امام خمینی«ره» - صفحه 8

برچسب ها
دکتر محمدباقر بابائی / عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع) چکیده: انحراف و ماندگاری انقلابهای اجتماعی به مفاهیمی برمی‌گردد که مردم به خاطر آن به خیابانها آمده و برعلیه نظام حاکم قیام کرده و موجبات تغییر آن را فراهم می‌کنند و برای استقرار و تداوم آن از هیچ تلاشی مزایقه نمی‌کنند. این مفاهیم خواست جمعی مردم می‌باشد که در سخنان و گفته‌های رهبران انقلاب نمایان شده و بالندگی می‌یابد. پویایی و ماندگاری انقلاب زمانی محقق می‌شود که این مفاهیم در بستر زمان پویا شده و خواست جمعی را نیز دربرداشته باشد ولی اگر انحرافی در معنی و مفهوم آن ایجاد شده و یا این که رهبران نتوانند پویایی آنها را در بستر زمان حفظ نمایند انحراف انقلاب قطعی خواهد شد. انقلاب اسلامی با رهنمودهای رهبر کبیر انقلاب اسلامی و حمایت و خواست جمعی مردم از آنها به وجود آمد و به طور طبیعی زمانی می‌تواند پویایی خود را در بستر زمان حفظ نماید که این عناصر و مفاهیم زنده مانده و پویایی در بستر زمان جوابگویی خواستهای مردمی باشند. در این مقاله پس از ارائه تعاریفی از مفهوم انقلاب، تئوری‌های انقلاب و گذری بر اندیشه سیاسی امام، تلاش کردیم براساس سخنان امام(ره) ـ پیام‌ها، مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها، ‌مکتوبات ـ و بهره‌گیری‌ از منابع دیگر، مفاهیم انقلاب از نظر ایشان احصاء گردد تا امکان حفظ آنها برای همه مردم خصوصا دولت‌مردان فراهم گردد. واژگان کلیدی: مفاهیم انقلاب، انقلاب اسلامی ایران ـ امام خمینی(ره)
کد خبر: ۲۳۸۰۹۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۶/۰۵

سیدجواد ورعی اشاره: سوم اسفند مصادف با سالروز صدور پیام تاریخی (سال 1367) حضرت امام به روحانیون، مراجع، مدرسین، طلاب و ائمه جمعه و جماعات کشور یا همان "منشور روحانیت" می‌باشد. این پیام و موضوعات مهم مطرح شده در آن، نقطه عطفی در تبیین جایگاه و رسالت روزآمد روحانیان بشمار می‌رود. بدین مناسبت دیدگاه کلی حضرت امام راجع به جایگاه و رسالت روحانیت توسط یکی از اساتید حوزه علمیه قم در دو قسمت مورد بررسی قرار می‌گیرد: مقدمه: بررسی دیدگاه امام خمینی(رض) در بارة روحانیت از آن رو اهمیت دارد که فارغ از شخصیت کم نظیری که دارد، در طول عمر خود در موقعیت‌های گوناگونی قرار داشته و از زوایای مختلف به روحانیت نگریسته و این نهاد کهن دینی را محک زده است. روزگاری نظاره‌‌گر "حاکمیت استبدادی رضاخانی" بوده و عزم جزم او را برای عملی ساختن طرح استعماری ریشه کن کردن روحانیت در این مملکت مشاهده کرده، بلکه با پوست و گوشت خود آن را لمس کرده و روزگار سیاه آن دوره را تجربه نموده است. با چشم خود عصر غربت و مظلومیت روحانیت را دیده و بارها از آن به عنوان هشدار برای طبقه جوان روحانیت استفاده کرده و آن را شاهدی بر تلاش دشمن برای نابودی علمای اسلام می‌دانست. روزگاری دیگر شاهد فضای به ظاهر آزاد دوران سلطنت محمد رضا پهلوی، ولی مصمم برای نابودی اسلام و احکام آن بوده و چون سکوت روحانیت را در برابر آن برنتافته، قدم به میدان مبارزه نهاده و با همراه کردن مراجع معاصر و بیدار کردن قشر جوان طلاب و فضلای حوزه نهضتی اسلامی را سامان داده و در راه آن رنج‌ها و مشقت‌ها، زندان‌ها و تبعیدها، اهانت‌ها و بی‌حرمتی‌ها را به جان خریده و این نهاد ریشه‌دار را از اضمحلال نجات داده است. چنانکه بخش پایانی عمر خود را صرف تأسیس و تثبیت نظام سیاسی جدیدی کرده و تحولی را در تاریخ روحانیت موجب شده؛ این قشر را وارد عرصة سیاست و قدرت کرده و با وجود همة دشمنی‌های داخلی و خارجی و بی‌تجربگی هاو بی‌صفایی‌های بعضی از همراهان، کارایی آن را در ادارة جامعه امروز بشر در طی ده سال به اثبات رسانده است. نظرات چنین شخصیتی دربارة "جایگاه، نقش، اهمیت، تکالیف و آیندة روحانیت" قابل توجه و شایستة تأمل و تحقیق و بررسی است. بدیهی است همة نظرات ایشان در قالب یک مقاله نگنجد، ولی سعی می‌شود اصول و امّهات دیدگاه ایشان در این زمینه مطرح گردد.
کد خبر: ۲۳۷۸۲۵    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۵/۱۸

