صبح صادق >>  صفحه آخر >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۷  ، 
کد خبر : ۳۹۲۹۴۰

پناه من!

مولا جان! گاهی چقدر شیرین است که می‌دانم برای نجاتم از چنگال شیطان، دوان دوان به سویم می‌آیی؛ و چه تلخ که من، گاهی دست و دلم می‌بازد.

صدای مهربان تو را می‌شنوم که مرا به نور فرا می‌خوانی، اما گوش دلم را به روی آوای آسمانی‌ات می‌بندم.

در این میان، ترسی عمیق وجودم را فرا گرفته است: مبادا روزی فرا رسد که به جای آغوش پرمهر تو، اسیر دنیا شوم. از این سرنوشت هراسناک به خدا پناه می‌برم و تنها تو را می‌خوانم.‌ای مولای من!‌ای امید دل‌های سوخته! از این غفلت و سرگردانی نجاتم بده. چشمانم را به روی نور حضورت بگشا و گوش‌هایم را به نوای رهایی‌بخش‌ات آشنا کن. دلم برای دیدارت تنگ شده است؛ برای آن لحظه که دستت را بر شانه‌های خسته‌ام بگذاری و بگویی: «بازآی، که بازآمدم.»

بیا و مرا از این روزمرگی‌های بی‌حاصل بیرون بکش. آقا جان! به داد دلم برس که جز تو پناهی ندارم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات