در روزهای اخیر شاهد شکلگیری یکی از بزرگترین آیینهای سوگواری در ایران هستیم که برای ما نه تنها یک مراسم مذهبی بلکه رویدادی با ابعاد سیاسی و اجتماعی گسترده به شمار میآید. پیکر علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی در طول سی و شش سال گذشته، در پی حمله مشترک آمریکا و اسرائیل در فوریه گذشته جان خود را از دست داد و اکنون مراسم وداع ششروزه او در تهران آغاز شده است. ما با صحنههایی مواجه هستیم که در آن خیابانها، ایستهای بازرسی، موکبها و نمادهای مختلف سوگواری از روزهای نخست در پایتخت شکل گرفته و میلیونها نفر برای حضور در این آیین به حرکت درآمدهاند. جمعیتهای بزرگ در مسیرها دیده میشوند و پرچمها و نمادهایی با مشت گرهکرده که نشانه مقاومت تلقی میشود، فضای شهر را پوشانده است. این مراسم از ابتدا با هدف نمایش همبستگی ملی، قدرت سیاسی و استمرار گفتمان مقاومت طراحی شده و در عین حال تلاش دارد پیام روشنی به جهان خارج منتقل کند.
در ادامه، مراسم در نقاط مختلف تهران و در مکانهای بزرگ مذهبی ادامه یافته و پیکر در میان انبوه جمعیت برای نخستینبار به نمایش درآمده است. در این لحظات، احساسات جمعی به اوج رسیده و افراد تلاش میکنند با نزدیک شدن به تابوت، نوعی وداع شخصی و عمومی را تجربه کنند. برخی از فرماندهان ارشد سپاه و چهرههای سیاسی نیز در این آیین حضور یافتهاند و از «پیروزی مقاومت» در برابر فشارهای خارجی سخن گفتهاند. در سطح منطقهای نیز درخواستهایی برای انتقال پیکر به شهرهای مقدس عراق مطرح شده تا ابعاد آیینی مراسم گسترش یابد. با این حال، ترکیب هیئتهای خارجی نشاندهنده کیفیت فضای دیپلماسی ایران در منطقه و جهان است؛ زیرا عمدتاً نمایندگان کشورهای محدود منطقهای در سطح بالا حضور دارند و کشورهای غربی در این مراسم غایب هستند. این غیبت از سوی مقامات ایرانی بهعنوان نشانهای از قرار گرفتن غرب در «سمت نادرست تاریخ» تعبیر شده است.
فضای سیاسی در روزهای مراسم به سمت تأکید بر گفتمان مقاومت و حتی ادبیات انتقام حرکت کرده است. برخی فرماندهان و چهرههای سیاسی بر تداوم ایستادگی در برابر غرب تأکید دارند و آن را بخشی از هویت سیاسی کشور میدانند. در کنار این تحولات تدابیر امنیتی گستردهای برای کنترل جمعیت و جلوگیری از بحرانهای احتمالی در نظر گرفته شده است. مراسم در تقارن با ماه محرم برگزار میشود و همین امر به آن بار نمادین مذهبی ویژهای بخشیده است. در ایران این رویداد در امتداد تاریخ عاشورایی تفسیر میشود و آن را با مفاهیم مقاومت در برابر ظلم پیوند دهند. از این منظر، مراسم نه تنها یک آیین سوگواری، بلکه صحنهای برای بازتعریف همزمان اقتدار سیاسی، انسجام اجتماعی و جهتگیری آینده نظام تلقی میشود؛ صحنهای که در آن مرز میان سوگواری، بسیج سیاسی و بازتولید گفتمان ایدئولوژیک بهطور آگاهانه کمرنگ شده است.