گفت‌وگوی «شرق» با آیت‌الله سیدحسین موسوی تبریزی
سعید الله‌بداشتی اشاره: آیت‌الله سیدحسین موسوی‌تبریزی آخرین دادستان منصوب حضرت امام است. وی همچنین چند دوره در مجلس شورای اسلامی حضور داشت. تجربه حضور در قوای مقننه و قضاییه از یک سو و اعتماد و علاقه امام به وی از سوی دیگر نهایتا به آنجا ختم می‌شود که بعد از رحلت حضرت امام، این روحانی سیاسی به قم عزیمت کرد. او امروز در قم از فقهای نواندیشی به حساب می‌آید که در کنار گستراندن بساط فقه و فقاهت و تربیت شاگردان، بحث و بررسی پیرامون مسایل و اندیشه‌های جدید را نیز از دست نمی‌دهد. نکته جالب رفتار و شخصیت وی این است همان‌طور که از ابتدای طلبگی در مسیر مبارزه و سیاست‌ورزی فعال بوده، طی دو دهه اخیر نیز این حضور و فعالیت سیاسی و اجتماعی را تداوم بخشیده است. از اوایل دهه 70 با گردهمایی و در نهایت تاسیس مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، در کنار جمعی دیگر از فضلا و روحانیون خط امامی، از جمله مرحوم آیت‌الله محمد عبایی‌خراسانی فعالیت‌های خود را جامعیت بخشید. او هم‌اینک دبیرکل مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم است و تاکید دارد که نه در سال‌های قبل از انقلاب و نه امروز، هدفش از فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی، حضور در ساخت قدرت نبوده و نیست و می‌گوید هدف روحانیون از حضور در عرصه اجتماعی و سیاسی نباید کسب قدرت باشد، امام نیز این‌گونه بود.
کد خبر: ۲۳۷۳۱۳    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۵/۲۴

کد خبر: ۲۳۶۳۰۴    تاریخ انتشار : ۱۳۹۰/۱۲/۱۶

چکیده: پرسش اصلی این مقاله آن است که آیا رهبری امام خمینی برای حال و آینده سیاست خارجی جمهوری اسلامی بنیادهای ایجاب‌کننده یا ناگزیری ساخته است یا خیر؟ به عبارت دیگر، آیا به وسیله ایشان تقدیری برای سیاست خارجی ایجاد شده است؟ این مقاله در پاسخ، از تقدیر عقل سخن می‌گوید، یعنی بیان می‌کند که رهبری امام خمینی به طور کلی تمام تاریخ ایران را بر سیاست جدید ایران و از طریق آن بر سیاست خارجی ایران بار کرد و به تعبیری، زمانه را بر زمینه جاری کرد. در نتیجه تدابیر ایشان نماینده سیاست خارجی جدید ایران، گرایش‌های نهفته یا پتانسیل‌های تاریخ ایران است و از اتخاذ یک الزام عقلانی به مقاومت در برابر ممانعت‌ها سخن می‌گوید. واژه‌های کلیدی: سیاست خارجی، امام خمینی، عقل سلیم، صدور انقلاب، اخوت اسلامی. مقدمه: انتقال هویت کهن به عرصه آگاهی و ایجاد گونه‌ای خودآگاهی نسبت به گذشته ملی، اگر چه موجبات یک منطقه‌گرایی جسورانه را در سیاست خارجی ایران پدید آورده است، اما این تمام سخن نیست. سیاست خارجی امام خمینی، بسیار فراتر از آنکه احیا و بازخیزی باشد، حالتی از یک آغازگری یا زایش است؛ شروعی بدون زمینه و سابقه ملموس. این آغازگری از یکسو نمی‌تواند محصولی از گذشته تاریخی ایران نباشد و از دیگر سو، نمی‌توان یا ربط مستقیمی بین ظهور آن و گذشته برقرار کرد. این آغازگری را در قالب ایده «ایرانی جدید در جهان» به خوبی نمی‌توان تبیین کرد، بلکه بهتر است در قالب ایده «ایرانی جدید برای جهان» بیان شود؛ امری که از سوی امام خمینی نیز ترجیح داده می‌شود. اما به شکل متناقضی، این ایده همان قدر که جسورانه و انقلابی است، با داوری‌های عقل سلیم نیز همنوا به نظر می‌رسد. این ایده چنانکه خواهیم دید، در موضوعاتی کاملاً انقلابی، حسب اقتضا و مبتنی بر شناسایی هنجارهای عام و پذیرفته شده عمل می‌کند؛ از آن جمله در موضوعاتی همچون صدور انقلاب،‌ رابطه با آمریکا، اخوت اسلامی، ضرورت مقاومت و حتی تا اندازه‌ای، واکنش‌ها نسبت به صهیونیسم. به عنوان نظریه‌ای که می‌کوشیم آن را تقویت کنیم، رهیافت سیاست خارجی امام خمینی، یک انقلابی‌گری اخلاقی مبتنی بر عقل سلیم است. این رهیافت احتمالاً بر سه پایه استوار است: نگرش عرفانی به جهان (جهان سراسر سیاهی است و روشن نشود مگر به نور معرفت خداوند)؛ شجاعت اقدام (قیام برای خدا، قیامی است که همواره با مقاومت همراه است. کسی قیام نمی‌کند برای انجام کاری که در برابر آن مقاومتی وجود ندارد.) و احترام به شعور متعارف روابط بین‌المللی، در ابتدا در چنین رهیافتی ایدئولوژیکی‌های سیاسی مدرن به چشم نمی‌آید؛ تفکرات کهن فقهی هم دیده نمی‌شود. سیاست خارجی امام خمینی، چنانکه خواهیم دید، بیشتر از آنکه تفکرات و تجریداتی شایسته درک باشد، اراده‌ای مشخص و مجموعه مواضع انضمامی یا رفتارهایی شایسته درک است. مقاله حاضر با تبیین و تقویت این نظریه درکی از نتایج آن و سپس آزمون آن در برخی عرصه‌های عملی سیاست خارجی جمهوری اسلامی به دست می‌دهد.
کد خبر: ۲۳۵۳۶۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۰/۱۱/۲۶

