اشاره:
آخرین بخش از پیام طولانی و پرشور و سرشار از معارف و بینشهای اجتماعی و سیاسی حضرت امام خمینی که در ششم مرداد سال 1366 صادر کردند، پیش روی شماست.
این بخش از پیام امام خمینی به "روحانیت" اختصاص یافته است و امام خمینی از زوایای مختلف به نقش راهبردی علمای اسلام در تشریح جلوههای گوناگون فرهنگ جامع اسلامی به ویژه ابعاد مرتبط با مبارزه با قدرتهای استعماری و حکومتهای دست نشانده آنان در سرزمینهای اسلامی و نشر جنبههای مرتبط با حیات اجتماعی و سیاسی مسلمانان، نگریسته است.
امام خمینی به قدرت شگفت انگیز روحانیت اسلام در ایران که در رهبری انقلابی عظیم متجلی شد و مراحل و مراتب سخت و موانع و مشکلات بیشمار را پشت سر گذاشت و سرانجام به پیروزی رسید اشاره میکند و همین قدرت خیره کننده را در صیانت از دین و استقلال و تمامیت ارضی کشور و مقابله با توطئههای مختلف دشمنان مطرح میکند و به تمجید از آن میپردازد.
امام خمینی در مرحله بعد، مسئولیت سنگین روحانیت را در صدور فرهنگ و ارزشهای انقلاب اسلامی ایران به سایر کشورها یاد میکند و آن را ارج مینهد و امتداد این خط و مسیر را خواستار میشود و کنگره بزرگ اجتماعی و سیاسی حج را یکی از فرصتهای بینظیر برای انجام این مهم معرفی میکند.
یکی از موضوعات مهم دیگری که امام خمینی در این بخش از پیام تاریخی خود مطرح میکند، نقش علما و روحانیون سرزمینهای اسلامی در ایجاد بیداری و تحرک در ملل مسلمان و هدایت و به ثمر نشاندن جنبشهای اسلامی علیه استعمار خارجی و استبداد داخلی میباشد.
امام خمینی علما و روحانیون کشورهای منطقه را اولاً به داشتن انرژی و نیروهای بالقوه برای هدایت و رهبری نهضتهای رهایی بخش اسلامی یادآور میشود. ثانیاً آنان را به الگوگیری از علمای مبارز ایران و قیام و انقلابی که علیه نظام شاهنشاهی ایجاد و رهبری و به پیروزی منتهی کردند فرا میخواند.
در این بخش از پیام حضرت امام خمینی و در موضوع محوری یاد شده و سایر موضوعات آن که همه آنها غنی و پیام رسان میباشند، دقیق و عمیق میشویم.
کد خبر: ۲۱۹۹۵۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۵/۱۸
اشاره:
این مقاله پیشتر در سال 1373 در ویژهنامه تجلی جلال که به مناسبت سالگرد رحلت حضرت امام توسط روزنامه منتشر شده بود اینک با توجه به ضرورت پرداختن به این دست از مسائل و تناسب این مقاله، مجدداً در دو قسمت تقدیم خوانندگان گرامی قرار میگیرد.
برای آنان که زندگی، مبارزه و رهبری حضرت امام خمینی «قدس سره» را پی میگیرند «استراتژی تهاجم» یکی از عناصر اصلی و جزء راهبردهای کلان در اندیشه مبارزاتی، امامت و پیروزی امام خواهد بود. در تحلیل و ارزیابی حرکت پیروزمند امام دریافتهای خرد و کلان بسیاری خواهیم داشت که باید دیپلماسی و «سیاست تهاجم» را از بخشها و محورهای اولیه آن شمرد. این مبارزات چه پیش از پیروزی و چه پس از آن، به روشنی نشان میدهد که امام با استراتژی تهاجم به دشمن و بنیانهایی که بر آن استوار است توانست همواره از موضعی برتر انقلاب را تا سر منزل پیروزی و پس از آن در مقابلۀ با آنچه پیش آمد رهبری نماید. بنیههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی و حتی دینی که هویت وجودی دشمن را میسازد همواره دستخوش حملات هجومی خط و حرکت مبارزاتی امام بوده است. اساساً بینش لزوم بنیانگذاری حکومت اسلامی، بر همین اصل نیز استوار است.
