در ساختار سیاسی و اجتماعی ایالات متحده آمریکا، رسانهها صرفاً بازتابدهنده واقعیت نیستند، بلکه خود واقعیت و قدرت را خلق میکنند. در این فضا، «در صدر اخبار بودن» و «سرگرمکنندگی»، کلید اصلی صعود از پلههای قدرت است؛ قاعدهای که در آن حریم شخصی معنای خود را از دست میدهد و گزاره سنتی «خبر بد، بهتر از بیخبری است»، به مانیفست بقا تبدیل میشود. «دونالد ترامپ» نمونه تام و تمام این الگوست. او که پیش از ورود به کاخ سفید، زیست تجاری خود را با جنجالهای رسانهای پیوند زده بود، با تکیه بر همین فرمول به قدرت رسید. بررسی تصویر او در آثار سینمایی و مستند سالهای اخیر، بهویژه با انتشار اسناد تکاندهنده جدید، از سازوکار پنهان سیستمی پرده برمیدارد که ثروت، قدرت و شهوت را در هم تنیده است.
در ادامه با تحلیل سه فیلم تولید شده در جهان با محوریت زندگی شخصی دونالد ترامپ، پرونده تاریک این خوناشام آمریکایی را از نگاه سینما بررسی میکنیم:
میراث روی کوهن
پرتره سینمایی و مستند ترامپ در آثاری، چون مستند سریالی «ترامپ: رؤیای آمریکایی» (۲۰۱۷) ساخته کالین تیمی و فیلم سینمایی «کارآموز» (۲۰۲۴) به کارگردانی علی عباسی، تلاش دارد ریشههای این پدیده را واکاوی کند. این آثار نشان میدهند، چگونه یک پسر فعال در املاک فدرال در دهه ۷۰ میلادی، با حملات رسانهای به سیاستمدارانـ از شهردار نیویورک تا به چالش کشیدن شناسنامه باراک اوباماـ برای خود برند ساخت.
نقطه ثقل درونمایه فیلم «کارآموز»، هویدا کردن نقش وکیل فاسد و بدنام آمریکایی، «روی کوهن» است. کوهن که به گرفتن نقطهضعفهای اخلاقی و مالی از دوست و دشمن شهره بود، ترامپ را با سه قانون طلایی و غیراخلاقی خود بار آورد: یکـ مدام به طرف مقابلت حمله کن؛ دوـ اگر گیر افتادی، همه چیز را انکار کن؛ سهـ حتی در بدترین شرایط، ادعای پیروزی کن.
اگرچه کوهن در نهایت با رسوایی و ابطال پروانه وکالت به دلیل فساد گسترده درگذشت، اما ترامپ تا به امروز به این میراث وفادار مانده است؛ قوانینی که نهتنها در تجارت، بلکه در دکترین روابط بینالملل و مواجهه او با افکار عمومی جهان بهوضوح دیده میشود. با این حال، حواشی خودِ کارگردان این فیلم (علی عباسی) در محافل بینالمللی و اتهامات اخلاقیاش، نشان داد که گویی جوزدگی و سقوط اخلاقی، در اتمسفر سینمای تجاری غرب، گریبانگیر سازندگان این آثار نیز میشود.
تاریکترین پرونده قرن.
اما قاب تصویر ترامپ در سینمای مستند، در سال ۲۰۲۶ با یک شوک ساختاری مواجه شد. مستند ۹۰ دقیقهای «شیطانی: پروندههای اپستین» (Diabolical: The Epstein Files) به کارگردانی جاستین استیونز و تولید واحد مستند خبری شبکهایبیسی استرالیا، روایتی است عمیق، حقوقی و آزاردهنده از شبکه قاچاق جنسی دختران زیر سن قانونی که جفری اپستین، سرمایهدار مرموز آمریکایی آن را اداره میکند.
این مستند بر اساس آزادی و انتشار بیسابقه بیش از ۵/۳ میلیون صفحه سند و هزاران ویدئو از سوی وزارت دادگستری آمریکا در ژانویه ۲۰۲۶ ساخته شده است.
طبق اسناد افشاشده، نام ترامپ بیش از ۴ هزار بار در فایلهای وزارت دادگستری ظاهر شده است. مستند با اتکا به دفاتر پروازی هواپیمای معروف اپستین (لولیتا اکسپرس) اثبات میکند که ترامپ در دهه ۹۰ میلادی روابط نزدیکی با او داشته و در چندین پرواز حضور داشته است؛ هرچند جولی کی. براون (روزنامهنگار تحقیقی) توضیح میدهد که این رابطه در سال ۲۰۰۴ و پس از اخراج اپستین از باشگاه مارـاـلاگو شکرآب شد.
مستند با احتیاط حقوقی، به فرمهای افبیآی ۳۰۲ اشاره میکند؛ از جمله مصاحبه با شاکی ناشناسی (جین دو) که ادعا کرده در نوجوانی مورد سوءاستفاده این شبکه قرار گرفته و نام ترامپ را به میان آورده است. اگرچه وزارت دادگستری این ادعاها را بیاساس خوانده، مستند تنشهای سیاسی ناشی از آن را بهخوبی تصویر میکشد.
بزرگترین پارادوکس ترامپ در این مستند عیان میشود؛ مردی که در کمپینهای انتخاباتی خود وعده داد «مرداب واشنگتن» و نخبگان فاسد را پاکسازی کند و تحت فشار افکار عمومی قانون شفافیت پروندههای اپستین را امضا کرد، در عمل و در پشت صحنهـ طبق شهادت نمایندگان سرکش جمهوریخواه مانند مارجوری تیلور گرین و توماس مسی در مستندـ سرسختانه با انتشار بدون سانسور اسناد مبارزه کرد. مستند نشان میدهد، چگونه دستگاه قضا تحت مدیریت پاتل و بوندی، به پنهانکاری برای حفظ آبروی دولت دوم ترامپ متهم شدند.
بخش مهمی از مستند «شیطانی» به معمای مرگ اپستین در سال ۲۰۱۹ در زندان منهتن توجه دارد. جایی که پاتولوژیست معروف، مایکل بادن، با اشاره به شکستگیهای خاص در استخوان گردن اپستین، فرضیه خودکشی رسمی را رد کرده و آن را نشانهای از خفگی و حذف فیزیکی قلمداد میکند. دوربینها خاموش بودند، نگهبانان خواب بودند و رازهای مگوی نخبگان سیاسی و اقتصادی (از بیل کلینتون و بیل گیتس تا نزدیکان ترامپ مانند تام باراک) باید مدفون میماند.
بدنامی، سرگرمی و مصونیت نخبگان
مستند «شیطانی: پروندههای اپستین» در کنار فیلمهایی، چون «کارآموز»، تصویری فراتر از یک شخص از ترامپ ارائه میدهند؛ ترامپ در این آینه رسانهای، نماد و آواتار یک سیستم فاسد ساختاری است. در فرهنگ رسانهای غرب، رسواییهای اخلاقی و قرار گرفتن در فهرستهای فحشا، دامنگیر چهرههای قدرتمند نمیشود، چرا که سیستم تا زمانی که به آنها نیاز دارد، پشت آنها میایستد. این آثار به مخاطب شرقی نشان میدهند که چگونه در دموکراسیهای غربی، مرز میان جرم و سرگرمی جابهجا شده و چطور نخبگان ثروت و قدرت، حتی از تاریکترین پروندههای جنایی قرن نیز برای بازیهای جناحی و بقای سیاسی خود استفاده میکنند.