ورای درگیریهای ایجاد شده در روزهای اخیر که کلا چگونگی مواجهه با تفاهمنامه را در هالهای از ابهام فرو برده است، حتی با فرض ادامه تفاهم در رابطه با این سوال باید به دو مساله توجه داشت:
اول، میزان پولهای بلوکه شده ایران: تفسیرهای مختلفی از میزان پولهای بلوکه شده ایران وجود دارد. رقمهای مختلفی از ۲۴ میلیارد دلار تا ۴۲ میلیارد دلار مطرح میشود که این مساله اختلاف اولیه دو طرف در میزان این پولهاست.
دوم، نحوه آزادسازی: ایران این پولها را حق خود میداند که آمریکاییها به بهانههای مختلف آن را مسدود کردهاند. ایران خواهان دریافت این پولها به صورت نقدی است. آمریکاییها قائل به آزادسازی بخشی از این پولها و به صورت هدفمند هستند. بدینگونه که اوفک اعلام کند که ایران از این پولها برای خرید چه محصولاتی استفاده کند. دیدگاه سومی نیز وجود دارد که قائل به ایجاد یک صندوق مشترک بین طرفین برای چگونگی هزینهکرد آن است.
در این میان آمریکا با کارشکنیهای مختلف اعلام کرده که چنانچه پول مستقیم در اختیار ایران قرار گیرد، اولاً ایران از این پولها برای بهبود وضعیت اقتصادی و نظامی خود استفاده میکند و ثانیاً مقداری از این پولها را در اختیار گروههای مقاومت قرار میدهد که به زعم آنها این مساله در راستای حمایت از تروریسم تعریف میشود؟! البته ترامپ با توجه به انتقاد از برجام و چگونگی رفتارهای دولت اوباما و بایدن با ایران، سعی دارد این موضوع را به گونهای توجیه کند که اصل پولهای بلوکه شده نه در اختیار ایران، بلکه طی یک روند خرید و فروش به آمریکاییها برگردد. طرح خرید گندم از کشاورزان آمریکایی در همین راستا مطرح شد.
بنابراین، با وجود برخی پیشرفتها برای آزادسازی منابع پولی ایران، آمریکاییها به دنبال کارشکنی در این مساله و عدم انتفاع اقتصادی ایران هستند و موضوعات مختلف را بهم گره میزنند تا بدینطریق امتیازهایی از ایران دریافت کنند.