حرکت پیروزمند انقلاب و حکومت اسلامی در حدوث خود مبتنی بر «استراتژی تهاجم» بوده است و در بقاء و استمرار آن نیز هماره نیازمند این اصل است. عدول از «راهبرد تهاجم» و کشاندن یا کشیده شدن به موضع تدافعی و انفعالی بهر میزان و در هر زمینه، به همان فراخور به مثابۀ برگشت از یک اصل فراگیر است که شکست و درماندگی را در پی خواهد داشت.
کد خبر: ۲۱۷۳۵۰ تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۸/۱۴
کد خبر: ۲۱۷۳۴۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۸/۱۴
عبدالوهاب فراتی
مقدمه:
آنچه در قسمت اول این نوشتار آمد، مجموعه ویژگیهایی بود که حضرت امام برای ترسیم نوعی از حکومت اسلامی، یعنی جمهوری اسلامی بیان فرموند. این دوره از حیات نهضت اسلامی که به «عصر جمهوریت» شهرت یافته، دورهای است که از ورود امام به پاریس، آغاز و در28/6/1358 فرجام مییابد. امام خمینی حتی یک بار هم از «ولایت فقیه» سخن به میان نیاورده و به «نظارت فقیه» اکتفا نمودهاند. ایشان در دو ویژگی از جمهوری اسلامی، صریحا نکاتی را بیان کردهاند که علی الظاهر با «ولایت فقیه» سازگار نیست. یکی در ویژگی چهارم جمهوری: «جمهوری به همان معنا که در همه جا جمهوری است. جمهوری اسلامی، جمهوری است مثل سایر جمهوریها» واضح است که ولایت انتصابی فقیه، الگویی غیر از الگوی رایج جمهوریت در سراسر جهان است. با این همه، اشاره دیگری از امام خمینی که این جمهوری مشابه خارجی ندارد و بعدها مفهومش روشن میشود، ممکن استبا ولایت فقیه از خود سازگاری نشان دهد. دیگر اینکه، در ویژگی پنجم اسلامیت که حضرت امام وظیفه خود و سایر متولیان امر دین را نظارت و ارشاد معرفی میکند، روشن است که نظارت و ارشاد غیر از ولایتشرعی فقیه است.
اما اینکه چرا حضرت امام خمینی در این دوره(58 -56) حتی یک بار از ولایت فقیه، سخن به میان نمیآورد; احتمالات متعددی گفته شده است که در ذیل به توصیف و نقد آنها خواهیم پرداخت.
کد خبر: ۲۱۶۴۶۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۵/۲۱
کد خبر: ۲۱۳۰۱۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۸/۱۴
کد خبر: ۲۱۲۸۵۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۵/۱۶
در آستانه روز بزرگ پیروزی
دکتر عماد افروغ
اشاره:
بدون تردید انقلاب اسلامی به مثابه گفتمانی جامع را نمیتوان بدون توجه به لایهها و صبغههای فلسفی، عرفانی و کلامی- فقهی و عوامل و بسترهای مستعد شکلگیری آن و صرفا در حد یک حادثه سیاسی مورد تحلیل قرار داد.
بدون تردید انقلاب اسلامی به مثابه گفتمانی جامع را نمیتوان بدون توجه به لایهها و صبغههای فلسفی، عرفانی و کلامی- فقهی و عوامل و بسترهای مستعد شکلگیری آن و صرفا در حد یک حادثه سیاسی مورد تحلیل قرار داد. این انقلاب به مثابه یک فرایند بهگونهای مرتبط با انبساط روشنفکری، روشنگری و معرفت دینی است. حداقل میتوان سابقه بسط معرفت دینی، اصلاحگری و خرافهزدایی و روشنگریهای نسل دوم روشنفکری، یعنی آگاهیبخشیهای اصلاحگرانی همچون مرحوم جلالآلاحمد، مرحوم دکتر شریعتی و استاد شهید مرتضی مطهری در کنار تلاشهای فکری سایر متفکران و احیاگران با صبغه عملیتر مانند مرحوم شهیدبهشتی، مرحوم طالقانی و دیگران را بهمثابه عامل و شرط اعدادی و بسترساز پذیرش مردمی پیامها و نداهای حقطلبانه و رهاییبخش امام(ره) قلمداد و تفسیر کرد.
