در شرایطی که آمارها از وضعیت بحرانی نتانیاهو در انتخابات حکایت دارد و عملا در حوزه سیاست داخلی و خارجی نیز او چیزی برای خرج کردن ندارد، به نظر می رسد که برجسته سازی برخی توافقات خارجی نظامی سرپوشی بر شکستهای داخلی و انزوای جهانی رژیم باشد رژیم صهیونی در حالی همچنان به اشغالگری در کرانه باختری و نیز تسلط بر غزه در لوای آغاز بازسازی رفح ادامه میدهد که همزمان تحرکاتی خارج از سرزمینهای اشغالی با محوریت نظامی در حال روی دادن است.

در حالی پیش از این خبرها از توافق امنیتی – نظامی رژیم صهیونیستی با قبرس و یونان حکایت داشت که رسانههای صهیونی اعلام کردند که رادارهای ساخت این رژیم در اوکراین مستقر شدهاند تا در چارچوب سامانههای پدافند هوایی این کشور مورد استفاده قرار گیرند. بر اساس این گزارشها، هدف اصلی استقرار این رادارها، شناسایی و مقابله با پهپادهای روسی اعلام شده است. همزمان نیز الکساندر ووچیج رئیسجمهور صربستان از افتتاح کارخانه تولید پهپاد مشترک با رژیم صهیونیستی در ماه سپتامبر خبر داد؛ پروژهای که بخشی از همکاریهای نظامی و فناوری میان بلگراد و تلآویو خواهد بود. این اخبار در حالی منتشر شده که چندی پیش نیز یکی از وزیران کابینه صهیونیستی رسما اعتراف کرد که در طول جنگ 40 روزه گنبد آهنین در امارات مستقر بود. در ادامه تحرکات نظامی و در حالی خبرها از رزمایش نظامی صهیونی حکایت دارد، شنبه «برد کوپر» فرمانده نیروهای تروریست آمریکا در غرب آسیا (سنتکام) وارد اراضی اشغالی شد. همزمان نیز نتانیاهو خواستار 14 میلیارد دلار بودجه اضافی برای ارتش شده است، در حالی که رسانهای صهیونی نیز مدعی شدهاند این رژیم آماده است تا بدون همراهی آمریکا اقدام نظامی علیه ایران صورت دهد. مجموع این تحرکات با ابعاد نظامی در حالی صورت میگیرد که در باب آن چند نکته قابل توجه است.
خرج کردن انتخاباتی از جیب نظامیها
اقدامات مذکور با رنگ و بوی نظامی در حالی صورت میگیرد که به نظر می رسد محور اصلی آن را خرج کردن از جیب نظامیها برای اهداف انتخاباتی نتانیاهو تشکیل میدهد. در شرایطی که آمارها از وضعیت بحرانی نتانیاهو در انتخابات حکایت دارد و عملا در حوزه سیاست داخلی و خارجی نیز او چیزی برای خرج کردن ندارد، به نظر می رسد که برجسته سازی برخی توافقات خارجی نظامی سرپوشی بر شکستهای داخلی و انزوای جهانی رژیم باشد، چنانکه چندی پیش نیز نتانیاهو با برجسته سازی روابط تجزیه طلبان سومالی لند به دنبال پنهان سازی انزوای جهانی این رژیم بود.
واقعیتهایی که آمارها برملا کردند
هر چند سران رژیم صهونی به دنبال قدرت نمایی نظامی و طرح ادعاهایی همچون آمادگی برای اقدام یکجانبه علیه ایران هستند، اما آمارها حکایت از واقعیتهایی ورای این ادعاها دارد. از یک سو تمامی گزارشها نشان می دهد که سامانههای گنبدآهنین، فلاخن داوود، پیکان در کنار پاتریوتها و تاد در برابر توان موشکی و پهپادی ایران ناتوان بودهاند، چنانکه پیش از این سران نظامی اوکراین عنوان کرده بودند که گنبد آهنین مانند ساخت موشک در انبارهای اسباببازی سازی میماند. از سوی دیگر رسانهها و مقامات آمریکایی فاش کردهاند که بخش عمدهای از ذخایر تسلیحاتی آمریکا و حتی متحدان غربی و عربی آنها در جنگ رمضان تمام شده است و هرگونه اقدام نظامی علیه ایران با خسارتی سنگین برای آمریکا همراه خواهد بود.
