جنگ تمامعیار آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نتوانست معادلات قدرت در غرب آسیا را به نفع اشغالگران تغییر دهد، اما توجه دیپلماتیک را از جنایات مستمر در فلسطین اشغالی منحرف کرد. رژیم صهیونیستی با بهرهبرداری از این وضعیت، حملات وحشیانه خود به غزه را تشدید کرده و در کرانه باختری نیز شهرکنشینان صهیونیست خشونتهای نژادپرستانه خود را افزایش داده و زمینهای بیشتری را به یغما میبرند.
«هادی امر» پژوهشگر سیاست خارجی اندیشکده آمریکایی بروکینگز در یادداشتی با اشاره به این موضوع، مینویسد: «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نشاندهنده فروپاشی همزمان بازدارندگی و دیپلماسی است. بسیاری از متحدان آمریکا، از جمله برخی در غرب آسیا، تردید دارند که آیا آمریکا اکنون میتواند از آنها محافظت کند یا خیر. رقبای آمریکا، مانند چین و روسیه، قدرت رو به کاهش آمریکا در منطقه را میبینند. برخی از کشورهای حاشیه خلیج (فارس) ممکن است روابط خود با ایران را بیشتر متوازن کنند و کمتر به چتر امنیتی آمریکا تکیه کنند. مهم است که نه تنها تأثیر جنگ ایران بر اسرائیل و فلسطین را درک کنیم، بلکه بدانیم چگونه بهبود وضعیت در آنجا میتواند اوضاع را در کل منطقه آرام کند.»
وی افزود: «اصلیترین تأثیر جنگ علیه ایران بر موضوع اسرائیلـ فلسطین، منحرف کردن انرژی و توجه از آتشبس موسوم بوده است. درگیری اصلی در غزه پایان یافت، اما اسرائیل همچنان به این منطقه حمله میکند و تاکنون صدها فلسطینی کشته شدهاند..» به گفته وی، «دولت ترامپ که درگیر ایران شده، پیشرفت چندانی در غزه نداشته است. بازسازی اقتصادی واقعی آغاز نشده و غزه به روزهای شمارش کامیونها برای ورود مایحتاج اولیه برگشته است. ارتش اسرائیل به کسانی که سعی در بازسازی خدمات آب و فاضلاب در غزه داشتند حمله کرده و آنها را کشته است و مردم غزه را بدون آب آشامیدنی سالم رها کرده و حتی ارسال کمکها به غزه را متوقف کرده است.»
کارشناس اندیشکده بروکینگز در ادامه تصریح کرد: «افکار عمومی جهانی نه تنها به دلیل درگیری در موضوع حمله به ایران از موضوع اسرائیلـ فلسطین منحرف شده، بلکه ساختار خود دولت ترامپ نیز پیشرفت در سرزمینهای فلسطینی را دشوار میکند. تیم ترامپ از طریق حلقه بسیار کوچکی از مقامات ارشد، مانند استیو ویتکاف، عمل میکند و وقتی توجه این مقامات به جنگهای ایران و لبنان و تلاش برای بازگشایی تنگه هرمز معطوف میشود، کار چندانی در مورد غزه پیش نمیرود.» وی افزود: «اسرائیل از جنگ ایران استفاده کرده تا خفقان خود را بر کرانه باختری تشدید کند، شهرکسازیهای خود را به سرعت گسترش دهد و انتقال غیرنظامیان اسرائیلی به این سرزمین را بیشتر کند.»
هادی امربا اشاره به اختلافات فزاینده میان کشورهای عربی، افزود: «جنگ ایران بر همترازیهای منطقهای نیز تأثیر گذاشته است، همانطور که در تصمیم امارات متحده عربی برای نزدیکتر شدن به اسرائیل و فاصله گرفتن از همسایگانی مانند عربستان دیده میشود. اسرائیل در ماه مه به امارات سامانههای پدافند هوایی فرستاد. عربستان نیز به نوبه خود برای ایجاد خطآهن استانبول تا عمان قرارداد جدیدی با ترکیه منعقد کرده که از اسرائیل و امارات عبور نمیکند.»
به گفته این کارشناس مسائل غرب آسیا، این روندها چالشهای بیشتری برای فلسطینیها ایجاد میکند. فقدان وحدت کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس در مورد اسرائیلـ فلسطین، اهرم جمعی آنها را بر سران اسرائیل و فلسطین تضعیف میکند. وی خاطرنشان کرد: «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، پیشرفت میدانی در اسرائیلـ فلسطین را با به حاشیه راندن این موضوع و ایجاد تفرقه در جهان عرب عقب انداخته است. اگر درسی برای واشنگتن و جهان وجود داشته باشد، این است که شکست در رسیدگی به نابرابریهای ساختاری در اسرائیلـ فلسطین، درگیری را محدود نمیکند، بلکه آن را منطقهای میکند.»