لایه اول: پایش و خنثیسازی اطلاعاتی- امنیتی؛
نظارت و شناسایی پیشدستانه: دستگاههای اطلاعاتی با رصد فعالیتهای مشکوک در فضای مجازی و میدانی، شبکههای ارتباطی و لجستیکی عناصر تروریستی را پیش از اقدام شناسایی میکنند. این شامل کشف و ضبط محمولههای سلاح و مواد انفجاری میشود.
نفوذ و انهدام از درون: با نفوذ در کانالهای ارتباطی و برنامهریزی گروههای معاند، نقشههای آنان پیش از اجرا خنثی میشود. رویهای که در موارد متعددی از کشف خانههای تیمی و دستگیریهای گسترده شاهد بودهایم.
لایه دوم: اقدام قضایی-پلیسی پیشگیرانه؛
بازداشت عوامل محرک و شبکهساز: برخورد قضایی با افراد کلیدی که نقش تحریک به خشونت یا تأمین مالی و سازماندهی را دارند، به منظور قطع زنجیره مدیریت آشوب انجام میشود.
حفظ حضور ملموس و کنترل میدانی: استقرار منظم و حسابشده نیروهای انتظامی و امنیتی در کانونهای حساس و آسیبپذیر، از جمله میدانها و شریانهای اصلی، به منظور پیشگیری از شکلگیری کانونهای درگیری و اغتشاش است.
لایه سوم: اقدامات امنیت اجتماعی و روانی؛
مدیریت فضای مجازی و جنگ روایی: رصد و مقابله با شایعات و اخبار جعلی که به عنوان «اسلحه روانی» برای ایجاد ترس و تحریک مردم استفاده میشود، از جمله محدودسازی موقت دسترسی به پلتفرمهایی است که برای هماهنگی خشونت مورد سوءاستفاده قرار میگیرند.
حفظ و تقویت «خط قرمز» امنیتی داخلی: تأکید و عمل به این اصل که هیچ بیثباتی داخلی به عنوان فرصت برای دشمنان خارجی تحمل نخواهد شد. این رویکرد، دشمن را از اثربخشی سرمایهگذاری روی پروژههای خرابکاری داخلی ناامید میکند.
لایه چهارم: بسیج مردمی و مقاومت اجتماعی؛
مهمترین و تعیینکنندهترین اقدام پیشگیرانه، تقویت هوشیاری و حضور آگاهانه مردم در صحنه است. حضور گسترده مردم در روزهای حساس مانند ۲۲ دی، بزرگترین سد بازدارنده در برابر تبدیل اغتشاش به بیثباتی است. این حضور، پوشش مردمی مورد نیاز برای عملیات تروریستی را از بین میبرد و مشروعیت هرگونه اقدام مسلحانه را در نظر افکار عمومی زایل میکند.
منبع: پرسمان سیاسی شماره 24