از جمله مصاحبه‌های ارزنده رهبر بزرگ امام خمینی در «نوفلوشاتو» پاریس، در مصاحبه با روزنامه آلمانی «دنیای سوم»
کد خبر: ۲۳۴۲۱۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۰/۱۰/۲۹

اشاره: نقشی که امام خمینی در گسترش حوزه عمومی با توسع عرصه سیاست تا مجهورترین اقشار اجتماع از توده‌های رنجبر و محروم شهری و روستایی گرفته تا زنان تحت ستم، نوجوانان نورسته و در یک کلام جمهوری کردن امر سیاسی در جامعه ما ایفا کرد نقشی یگانه و منحصر به فرد میان مصلحان مسلمان است. گو اینکه نقش امام در این میان به این مهم خلاصه نشد بلکه در عرصه نظر نیز امام امت در حالیکه دیگران از جمهوری دمکراتیک، جمهوری دمکراتیک خلق و بالاخره حکومت اسلامی سخن می‌گفتند طرح جمهوریت اسلامی را درافکندند و به تلویح آن را تنها صورتبندی مطلوب برای حکومت دینی در عصر غیبت شمردند. پرپیداست که این اندیشه نیز همچون هر اندیشه بدیع و نوآورانه دیگری در ساحت تئوری، سیر از ساده به پیچیده را از سر می‌گذراند. از میان شاگردان خاص امام استاد شهید مطهری در نخستین ماه‌های پس از پیروزی در راه تبیین تئوریک این ایده گام‌های استواری برداشت که صد افسوس شهادت وی ادامه این راه را ممتنع ساخت اما خوشبختانه دیگرانی از پیشتازان انقلاب و شاگردان خاص امام با طرح مشروعیت الهی - مردمی به مثابه سنگ زیرین این بنای جدید صورتی منقح از اندیشه جمهوری اسلامی بدست دادند اما با این وجود و به رغم همه اینها دریای پرتلاطم اندیشه، آرامش مرداب گون را برنمی‌تابد و پردازش اندیشه جمهوری اسلامی کماکان راهروانی فهیم، خلاق و جسور را می‌طلبد که با تقوای علمی در تکامل و بسط هر چه بیشتر آن بکوشند گفت‌وگوی ما با برادر سیدهاشم آقاجری گامی است که ما به سهم خود در این راه برداشته‌ایم. در این گفت‌وگو کوشیده‌ایم تا بی‌هیچ مقدمه‌ای یکراست به سراغ شبهات مطرح در باب جایگاه جمهوریت در اندیشه حضرت امام رویم و نظر دکتر آقاجری را در این باب جویا شویم:
کد خبر: ۲۳۲۲۶۰    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۸/۱۵

