امروز غربیها در حالی ساز خوش خدمتی به آمریکا کوک کردهاند که نتیجه آن تشدید باج خواهی آمریکاست، چرا که تنها زبانی که سران آمریکا متوجه می شوند تنها زبان زور است و گفتمان از نظر آنها یعنی ترس و آمادگی کشورها برای باج دادنهای بی انتها. صحنه جهانی این روزها دورانی حساس را سپری میکند که محور آن را تحولات غرب آسیا تشکیل میدهد. در میان جنگها و بحرانهایی که آمریکا و رژیم صهیونی به جهان تحمیل کردهاند، در اقدامی تامل برانگیز ترامپ از تعرفههای 60 درصدی در قبال متحدان غربی آمریکا خبر داد. ترامپ با این ادعا که اروپا در مسیر منافع ملی آمریکا حرکت نمیکند این تعرفهها را وضع کرده است.

در واکنش به این اقدام کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، تعرفههای جدید را شوکی برای این بلوک توصیف کرده و توجیه دولت ایالات متحده در این باره را غیرقابل درک دانست. استرالیا هم تعرفههای جدید آمریکا را غیرقابل توجیه خواند و اعلام کرد که برای لغو آنها مبارزه خواهد کرد. نروژ هم اعلام کرد که هیچ پایه و اساسی برای این اقدام نمیبیند.همچنین ریچارد مارلز وزیر دفاع استرالیا اعلام کرد که دولت فدرال با قاطعیت بسیار مخالفت خود را با تعرفههای اعمالشده بر کالاهای استرالیایی به آمریکا اعلام کرده و این موضوع را در گفتوگوهای دوجانبه پیگیری میکند. اتحادیه اروپا و برخی دیگر از کشورها نیز ادعای مقابله به مثل و رویکرد به جدایی از آمریکا را مطرح کردهاند.
نزاع جدید اقتصادی میان دو سوی آتلانتیک در حالی روی میدهد که همین کشورها از یک سو در نشست سران ناتو در ترکیه بیشترین همراهی را با آمریکا داشته و از میلیاردها دلار هزینه کرد برای ناتو و جلب رضایت ترامپ سخن گفتند و از سوی دیگر نیز بر همکاری با آمریکا علیه ایران تاکید داشتند چنانکه روته دبیر کل ناتو با افتخار از همکاری با آمریکا در کشتار ایرانیان سخن گفت و نخست وزیر جدید انگلیس نیز در اولین موضع گیری از دادن پایگاه نظامی به آمریکا علیه ایران خبر داد. اخیرا برخی اروپاییها از جمله انگلیس رسما عنوان کردهاند که پایگاههای خود را برای حملات بیشتر به ایران در اختیار آمریکا قرار خواهند دادئ.
این همراهیها با ترامپ با توهم کاهش فشارهای آمریکا در حالی صورت گرفته است که تعرفههای 60 درصدی نشان میدهد که عملا برای آمریکا واژهای به نام متحد معنایی ندارد بلکه هر کشوری که بیشتر در خدمت آمریکا باشد با فشار بیشتری همراه می شود. این تصور که دوستی با آمریکا می توان موجب پیش گیری از دیوانگیهای ترامپ گردد توهمی است که جز بر باد دادن کشورها هیچ دستاوردی ندارد چنانکه سرنوشت کنونی اروپا خود گواهی بر این حقیقت است.
نکته مهم آنکه اروپا امروز در حالی قربانی اعتماد به آمریکا میشود که یکی از عوامل مهم در این وادادگی را عدم استقلال امنیتی و نظامی این اتحادیه تشکیل میدهد. کشورهای اروپایی از جنگ جهانی دوم در بند امنیت فروشی تومی آمریکا بودهاند و با این عنوان نیز از بالکان گرفته تا افغانستان و لیبی و اوکراین و ایران در کنار جنگ افروزیهای آن قرار گرفتهاند. اروپا در حالی صدها میلیارد یورو هزینه جنگ اوکراین به خواست آمریکا کرده است که نتیجه آن جز هزینههای نظامی و اقتصادی سنگین و نیز افزایش وابستگی اقتصادی و سیاسی به آمریکا هیچ نبوده است. امروز نیز به نظر می رسد سران آمریکا که از یک سو با بحرانهای شدید داخلی اقتصادی و سیاسی مواجه هستند و در استانه انتخابات احتمال شکست حزب حاکم جمهوریخواه و ترامپ بسیار بالا رفته است، و از سوی دیگر جنگ افروزی آنها علیه ایران با محوریت آنچه تسلیم سازی و بازگشایی تنگه هرمز مینامند نیز با مقاومت ایران با ناکامی همراه شده، برآنند تا با اعمال تعرفهها علیه اروپا تصور بهبود اقتصاد داخلی و اقتدار جهانی را در میان شهروندان آمریکایی ایجاد نمایند. به عبارتی دیگر اروپایی که همواره در توهم برخوردار شدن از امتیازات و حمایتهای آمریکا بود امروز قربانی وضعیت بحرانی داخلی و جهانی آمریکا و شخص ترامپ شده است که خود سندی بر زوال بیشتر جهانی اروپاست.
نکته مهم آنکه اروپا امروز در حالی قربانی اعتماد به آمریکا میشود که یکی از عوامل مهم در این وادادگی را عدم استقلال امنیتی و نظامی این اتحادیه تشکیل میدهد. کشورهای اروپایی از جنگ جهانی دوم در بند امنیت فروشی تومی آمریکا بودهاند و با این عنوان نیز از بالکان گرفته تا افغانستان و لیبی و اوکراین و ایران در کنار جنگ افروزیهای آن قرار گرفتهاند.
امروز غربیها در حالی ساز خوش خدمتی به آمریکا کوک کردهاند که نتیجه آن تشدید باج خواهی آمریکاست چرا که تنها زبانی که سران آمریکا متوجه می شوند تنها زبان زور است و گفتمان از نظر آنها یعنی ترس و آمادگی کشورها برای باج دادنهای بی انتها. در این میان رویکرد به اقداماتی همچون باج دادن به آمریکا در همراهی علیه ایران با توهم باز کردن تنگه هرمز قطعا نمیتواند دستاوردی برای اروپا داشته باشد بلکه بر میزان خسارتها و وضعیت بحرانی آنها خواهد افزود. امروز آمریکا نه یک بازیگر امتیاز ساز و قابل اعتماد بلکه بحرانسازی است که در باتلاق گرفتار شده است و هر کشوری که دست دوستی به سوی آن دراز کند خود را در این باتلاق گرفتار گرفته است. به نظر می رسد راهکار اروپا برای خروج از این وضعیت نه تن دادن به زیاده خواهیها و جنگ افروزیهای ترامپ بلکه رویکرد به استقلال واقعی نظامی و مقابله با سلطه گری آمریکا در غیر این صورت اروپا باید خود را برای انزوای شدیدتر جهانی و تشدید بحران اقتصادی با تبعات سنگین سیاسی و امنیتی آماده سازد.