صبح صادق >>  فرهنگ >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۷  ، 
کد خبر : ۳۹۲۹۲۷

شمشیر و اندوه؛ چگوارای علوی!

پایگاه بصیرت / گروه فرهنگ

سینمای ملی و متعهد ایران سال‌هاست که در پی یافتن زبان ارگانیک و مؤثری برای روایت تاریخ اسلام، به‌ویژه واقعه عظیم عاشوراست و در این مسیر فراز و نشیب داشته است. در این میان، هنرـ صنعت پویانمایی به دلیل آزادی عمل در تصویرسازی و عبور از محدودیت‌های تولید رئال، همواره یک بستر طلایی بوده است. پویانمایی سینمایی «شمشیر و اندوه» که برای اولین بار در چهل و دومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و این روز‌ها به مناسبت محرم روی پرده سینما‌ها رفته، تلاشی در همین راستاست؛ اثری که می‌کوشد پیوند عاطفی و عقیدتی ایرانیان در صدر اسلام با اهل بیت (ع) را در بستر یک درام تاریخی‌ـ مذهبی روایت کند، اما در توازن میان تکنیک و هویت بومی با چالش‌هایی هم روبه‌روست.

محور داستانی «شمشیر و اندوه» بر گرده شخصیتی به نام «کارن» استوار است؛ یک شخصیت واقعی و کمتر شنیده شده در صدر اسلام از علویان ایرانی مقیم بخارا. کارن در این اثر، سرنوشت و رویکردی شبیه به «ارنستو چگوارا» در آمریکای لاتین دارد؛ مبارزی آرمان‌خواه و فرامرزی که پس از به خلافت رسیدن یزیدبن‌معاویه، همراه با خانواده‌اش از بخارا به مدائن مهاجرت می‌کند تا مبارزات چریکی علویان و حامیان امام حسین (ع) را علیه دستگاه غاصب اموی سازماندهی کند. این ایده و طرح داستانی، به خودی خود بکر و بازتاب‌دهنده روحیه ظلم‌ستیزی اسلامی در پهنه جغرافیاست؛ اما تناقض اثر درست از همین‌جا آغاز می‌شود. طراحی چهره کارن در این انیمیشن شباهت عجیبی به مردم منطقه آمریکای لاتین دارد و در نگاه اول، مخاطب را به یاد برخی از بازیکنان تیم ملی فوتبال برزیل می‌اندازد! این رویکرد در طراحی کاراکتر، آسیب جدی به باورپذیری تاریخی اثر زده است. طراحی چهره‌ها، مدل مو‌ها و خط ریش کاراکتر‌ها بیش از حد امروزی و آن‌کادر شده است؛ به طوری که قیافه آدم‌ها در این پویانمایی، هیچ تناسبی با بافت زیستی و چهره‌شناسی ایرانیان و اعراب در صدر اسلام ندارد. این غفلت از «هویت بصری بومی»، اثر را از ریشه‌های تاریخی‌اش جدا کرده و به آن فرمی هالیوودی بخشیده است.

«شمشیر و اندوه» در مجموع از گرافیک جذاب، رنگ‌آمیزی چشم‌نواز و نورپردازی‌های نسبتاً استانداردی برخوردار است که نشان از رشد فنی جوانان متخصص ما در عرصه پویانمایی دارد. با این حال، ضعف‌های تکنیکی در کارگردانی پویانمایی کاملاً مشهود است. حرکت دست و بدن کاراکتر‌ها موقع سخن گفتن بسیار غلیظ و اغراق است؛ گویی شخصیت‌ها در حال بیان دیالوگ به زبان ناشنوایان هستند! این حرکات اضافی و بی‌مورد، حس رئال کار را گرفته و فضا را تصنعی کرده است.

اصلی‌ترین و جدی‌ترین نقد متبادر به «شمشیر و اندوه»، استفاده نکردن کافی و هوشمندانه از ظرفیت ذاتی پویانمایی است. مزیت مطلق انیمیشن بر سینمای زنده، عنصر فانتزی، خیال‌پردازی و ممکن کردن ناممکن‌هاست. انیمیشن یعنی جان‌بخشی به اشیاء و انسان‌نمایی حیوانات؛ یعنی شکستن مرز‌های واقعیت مادی. برای روایت واقعه عظیمی، چون عاشورا، می‌شد از این ظرفیت خلاقانه بهره برد؛ مثلاً این قیام بزرگ از زبان اسب‌های حاضر در کربلا بازگو می‌شد، یا شمشیر‌ها و نخل‌ها راوی اندوه مدینه و کوفه می‌شدند. اما در «شمشیر و اندوه» همه چیز کاملاً در چارچوب یک فیلم رئال برگزار می‌شود. به بیانی صریح‌تر، فیلم‌نامه و دکوپاژ این اثر هیچ نیازی به ساختار انیمیشن نداشته و سازندگان می‌توانستند همین داستان را بدون کم‌وکاست در قالب یک فیلم سینمایی زنده با بازیگران واقعی ترسیم کنند. این امر نشان می‌دهد که سینمای پویانمایی ما هنوز فاقد تفکر انیمیشنی است و این هنرـ صنعت را صرفاً ابزاری ارزان‌تر برای گریز از ساخت دکور‌های سنگین تاریخی می‌بیند، نه یک مدیوم بیانی مستقل و جادویی.

«شمشیر و اندوه» درکنار برخورداری از دغدغه‌ای شریف، محتوایی اصیل و سوژه‌ای فراملی و پذیرفتنی در پاسداشت قیام حسینی، به دلیل عدم بومی‌گرایی در طراحی بصری کاراکترها، ضعف در کارگردانی صحنه‌های اکشن و مهم‌تر از همه، لکنت در به کارگیری زبان فانتزی انیمیشن، نتوانسته است به یک اثر بزرگ و ماندگار تبدیل شود. با این حال، تماشای این تلاش تکنیکی به ما امید می‌دهد که سینمای مقاومت و اندیشه عاشورایی در آینده نزدیک، راه فرار از فرم‌های عاریه‌ای و رسیدن به گرافیک و روایت بومی را پیدا خواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات