سینمای انقلاب اسلامی در سالهای اخیر تلاش کرده است تا از پیله کلیشههای بیانی و فرمهای مستندگونه و درامهای خطی تاریخی خارج شود و مفاهیم ارزشی، انقلابی و ملی را در قالبهای جذابتر و همهپسندتر بازآفرینی کند. یکی از پیشقراولان این مسیر، فیلم سینمایی «آپاراتچی» بود که کوشید بخشی از مفاهیم مربوط به تاریخ انقلاب را در بستر طنز به مخاطب عرضه کند. اکنون فیلم سینمایی «تاکسیدرمی» به کارگردانی محمد پایدار و تهیهکنندگی محمدجواد موحد (محصول سازمان سینمایی سوره)، گام دیگری در این مسیر به شمار میآید. پایدار که پیش از این با ساخت فیلمهای کوتاهی همچون «نوشابه مشکی» توانایی خود را در بازیابی ریتم و قصهگویی اثبات کرده بود، در نخستین اثر بلند سینمایی خود به ریسک بزرگی دست زده و یکی از سختترین زیرشاخههای ژانر کمدی، یعنی «کمدیفانتزی تاریخی» را انتخاب کرده است.
قصه فیلم بر اساس یک خبر واقعی در روزنامه «اورشلیمپست» مربوط به دیماه سال ۱۳۵۷ شکل گرفته است؛ خبری مبنی بر اینکه دو مأمور صهیونیستی در بحبوحه روزهای انقلاب در تلاش بودند تا آخرین گوزن زرد ایرانی را دزدیده و از کشور خارج کنند. نویسندگان فیلمنامه (محمد پایدار و محسن ملکی) با عاریه گرفتن نام عبدالرضا پهلوی (برادر ناتنی محمدرضا شاه) که شیفته شکار و تاکسیدرمی بود، بستری فانتزی و کمدی پیرامون تلاش این شاهزاده برای فرار از کشور و پناهندگی به تلآویو با همراهی سه شکارچی و مأموران موساد در جنگلهای دشت ناز ساری طراحی کردهاند.
ابعاد و جنبههای محتوایی فیلم
از منظر محتوایی، «تاکسیدرمی» اثری صریح، دغدغهمند و کاملاً ضدصهیونیستی است. فیلم به زیبایی مفهوم «وادادگی و وابستگی» خاندان پهلوی به دولتهای خارجی را به عنوان بستر محتوایی کار قرار داده است. در حالی که مردم در زمستان ۱۳۵۷ درگیر مبارزه برای استقلال، آزادی و حاکمیت اسلامی در کشور هستند، یک شاهزاده پهلوی تمام هموغم خود را معطوف به منافع شخصی، تفریح و معامله با بیگانگان کرده است.
نقطه اوج و پیام علنی فیلم در اواخر داستان و در هندسه ارتباط بیگانگان با مهرههای داخلی شکل میگیرد؛ جایی که مأموران موساد بین نجات عبدالرضا پهلوی و دزدیدن گوزن زرد ایرانی، زیستبوم و گوزن ایرانی را ترجیح میدهند و شاهزاده را رها میکنند. این تصویرِ خشکشده و خیره عبدالرضا پای هواپیما بدون گوش و انگشت، استعارهای دقیق از سرنوشت کسانی است که وطن خود را حراج میکنند و در نهایت آواره و بیهویت میشوند؛ مصداق بارز همان ترانه آشنا که میگوید: «هر کی وطن نداره چی؟ بیچاره...». از این رو، فیلم به خوبی توانسته ارزشهای فطری و ملی، صیانت از زیستبوم و ماهیت استثماری رژیم صهیونیستی را برای مخاطب ملموس کند. به همین دلیل نیز شورای صدور پروانه حمایت وزارت آموزش و پرورش، این فیلم را واجد ظرفیتهای تربیتی و آموزشی دانسته و پروانه حمایت سطح ۳ را برای دانشآموزان دوره دوم متوسطه صادر کرده است.
نقاط ضعف و قوت
از حیث فنی و کارگردانی، «تاکسیدرمی» فراتر از یک کمدی معمولی گیشهای ظاهر میشود. ریتم و ضرباهنگ فیلمنامه در نیمه نخست بسیار سرضرب و پویاست و استفاده از روایت اولشخص و پسوپیش کردن زمان، ساختار روایت را از یکنواختی نجات داده است. کارگردانی محمد پایدار در فضاهای طبیعی و جنگلی که چالشهای تولیدی فراوانی دارد، استاندارد و موفق است. سکانس صحبت کردن عبدالرضا با حیوانات تاکسیدرمیشده یا سکانس طنزآمیز سقوط در رودخانه از نمونههای خوب فضاسازی اثر است. دیگر نقطه قوت فیلم، ترکیب بازیگری آن است. حضور مجید صالحی در نقش عبدالرضا پهلوی با گریمی متفاوت، در کنار حسن معجونی و هادی کاظمی، هماهنگی و ریتم کمدی کار را حفظ کرده و به برگ برنده اثر تبدیل شده است. علاوه بر این، حجم بالای جلوههای ویژه بصری فیلم (مانند خلق شخصیت خرس به صورت هایپررئال) گامی رو به جلو در سینمای کمدی ایران به شمار میآید و نامزدی فیلم در چهار رشته جشنواره فجر (از جمله جلوههای ویژه بصری و فیلمبرداری) گواهی بر این مدعاست.
با وجود تمام نکات مثبت، «تاکسیدرمی» خالی از اشکال نیست. فیلم در یکسوم پایانی دچار افول، کندی ریتم و تغییر لحن ناگهانی میشود، هرچند به ریل خود بازمیگردد؛ اما بزرگترین چالش فیلم که مانع از توفیق جدی آن در گیشه و حتی در جشنواره شده، به لکنت اثر در «تعیین دقیق مخاطب هدف» بازمیگردد.
سازندگان فیلم از یک سو با ارگان حامی (سازمان سوره) توافق محتوایی دارند تا مفاهیم انقلابی، سیاسی و تاریخی مدنظر را منتقل کنند و از سوی دیگر برای تضمین گیشه و جذب توده مردم، شاخصههایی از کمدیهای مرسوم گیشهای را به کار تزریق کردهاند. نتیجه این رویکرد دوگانه آن است که فیلم نه میتواند رضایت کامل مخاطب کمدیهای عامهپسند را که صرفاً به دنبال قهقهه زدن هستند، جلب کند و نه مخاطب جدی سینمای استراتژیک را کاملاً اقناع میکند. علاوه بر این، لحن فانتزی و کمدی فیلم درباره وقایع انقلاب، برای بخشی از مخاطبان که پیشفرضهای جدی تاریخی دارند، غریب و باورپذیر به نظر نمیرسد و ارتباط آنها را با کاراکترها قطع میکند.
در مجموع، «تاکسیدرمی» اثری محترم، دغدغهمند و خوشساخت در سینمای کمدیفانتزی ایران است که ذات سوژه تاریخیاش با کمدی گره خورده است.