کد خبر: ۲۳۲۲۰۸    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۸/۱۴

زندگینامه حجت‌الاسلام والمسلمین محمد عبداللهیان به سال 1337 در مشهد مقدس به دنیا آمد از 13 سالگی تحصیلات حوزوی خود را آغاز کرد و در سال 1356 وارد درس خارج فقه و اصول در حوزه علمیه مشهد شد. سپس با عزیمت به قم از دروس خارج فقه و اصول بزرگترین مراجع و اساتید حوزه‌های فقهی شیعی همچون آیت‌الله العظمی منتظری، مرحوم آیت‌الله العظمی گلپایگانی، مرحوم آیت‌الله العظمی اراکی و آیات عظام وحید خراسانی و میرزا جواد تبریزی توشه‌گیری کرده است. عبداللهیان از دروس تفسیر مرحوم میرزا جوادآقا تهرانی در مشهد مقدس استفاده کرده و فلسفه اسلامی و عرفان نظری را نیز تا عالیترین سطوح از اساتید مشهور این زمان فرا گرفته است. وی در این مسیر منظومه سبزواری را نزد آیت‌الله انصاری شیرازی، اسفار ملاصدرا را نزد آقای جوادی آملی، شفای بوعلی و تمهید القواعد و شرح فصوص الحکم را نزد آیت‌الله حسن‌زاده آملی آموخته است. عبداللهیان در جریان مبارزات طلاب در انقلاب بهمن 57 فعالانه شرکت داشت که منجر به بازداشت وی در ایام اوج حرکت انقلابی مردم ما شد. وی پس از پیروزی انقلاب عمدتاً در مشاغل علمی و پژوهشی فعال بوده و در حال حاضر از مسئولان موسسه معارف اسلامی امام رضا در قم است که در کنار فعالیت‌های پژوهشی دو نشریه بینات (ویژه قرآن پژوهی) و بشارت (نخستین نشریه قرآنی نوجوانان) را منتشر می‌کند و وی خود مدیر مسئولی هر دو نشریه را عهده‌دار است. اشاره: در هر منیوتیک نوین و کلا تحقیقاتی که به چگونگی سامان پذیرفتن فهم متن پرداخته‌اند، نسبت «عمل» پدیده فهم متن به مباحثات و مناقشات گسترده‌ای دامن زده است. به عنوان مثال از جمله اهداف مهم در هرمنیوتیک «گادامر» وضوح بخشیدن به رابطه فهم متن و پراکسیس است، تا آنجا که از منظر وی «مساله اجرا در ضمن هر فهمی حضور دارد». به زعم گادامر فهم متن نه فقط تامل، بلکه ادراک و تجربه را هم شامل است گرچه در هر حال این ادراک از منظر او مسقوف و محدود به وضعیت تاریخی و منطق موقعیت است. گادامر که هرمنیوتیک فلسفی خود را در ربط با فلسفه عملی ارسطو طرح می‌کند معتقد است که برخلاف متفکران معاصر تفاوت تئوری و پراکسیس از نظر ارسطو تفاوت و عمل کردن به آن نبوده است بلکه این دو واژه به دو نوع تفکر اطلاق می‌شده که در پراکسیس تأمل با مسائل عملی پیوند می‌یافته است. «گادامر» اصولا تفسیر را پراکسیس می‌داند آن هم نه فقط تفسیر متون بلکه تفسیر تجربه و جهت‌گیری‌های متفاوت نسبت به جهان. ویتگنشتاین نیز در رساله تحقیقات فلسفی، فهم یک قاعده را در عین حال فهم چگونگی اجرا و کاربرد آن می‌داند. گرچه آراء عمده متفکرین و احیاگران مسلمان معاصر و من جمله امام در این باب نیز از مبانی و ویژگیهای خاص خود برخورد بوده است. اما به هر تقدیر در منظر امام و برخی دیگر از این بزرگان، قرار یافتن در افق معرفت شناختن متن و درگیری مفسر با موضوع تفسیر و تأویل، از پیش نیازهای ضروری تفسیر و تأویل، بوده است. در این میان مرحوم طالقانی بر نقش عمل در فهم متن تاکیدات بارزی داشته‌اند گرچه رابطه عمل با فهم متن در نظر امام خمینی با عنایت به برجستگی خاصی که ایشان از حیث ورود به ساحت عمل داشتند از جایگاه خاصیی برخوردار است که ذیلاً در گفت‌وگو با برادر عبداللهیان به آن پرداخته‌ایم.
کد خبر: ۲۳۲۲۰۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۰/۱۰/۲۵

امام خمینی، از بیداری اسلامی تا بیداری جهانی
کد خبر: ۲۳۰۹۶۴    تاریخ انتشار : ۱۳۹۰/۰۹/۱۳