یکی از سؤالات مطرح شده گاه و بیگاه برای نسل جوان نوپایی که کم کم دارد وارد عرصه سیاست میشود، آن است که واقعاً چرا ما درگیر مبارزه و جنگ با غرب هستیم؟ ریشههای این منازعه در چیست و آیا امکانی برای فاصله گرفتن از این رویارویی وجود دارد؟ آیا میتوان به این معارضه پرهزینه پایان داد و حرکت کشور به سمت توسعه و پیشرفت را بدون درگیری با این دشمنان ادامه داد؟
رهبر شهید انقلاب اسلامی که عمری تاریخ معاصر ایران و جهان را مطالعه کردهاند، سالها پیش در سخنانی به این نکات اشاره کردهاند.
«شاید بشود گفت از دویست سال پیشـ مبارزهای از طرف قدرتمندان تشنه ثروت و قدرت بیشتر، که میخواستند همه مناطق دنیا را در اختیار بگیرند، بر ملت ایران تحمیل شد. آنها میخواستند اگر منابع طبیعی هست، اگر میراث فرهنگی هست، اگر وسیله کسب علم هست و اگر استعداد هست، ببرند و در خدمت تمدن و سیاستی که تازه در اروپا به وجود آمده بودـ یعنی همین تمدن صنعتی و تشکیلات سیاسی مترتب بر تمدن صنعتی و نظایر آنـ قرار دهند. آنها مبارزهای را بر همه ملتهایی که میشد از آنها استفادهای کرد، بیآنکه خود آن ملتها بخواهند، تحمیل کردند...
یک وقت است که کشوری فاقد مردم است و یا مردم بیفرهنگی دارد. بدیهی است که تصرف آن کشور برای استعمارگران آسان است. اما یک وقت کشوری برخوردار از مردمی با فرهنگ و با ادعاست که برای خودشان شخصیت و سابقهای قائلند. آن وقت دیگر ورود استعمار به آن کشور، چندان بیدردسر نیست؛ چرا که از طرف مردم آن کشور، علیه استعمارگران، مبارزهای به وجود میآید.
عاملی که ما امروز به آن «استکبار» میگوییم، مبارزه مذکور را بر ملت ایران تحمیل کرد. مبارزهای که ملت ایران در طول صدوپنجاه سال یا بیشتر، با کشورهای استعمارگر داشتـ از «مبارزه تنباکو» بگیرید تا قضایای بعدی و نهضت ملی و تا مبارزات امروزِ ملت ایران با سیاستهای استکباری و با آمریکا و با دیگرانـ همه و همه از مبارزاتی است که بر مردم ما تحمیل کردهاند. والا اگر ملت ایران را رها میکردند و او را راحت میگذاشتند تا خودش به کار خودش، به کشور خودش، به منافع خودش و به منابع خودش برسد، ممکن بود چنین مبارزهای به این شکل پیش نیاید. آنها این مبارزه را بر ملت ایران تحمیل کردند. امروز هم، آنها متعرض و متجاوزند.»