پاسخهای کوبنده نیروهای مسلح ایران به تجاوزگریها و جنایات جنگی آمریکا در حالی بار دیگر جهان را مبهوت و شگفت زده کرده است که در فضای رسانهای سخنانی از بازی دوباره میانجیگران برای کاهش تنشها و بازگشت ایران و آمریکا به مدار دیپلماسی مطرح شده است. پایگاه خبری آکسیوس به نقل از منابع آگاه ادعا کرد که قطر، مصر، پاکستان و چند میانجی منطقهای دیگر، پیشنهادی برای آتشبس ۱۰ روزه را به ایران و ایالات متحده ارائه کردهاند. منابع خبری عنوان کردهاند که طرحهایی از سوی میانجیگران به ایران و آمریکا ارائه شده است تا از میزان تنشها کاسته و گفت و گوها آغاز شود. این طراحی ها در حالی مطرح می شود که در باب آن چند نکته قابل توجه است.
میانجیگری نافی محکومیت متجاوز نیست
نکته مهم آن است که نمی شود ادعای میانجیگری داشت، در حالی که هیچ محکومیتی در قبال تجاوزگریها و جنایات آمریکا صورت نمی دهند و حتی کشوری همچون قطر پایگاههایش محل حملات آمریکا به ایران هستند که البته با واکنش مقتدر نیروهای مسلح ایران مواجه شده است. همچنین نمیشود مدعی میانجی گری بود در حالی که هیج اقدام جهانی برای مهار متجاوز صورت نمی گیرد و هر روز آمریکا به بهانهای بخشهایی از ایران را هدف قرار میدهد در حالی که میانجی گران ادعایی در نشستهای دو جانبه و چند جانبه صرفا بر بازگشایی تنگه هرمز تاکید می کنند. میانجیگری نافی حمایت از دفاع مشروع ایران و محکوم سازی تجاوزگری آمریکا نیست و ورود نکردن میانجیگران به این مهم، ابهام در صداقت رفتاری آنها را افزایش میدهد.
پایگاههایی که باید برچیده شود
در روزهای اخیر گزارشهای متعددی از خریدهای تسلیحاتی کشورهای عربی در کنار افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه منتشر شده است چنانکه، شبکه خبری سیانان به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت، ایالات متحده قصد دارد جنگندههای اضافی از نوع "اف ۱۶" و "اف ۳۵" خود را از پایگاههایش در اروپا به همراه شماری هواپیماهای سوخترسان به منطقه اعزام کند.
نکته مهم آن است که نمی شود ادعای تعهد و آتش بس مطرح شود در حالی که همزمان آمریکا به افزایش تسلیحات در منطقه می پردازد و ترور و کشتار را حق خود می داند، در حالی که در مقابل خواستار خویشتن داری ایران شوند و حق ان برای انتقام گیری خون شهدا را کتمان میکنند. میانجی گران باید ابتدا ضمانتهای عینی مبنی بر تعهد پذیری آمریکا داده و تهران آن را راستی آزمایی نماید در عین آنکه میانجی گران قبل از هر چیز باید به کشورهای عربی درباره میزبانی از تسلیحات آمریکایی- صهیونیستی هشدار داده و روند تقویت پایگاههای آمریکا در لوای فروش سلاح به کشورهای عربی متوقف شود در غیر این صورت هرگونه آتش بس بازی در زمین امریکاست که به تشدید بحران در منطقه منجر خواهد شد. میانجیگری بدون این مهم بی معناست . نکته مهم آنکه هر طرح میانجی گرایانهای باید بر اساس اصل حاکمیت مطلق ایران بر تنگه حضور و حذف ادعای کریدور شمال و جنوب باشد چرا که حتی یک روز اجرای سناریوی دو کریدوری بدعتی خطرناک است که برای نابودی حق حاکمیت ایران بر تنگه هرمز مطرح می شود.
