقدام به اجراي سياستهاي جديدي نمود؟ سياستهاي جديد دولت، سياستهاي دست راستي بودند و ما چنين استدلال كردهايم كه بحران اقتصاد سرمايهداري جهاني و تلاش دولت براي ايجاد مشروعيت سياسي ميان مردم، دو عامل تأثيرگذار بر سياستگذاري دولت بودند.
به علت كاهش نرخ بهرهوري، قشر سرمايهدار آمريكا به دولت فشار آورد تا به طور مستقيم و با قاطعيت و جديت هر چه بيشتر براي تأمين منافع سرمايه و افزايش نرخ بهرهوري اهتمام ورزد و در جهت كاهش هزينههاي توليد و هزينههاي اجتماعي گام بردارد و چون كاهش هزينههاي رفاهي دولت ميتوانست باعث ايجاد تفرقه و تنش در جامعه شود، دولت جهت اشاعه ارزشهاي دست راستي ميان مردم تلاش كرد، براي مثال مردم را به حفظ رسوم قديمي و حمايت از مالكيت خصوصي تشويق كرد و در اين راستا با جنبش راست جديد ائتلاف كرد.
ما با الهام از نظريه ماركسيستي، مسئله مذكور را مورد تجزيه و تحليل قرار ميدهيم و با استناد به نظرات «آندره گوندر فرانك» و همچنين «يورگن هابرماس» عوامل مؤثر بر سياستهاي دولت آمريكا را معلوم و مشخص مينماييم در ابتدا بحث نظري ارايه ميشود تا از اين طريق مشخص شود كه ما چگونه به اين مطلب پي بردهايم كه بايد در واقع از ديدگاه ماركسيستي به مسئله مذكور نگريست و سپس سياستهاي جديد دولتهاي ريگان و بوش را توصيف مينماييم.
تلاش بر اين است تا در دو مقالهاي كه در آينده تهيه خواهد شد، ابتدا تأثير بحران اقتصاد سرمايهداري بينالملل بر موضعگيري و سياستهاي دولت آمريكا را بررسي نماييم و سپس به عقايد و مواضع اقشار حامي نومحافظهكاري و رابطه اين اقشار با دولت بپردازيم و نشان دهيم كه چگونه دولت با حمايت اقشار حامي نومحافظهكاري براي اشاعه يك رشته ارزشهاي دست راستي در جامعه اقدام نمود و سعي كرد تا از اين طريق به مردم القا كند كه دولت بايد مثلا ميزان مالياتها را كاهش دهد تا بدينوسيله بنيه اقتصادي كشور تقويت شود و كلا جامعه آمريكا بتواند بيش از پيش پيشرفت نمايد.
کد خبر: ۲۸۵۴۸۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۱۰/۱۳
چكيده:
تحول مفاهيم و يا راه يافتن مفاهيم و معاني جديد به جامعه بينالمللي، از جمله خصوصيات بارز دوران پس از جنگ سرد است. مفاهيم، اموري نسبي هستند كه تحول آنها همگام با تحول مفهوم انسان است؛ و شرايط زماني و مكاني خاص همواره باعث شكوفايي و توجه به تحول مفاهيم ميشود. آنچه امروز در سطح نظام بينالملل مشاهده ميكنيم، نوعي بسط مفهومي و ساختاري است كه ماهيت متحول اين نظام را دستخوش تعاريف و معاني جديد قرار داده است.
در بسط مفهومي، با دگرگوني در نظريات سيستمي روابط بينالملل و تئوريهاي تبيينكننده تحولات نظام بينالملل مواجهيم؛ و در بسط ساختاري، نوعي دگرگوني در نوع بازيگران و نحوه تعاملات آنها با يكديگر احساس ميشود. در عين حال، تعدد بازيگران و تنوع آنان و نيز ميزان وابستگي در نظام، و تحول در كاركردها و پيريزي شكل نويني از ساختارها در نظام، به تدريج الگوهاي جديد رفتاري و به دنبال آن پيامدهاي جديدي را پديد آورده است.
بر اين اساس ميتوان گفت كه نظام بينالملل به دليل ماهيت متحول خود، دچار نوعي تحول مفهومي و ساختاري شده است.
در مقاله حاضر در نظر است ضمن بررسي ابعاد مختلف تحول، نقش آن در نوع بازيگران و همينطور شيوههاي فرضي تعاملات آنان تحليل و مدلهايي براي تبيين ماهيت ساختاري نظام بينالملل ارائه شود.
کد خبر: ۲۸۵۴۸۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۱۰/۱۳