البته در این بین نباید از نقش سیاسی امام(ره) در اواخر دهه30 و اوایل دهه40 در زمینهسازی برای آگاهیبخشیهای مذهبی غافل شد.قطع نظر از نقش عالمان و روشنفکران مذهبی و موافق با جهتگیریها و تحولات دینی و فروپاشی رژیم شاهنشاهی از نقش منورالفکران نسل اول و بیگانه با اسلام و سنت، اعم از انتقادی و غیرانتقادی نیز نمیتوان چشمپوشی کرد؛یک وقت، نقش ایجابی و مثبت است و یک وقت نقش سلبی و زمینهساز و برانگیزاننده نقش مثبت و ایجابی. همان کسانی که راز و رمز عقبماندگی جامعه ما را در اقبال به سنت و مذهب و راه نجات را در مقابله با آن میدانستند نیز به صورت غیرمستقیم بسترهایی را برای طرح اندیشهها و راهحلهای اسلامی و عیانشدن قابلیتها و ظرفیتهای مبارزاتی و مدیریتی اسلامی فراهم کردند.
اینان در واقع ناخواسته محرک مدافعان واقعی و اندیشمند دینی شدند تا از حریم دین، سنت و فرهنگ دفاع کنند. این واکنشها باعث شد تا دریچههای جدیدی باز شود و نگاهها و حرفهای تازه ظهور کند. طبعا پاسخهای بهدست آمده از دل سنت و فرهنگ اسلامی را باید وجوه ایجابی و مثبت روشنگری تفسیر کرد و البته در این زایشها و رویشها و پاسخها و رویکردهای نوظهور باید بین تفکر التقاطی و بومیگرایی ناشی از نگرش فلسفی و مبانی ریشهدار تمایز قائل شد. مواجهه التقاطی و گرتهبردارانه که برخاسته از یک نگرش غیرفلسفی و انتقادی است، نتیجهای جز غرب ناشناسی و اسلام نافهمی دربرندارد.
اینگونه مواجهات نه به درک صحیحی از غرب میرسد و نه میتواند برداشتها و جریانات انحرافی درون دینی را به خوبی فهم کند. فردی که متوجه ابعاد فلسفی و محتوایی یک اندیشه ناآشنا نیست، هرچه در نظرش خوش آهنگ باشد را پذیرفته و میکوشد تا بهگونهای آن را اسلامیزه و درونی کند. اما با مواجهه صحیح فلسفی و مبنایی، هم نقایص مفهومی و ملزومات و دلالتهای یک اندیشه و باور، فهم میشود و هم در صورت موجه و قابل قبول دانستن آن، اخذ و مورد استفاده قرار میگیرد.
کد خبر: ۲۱۱۳۹۶ تاریخ انتشار : ۱۳۹۰/۰۱/۲۳
اشاره:
در قسمت اول این مبحث، پشتوانههای فکری و معرفتی "انتظار" را در احادیث و روایت نمایاندیم و به اشاره از نقش امام خمینی در شرح و تبیین و ایجاد تعابیر نوین درباره مفاهیم دینی از جمله "انتظار" سخن گفتیم. در این بخش از مبحث، تحلیل و بررسی خاص امام خمینی درباره افکار انحرافی در موضوع مزبور را از نظر میگذرانیم و نشان میدهیم که چگونه انتظار در طول تاریخ و در بستر زمان دستخوش آفات و آسیبهای فکری متضاد با شرع و عقل گردید. دشمنان از همین انحرافات فکری حداکثر بهرهبرداری را برای تبلیغ نظریه استعماری جدایی دین از سیاست و حکومت به عمل آوردند و باعث شدند تا در عصر غیبت، تعالیم و قوانین زنده و رهایی بخش اسلام عملا تعطیل شود و مسلمانان ذلت ناشی از کنارهگیری از جامعیت اسلام و امتناع و خودداری از تلاش فکری و عملی در عرصههای اجتماعی و سیاسی را پذیرا شوند.
