انعقاد تفاهمنامه اسلامآباد برای پایان جنگ تحمیلی علیه کشورمان، برای عربستان سعودی سرآغاز یک پارادوکس راهبردی پیچیده شد. ریاض از یک سو، بازگشایی تنگه هرمز را برای نجات اقتصاد و اجرای برنامه «چشمانداز ۲۰۳۰» حیاتی میداند و از سوی دیگر، از احیای اقتصادی ایران و بازسازی نفوذ منطقهای آن هراس دارد.
جنگ رمضان خسارتهای سنگینی به اقتصاد عربستان وارد کرد. حملات موشکی و پهپادی ایران به تأسیسات نظامی و انرژی این کشور، از جمله پایگاه هوایی شاهزاده سلطان و میادین نفتی، خسارتهای قابلتوجهی بر جای گذاشت و پالایشگاه رأس تنوره به صورت جزئی تعطیل شد. اما بزرگترین هزینه اقتصادی، اختلال در تنگه هرمز بود. این تنگه که روزانه حدود ۱۳۰ کشتی از آن عبور میکرد، در جریان جنگ به کمتر از ۳۱ کشتی در روز کاهش یافت. امین ناصر، رئیس آرامکو، این اختلالات را «بزرگترین شوک به تأمین انرژی در تاریخ» توصیف کرد که منجر به کاهش نزدیک به یک میلیارد بشکه نفت شد. بر اساس برآوردها، خسارت وارده به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به ۵۸ میلیارد دلار رسیده است.
نگرانی اصلی عربستان از تفاهمنامه، نه پایان جنگ، بلکه نتیجه نهایی آن است. بر اساس مفاد این تفاهم، ایران به صندوقی به ارزش دستکم ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی و توسعه دسترسی پیدا میکند و تحریمها لغو میشود. تحلیلگران تخمین میزنند ایران صرفاً با از سرگیری صادرات نفت به چین با قیمت کامل بازار، سالانه ۳۰ میلیارد دلار درآمد اضافی کسب خواهد کرد. این درآمد جدید به کشورمان اجازه میدهد تا بهسرعت اقتصاد خود را احیا کند.
عربستان برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز، به خط لوله شرق به غرب (پترولاین) تکیه کرد. اما این خط لوله حتی در ظرفیت کامل، توان جابهجایی حجم نفت عبوری از هرمز را ندارد و مسیر دریای سرخ نیز محمولهها را در معرض حملات قرار میدهد. همچنین جنگ رمضان، اعتماد کشورهای خلیج فارس به توانایی آمریکا در تأمین امنیت آنها را به شدت کاهش داد و هزینه بازسازی مقر فرماندهی پنجم ناوگان آمریکا در بحرین بهتنهایی ۲۰۰ میلیون دلار برآورد شده است.
در چنین شرایطی به نظر می رسد، عربستان سعودی به این حقیقت راهبردی رسیده است که جغرافیا و موازنه قدرت در منطقه، گزینههای پیش روی آن را به شدت محدود کرده است. ریاض به خوبی میداند که جمهوری اسلامی ایران با اتکا به توانایی بستن تنگه هرمز، گروه های محور مقاومت و قدرت موشکی خود، به یک واقعیت انکارناپذیر در معادلات منطقه تبدیل شده است. تلاش برای مقابله با این واقعیت یا امیدواری به مهار ایران از طریق فشارهای خارجی، نه تنها بینتیجه، بلکه هزینههای گزافی برای اقتصاد و امنیت عربستان به همراه خواهد داشت. با این شرایط، عربستان چارهای جز پذیرش نقش و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در نظم امنیتی منطقه ندارد و باید سیاست خود را بر اساس همزیستی با این واقعیت جدید تنظیم کند.