بیش از ۱۰ روز است که ایالات متحده با نقض تعهدات خود در تفاهمنامه اسلامآباد، بار دیگر تجاوز نظامی علیه کشورمان را از سر گرفته است. مقامهای آمریکایی از جمله رئیسجمهور این کشور به صراحت اعلام کردهاند که هدف از بازگشت به جنگ، در اختیار گرفتن کنترل تنگه هرمز است. با این حال، نه تنها این هدف محقق نشده، بلکه واشنگتن با واقعیت تلخ ناکارآمدی گزینه نظامی در این آبراه راهبردی مواجه شده است.
نخستین نشانه شکست، کاهش چشمگیر تردد در تنگه هرمز است. با وجود ادعای آمریکا مبنی بر گشوده بودن این آبراه بر کشتیرانی تجاری، آمارهای منتشر شده از منابع معتبر نشان میدهد که تعداد شناورهای عبوری به شدت کاهش یافته و کشتیهای تجاری از کریدور اعلامی آمریکا در جنوب تنگه اجتناب میکنند. والاستریت ژورنال نیز گزارش داده که کشتیهای تجاری به درخواستهای مستقیم ارتش آمریکا برای استفاده از این کریدور بیاعتنایی کرده و به پوشش امنیتی واشنگتن اعتماد ندارند. این واقعیت میدانی، نشاندهنده شکست راهبرد نظامی آمریکا در ایجاد امنیت برای کشتیرانی است.
تحلیلگران نظامی بر این باورند که هیچ راهکار نظامی سادهای برای حل مسئله تنگه هرمز وجود ندارد. ایران برای مختل کردن کشتیرانی در این تنگه نیازی به برتری نیروی دریایی متعارف ندارد؛ قایقهای تندروی کوچک، پهپادها، موشکها و مینها برای تهدید ناوگان تجاری کافی هستند. جیسون کمپبل، مقام سابق پنتاگون، تصریح میکند که «حتی اعلام رادیویی اجتناب از یک آبراه، باعث میشود کشتیهای تجاری در تصمیم خود برای عبور تجدیدنظر کنند.» او تأکید دارد که القای امکان نابودی کامل توانایی ایران برای بسته نگه داشتن تنگه، کاملاً یک مغالطه است، چراکه ایران در تاکتیکهای نامتقارن بسیار ماهر است و بیش از هزار کیلومتر خط ساحلی برای حمله در اختیار دارد.
از سوی دیگر، زمان نیز علیه واشنگتن کار میکند. نشریه اکونومیست با اشاره به بیش از ۳۰۰ حمله طی هشت شب اخیر مینویسد که «این حملات رفتار ایران را تغییر نداده و دلیلی وجود ندارد که شب نهم یا نودم تفاوتی ایجاد کند. حتی اگر آمریکا بتواند تمام پرتابگرهای ساحلی ایران را نابود کند، ایران میتواند به شلیک به کشتیها از مناطق داخلی با موشکها و پهپادهای برد بالای ۱۰۰۰ کیلومتر ادامه دهد.» هزینههای اقتصادی و سیاسی جنگ نیز برای ترامپ به سرعت در حال افزایش است؛ برخی رسانهها هزینه مستقیم نزدیک به پنج ماه جنگ با ایران را نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد کردهاند.
با این حال، آنچه این معادله را به نفع ایران تغییر داده، برتری راهبردی کشورمان در استفاده از ابزارهای نامتقارن و اشراف کامل بر نقاط ضعف دشمن است. جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر توانمندیهای بومی خود، نه تنها توانسته کنترل عملیاتی تنگه هرمز را حفظ کند، بلکه با بهرهگیری از شکافهای موجود در ائتلاف آمریکا و بیاعتمادی متحدانش، عملاً گزینه نظامی واشنگتن را در این آبراه به بنبست کشانده است.