کد خبر: ۲۱۱۳۸۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۰/۰۲/۲۷
اشاره:
آنچه پیش روی دارید، تلاشی فکری برای نمایاندن جایگاه و ارزش اصل بزرگ "انتظار" در فرهنگ شیعی با بهرهوری از اندیشههای پویا و آگاهی بخش حضرت امام خمینی میباشد. در ابتدای نوشتار ضمن اشارهای کوتاه به جهاد فکری امام خمینی در ایجاد واژهها و تعابیر و عباراتی نوین در تبیین فرهنگ انتظار، به پشتوانههای اولیه این فرهنگ که در کلام گهربار امامان معصوم(ع) درباره آنها بینش آفرینی شده میپردازیم و روایاتی دقیق و راهگشا در این موضوع را تقدیم خوانندگان میکنیم. در بخش دوم این نوشتار که در هفته بعد عرضه میشود، به طور خاص نقش امام خمینی در احیای فرهنگ انتظار را به مداقه میگذاریم.
کد خبر: ۲۱۰۹۴۲ تاریخ انتشار : ۱۳۹۰/۰۲/۲۷
اشاره:
"آزادی" از نعمتها و موهبتهای بزرگ الهی است که به بشریت ارزانی داشته است. آزادی در همه ابعاد و جلوهها و در تمام شئون حیات فردی و اجتماعی و سیاسی دارای جایگاه و نقش ارزنده و آثار گرانبها میباشد. آزادی را به صورت یک نیاز حیاتی نمیتوان در موضوعی خاص و عرصهای از حیات محدود کرد، با توجه به جایگاه رفیع و محوری این موهبت الهی، نباید از عرصههای حضور آن در تمام شئون حیات و در همه موضوعات و عرصه فعالیتها غفلت ورزیم که در این صورت به سطح اندیشی و یکسونگری نسبت به این نیاز بزرگ گرفتار آمدهایم و طبیعی است که اگر همواره در این تنگ نظری و گرایشهای فکری و عملی ناقص باقی بمانیم، دچار خسران و زیانهای مکرر خواهیم شد که جبران آن سخت و دشوار خواهد بود.
یکی از جلوههای مهم و حیاتی حضور آزادی را باید در عرصههای مدیریتهای گوناگون به ویژه مدیریت سیاسی و حکومتی به نظاره نشست. در این نگرش است که در مییابیم "آزادی از نفس" در عرصه "قدرت و حکومت" یکی از حساسترین ابعاد و جنبههای آزادی به شمار میرود. این موضوع در محدوده حیات فردی نیز حائز اهمیت است و از آن به "آزادی درونی" یا "آزادی از خود" یاد میشود و تا تحقق نیابد، هیچ فردی "آزاد" به معنای وسیع کلمه و در همه حالات و روحیات نخواهد بود.
"آزادی از نفس در عرصه قدرت و حکومت" دارای مفهومی عمیق است و به دلیل گستردگی و وسعت فضای حضور این آزادی، ارزش و اهمیتی بیشتر مییابد و کسانی که در چرخه مدیریت کلان سیاسی به تدبیر و برنامه ریزی و تلاش مکرر اهتمام دارند به همان دلیل که از همه امکانات برخوردار میباشند و ابزار و اهرمهای بزرگ تشکیلاتی و حکومتی در اقتصاد و سیاست و فرهنگ را در اختیار دارند، دامهای فراوان بر سر راه دارند که تا از آنها نرهند نمیتوانند زمامدار سالم و صالح باشند و در خدمت دین و ملت و کشور در آیند.
حضرت امام خمینی در رهنمودهایی که پیش روی دارید، بسیار دقیق به این موضوع نظر میگسترد و مفهوم و مصادیق "آزادی از نفس" در عرصه "قدرت و حکومت" را تبیین میکند.
کد خبر: ۲۱۰۰۱۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۰/۰۱/۱۴