تفکری که باید تغییر کند
مسئله دیگر آن است که هر چند آمریکاییها ادعای رویکرد به مذاکره را مطرح می کنند، اما در واقع همچنان چالشی بزرگ مشاهده می شود و آن نوع تفکر آمریکایی است. آنها همچنان در توهم خودبرترپنداری و تسلیم سازی هستند که بر اساس آن استقلال، ماهیت و توان و اقتدار سایر کشورها از جمله ایران پذیرفته نشده و همچنان سلطه و برتری طلبی را دنبال میکنند. تا زمانی که این تفکر وجود دارد، عملا مذاکره معنایی نخواهد داشت، لذا کارکرد میانجیگران ابتدا باید تغییر این تفکر آمریکایی باشد. تا زمانی که این مهم روی ندهد میانجی گری جز چند روز وقفه در میان دو جنگ نخواهد بود.
آنها همچنان در توهم خودبرترپنداری و تسلیم سازی هستند که بر اساس آن استقلال، ماهیت و توان و اقتدار سایر کشورها از جمله ایران پذیرفته نشده و همچنان سلطه و برتری طلبی را دنبال میکنند.
میانجی نه رهایی بخش بازنده
نکته مهم آنکه تجربه جنگ 12 روزه و رمضان نشان می دهد که هر زمان آمریکا با شکستهای سنگین، فشار افکار عمومی و یا کمبود تسلیحات مواجه می شود میانجیگریها آغاز و پس از مدتی دوباره همان چرخه معیوب جنگ، آتش بس، دیپلماسی و دوباره جنگ آغاز می شود. اکنون نیز در حالی میانجگری پاکستان و قطر مطرح می شود که از یک سو تنگه هرمز با محدودیت شدید مواجه شده است و از سوی دیگر اعترافات ترامپ و سایر سران کاخ سفید به تلفات نظامیان در حال افزایش است.
آمریکاییها در طول جنگ رمضان با سانسورهای شدید خبری به دنبال پنهان سازی میزان تلفات خود و رژیم صهیونیستی بودهاند، چنانکه اکنون نیز رسانههای غربی ماموریت دارند تا در یک سیاه نمایی یک جانبه صرفاً به پردازش خسارتهای ایران پرداخته تا چنان القا نمایند که ایران ضعیف شده در آستانه نابودی است و گزینهای جز تسلیم شدن ندارد. بازی کثیف رسانههای غربی در غزه سازی و جنوب لبنان سازی استانهای جنوبی ایران در حالی صورت می گیرد که دامنه عملیاتهای نظامی ایران به عقبه اردن نیز رسیده است که بیانگر تغییر ماهییت اقدام ایران از پاسخ صرف به هزینه سازی سنگین میباشد. سخنان ترامپ در باب نظامیان کشته شده هر چند که نوک کوه یخ تلفات آمریکاست اما اجبار ترامپ و سانسورچیهای غربی به همین میزان اعتراف را باید اذعان به اقتدار ایران دانست که پوچ بودن ادعای ضعف نظامی ایران را اشکار می سازد. اعترافات سران کاخ سفید که گفته اند ایرانیها پیامی مبنی بر بازگشایی تنگه هرمز صادر نکرده بلکه کشتیها را هدف قرار میدهند خود نمودی از این اعتراف ناخواسته به تسلیم ناپذیری و اقتدار ایران است.
نکته بسیار مهم در مواضع ترامپ و سایر همراهانش در باب گرفتن انتقام خود نظامیان آمریکایی در شرایطی که آمریکا به عنوان یک متجاوز هیچ حقی در این زمینه ندارد را می توان اذعان به حقانیت مواضع ایران مبنی بر لزوم گرفتن انتقام خون رهبر شهید، دانش آموزان مینابی و سایر شهدای جنگ 12 روزه و رمضان دانست. ایران بر اساس حقوق بینالملل حق دفاع مشروع دارد و مورد تجاوز قرار گرفته و باید انتقام خون قربانیان این تجاوزگریها را مطالبه نماید لذا این حقی نیست که کسی بتواند به هیچ بهانهای از ایران سلب نماید.