اذعان به ناتوانی در برابر توان نظامی ایران چنانکه است که فرماندهان نظامی آمریکا خواستار تهیه راهکاری برای فرار از جنگ با ایران شده اند همچنین به رغم ادعاهای سران رژیم صهیونیستی مبنی بر احیای قدرت نظامی، روزنامه صهیونیستی جروزالم پست، ضمن اشاره به تست مخفیانه پدافند اسرائیلی «پیکان»، تأکید کرده که مخفیانه بودن این تست نشان داد که ایران و خطرات ناشی از این کشور برای اسرائیل به موضوعی مهم و «جدی» تبدیل شده است.
آزمونی از اروپا تا پیمان مکه
اخبار مربوط به استقرار سامانههای راداری صهیونیستی در اوکراین و نیز پهپاد سازی آن با صربستان به منزله تشدید درگیریها در اوکراین خواهد بود که در شرایط کنونی هزینههای سنگینی برای اروپا به همراه دارد. در همین حال افزایش بودجه نظامی و تحرکات نظامی صهیونیستها زنگ خطری برای کشورهای منطقه است، چرا که بر اساس تئوری از نیل تا فرات اجرا میشود. در این شرایط میتوان گفت که از یک سو اعضای اتحادیه اروپا که به دنبال صلح با روسیه هستند برای مقابله با جنگ افروزی رژیم صهیونی نیازمند اقدامی عملی میباشند، چرا که تبعات همگرایی زلنسکی و نتانیاهو به آتش کشیده شدن باقی مانده اقتصاد فروپاشیده اروپاست.
در همین حال تحرکات نظامی رژیم صهیونی رسما تهدیدی برای تمام منطقه و جهان اسلام است که عربستان، ترکیه و پاکستان را نیز شامل می شود. با توجه به بندهای توافق مکه میان این سه کشور اکنون آنها در آزمون راستی آزمایی واقعی بودن این توافق قرار دارند که اقدام در برابر تهدیدات و تحرکات نظامی رژیم صهیونی محور آن است. سکوت این کشورها و اقدام نکردن آنها در برابر تحرکات نظامی رژیم صهیونی ابهامات در باب چرایی تشکیل چنین ائتلافی را آشکار می سازد.
در شرایطی که همچنان آمریکا و رژیم صهیونی به نظامی گری و تهدیدات علیه ایران از جمله تقویت پایگاهها و سامانههایش در منطقه و فرامنطقه در لوای ادعای تقویت کشورهای عربی و توسعه روابط نظامی با کشورهایی همچون اوکراین و صربستان ادامه میدهند، عملا بازگشایی تنگه هرمز معنایی نخواهد داشت
معادلهای که برای ایران تغییر نکرده است
تحرکات این روزها رژیم صهیونی و بی تفاوتی آمریکا و مدعیان صلح و امنیت جهانی در برابر آن، بار دیگر حقانیت سیاستروزی ایران در حفظ مولفههای امنیت ملی با تکیه بر ژئوپلیتیک و توان نظامی بومی را آشکار میسازد. به عبارتی دیگر در شرایطی که همچنان آمریکا و رژیم صهیونی به نظامی گری و تهدیدات علیه ایران از جمله تقویت پایگاهها و سامانههایش در منطقه و فرامنطقه در لوای ادعای تقویت کشورهای عربی و توسعه روابط نظامی با کشورهایی همچون اوکراین و صربستان ادامه میدهند، عملاً بازگشایی تنگه هرمز معنایی نخواهد داشت و چنانکه عراقچی وزیر امور خارجه تأکید کردهاند توافق با عمان به معنای بازگشایی تنگه نخواهد بود. در این میان نیروهای مسلح ایران با پشتوانه مردمی و همراهی دیپلماسی آماده پشیمان سازی هرگونه تجاوزگری به حریم ایران میباشند و نه آمریکا و نه رژیم صهیونی با تشدید نظامی گری و یارگیری بیرونی نمیتوانند خللی در اراده مقاومتی ایران ایجاد نمایند.