یک زمانی هست که شما ده امکان در اختیار دارید و بین آنها انتخاب میکنید. یک وقتی هم هست که شما یک امکان بیشتر ندارید. الان کارمان خیلی سخت شده است و امکاناتمان خیلی کم. بارها به برخی از دوستان گفته میشد که چرا اینقدر از سردار شهید سلامی در مجامع خرج میکنید؟ میگفتند خوب کسی دیگر نیست که در تراز این شهید بزرگوار صحبت کند.
من البته خیلی امیدوارم یک موقعی فکر میکردیم که ما پیرمردها کی کار را به نسل بعد تحویل میدهیم. اما الان به صورت طبیعی دارد این اتفاق میافتد. من خیلی امیدوارم که آیین مدیریتی ما و آیین حکمرانی ما دستخوش تحولات مثبتی بشود. به این معنا که تغییراتی در صدر حاکمیت در حال اتفاق افتادن است. با وجود اینکه ما داغدار از دست دادن عزیزانی هستیم، اما میتوانیم امیدوار باشیم که این عرصه، عرصه باز شدن پای جوانترها به میدان باشد. مثلا اگرچه همانند شهید لاریجانی تکرار ناشدنی هستند با این وجود ما در مجمع و جاهای دیگر باهم مباحثه انتقادی هم داشتیم که بعضا ایشان هم میپذیرفت.
در قصه شورای نگهبان ایشان یک نامه تبیینی نوشت. به چند نفر مستقیما نسخههایی از آن را داد که نظر بدهند از جمله در مجمع به ما داد و من به ایشان گفتم قبل از اینکه بخوانم حق با شماست. میخواهم بگویم تا آنجا که امکانات اجازه میدهد در بزنگاههای مهم نظراتی از سوی دلسوزان انقلاب و نظام داده میشود و این طور نیست که کسی همین طور حرف بزند