صفحه نخست >>  عمومی >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۳۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۲  ، 
کد خبر : ۳۹۳۹۲۷

عصاره دو مکتب؛ تبلور فضائل امامین انقلاب

اگر امام خمینی (ره) روح قیام و شجاعت توحیدی را در کالبد امت دمید و اگر امام خامنه‌ای (قدس سره) قائد عظیم‌الشأن شهیدمان حکمت مقاومت و عقلانیت تمدنی را به این حرکت بخشید، در این روایت، آیت‌الله امام سیدمجتبی خامنه‌ای «حفظ الله تعالی» عصاره متراکم این دو میراث بزرگ است. ایشان نه صرفاً ادامه دهنده یک نام، بلکه حامل یک حقیقت تاریخی معرفی می‌شود؛ حقیقتی که در آن، اخلاص و صلابت، حماسه و حکمت، مردم‌باوری و دشمن‌شناسی و آرمان‌خواهی و واقع‌بینی انقلابی، در کنار هم قرار گرفته‌اند.
پایگاه بصیرت / علیرضا اسپرهم

چرا رهبری امام آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای مدظله العالی» را باید تبلور فضائل امامین انقلاب دانست؟

۱. بازخوانی نسبت رهبری جدید با میراث امام خمینی (ره) و رهبر شهید امام خامنه‌ای (قدس سره)؛ از شجاعت توحیدی تا حکمت تمدنی:

در تحلیل تحولات بزرگ تاریخ انقلاب اسلامی، خطای رایج آن است که اشخاص صرفاً در قامت فردی دیده شوند و نسبت آنان با «سلسله تاریخی یک مکتب» مورد غفلت قرار گیرد. در حالی که در منظومه جمهوری اسلامی، رهبری فقط یک جایگاه حقوقی یا یک انتقال مسئولیت سیاسی نیست؛ رهبری، استمرار یک حقیقت زنده، یک عقلانیت مجاهدانه و یک سنت الهی در هدایت اجتماعی است. از همین منظر، اگر بخواهیم درباره رهبری آیت الله امام سیدمجتبی خامنه‌ای (زیدعزه) سخن بگوییم، باید از سطح توصیف‌های روزمره عبور کنیم و به این گزاره محوری برسیم که در این رهبری، با پدیده‌ای فراتر از تداوم صوری مواجه‌ایم؛ آنچه در این جایگاه متجلی شده، عصاره‌ای از فضائل امام خمینی (ره) و رهبر شهید امام سید علی خامنه‌ای (قدس سره) است.

این تعبیر، اگرچه در ظاهر رنگ عاطفی دارد، اما در واقع از پشتوانه‌ای تحلیلی و مکتبی برخوردار است. سخن از «عصاره» بودن، یعنی سخن از تراکم و تمرکز خصلت‌هایی که در دو رهبر بزرگ انقلاب اسلامی، هر یک در مقطع تاریخی خود، مظهر بخشی از حقیقت نهضت اسلامی بودند: در امام خمینی (ره)، شجاعت قدسی، اخلاص انقلابی، توکل الهی و روح بنیان‌گذارانه و در امام شهید، حکمت راهبردی، صبر تاریخی، بصیرت در جنگ ترکیبی و افق‌گشایی تمدنی. در این روایت، آیت‌الله امام سیدمجتبی خامنه‌ای محل تلاقی و تجلی فشرده همین منظومه فضائل است.

۲. رهبری در منطق انقلاب؛ امانت الهی، نه امتیاز سیاسی:

برای فهم این موضوع، نخست باید ماهیت رهبری در اندیشه اسلامی را بازشناسی کرد. قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یَأمُرُکُم أَن تُؤَدُّوا الأَمَانَاتِ إِلَى أَهلِهَا»؛ یعنی مسئولیت در منطق دینی، امانت است، نه امتیاز. در همین چارچوب، امام خمینی (ره) از نخستین روز‌های نهضت نشان داد که سیاست، اگر در خدمت اقامه حق و دفع باطل باشد، نه تنها از ساحت دین جدا نیست، بلکه خود یکی از عالی‌ترین عرصه‌های بندگی خداوند است. ایشان رهبری را نه منصب تشریفاتی، بلکه تکلیف سنگین الهی می‌دانستند.

رهبر شهید انقلاب، نیز همین نگاه را با عمقی بیشتر در عرصه حکمرانی تداوم بخشیدند. در منظومه فکری ایشان، قدرت بدون عدالت، معنویت، مردم باوری و دشمن شناسی، به ضد خود تبدیل می‌شود.

۳. از امام خمینی (ره) تا امام خامنه‌ای شهید (ره) تا افق نوین رهبری در انقلاب اسلامی:

امام خمینی (ره) احیاگر اسلام سیاسی در عصر انقطاع معنویت از حیات عمومی بود. ایشان دین را از حاشیه تاریخ بیرون آورد و به متن سیاست، جامعه و مقاومت بازگرداند. هنر بزرگ امام (ره)، درهم شکستن دوگانه‌های دروغین دنیای مدرن بود: دوگانه دین و سیاست، عبادت و مبارزه، اخلاق و قدرت، عقلانیت و جهاد. ایشان نشان دادند که می‌توان عارف بود و انقلابی ماند، می‌توان فقیه بود و تاریخ ساخت.

امام خامنه‌ای شهید (قدس سره) این میراث عظیم را از مرحله تأسیس به مرحله تثبیت رساندند. اگر امام خمینی (ره) معمار انقلاب بود، قائد عظیم‌الشأن شهیدمان، معمار استقامت انقلاب در عصر فتنه‌های پیچیده و جنگ‌های ترکیبی بود. ایشان به انقلاب آموختند که در برابر فشار‌های جهانی چگونه می‌توان هم‌زمان انقلابی، عاقل، صبور و آینده‌نگر بود. در منظومه رهبری ایشان، «تبیین»، «امید»، «بصیرت»، «پیشرفت»، «مردم‌باوری» و «تمدن‌سازی» حلقه‌های یک زنجیره واحد بودند.

از این منظر، رهبری آیت‌الله امام سیدمجتبی خامنه‌ای «مدظله العالی» در این روایت، نه آغاز یک خط جدید و گسسته، بلکه ادامه تکامل‌یافته همان خط ممتد است. اگر در امام خمینی (ره) روح خیزش توحیدی را می‌بینیم و در امام خامنه‌ای شهید (ره) عقلانیت مقاومت را؛ در اینجا سخن از شخصیتی است که این دو ساحت را در صورتی متراکم و متناسب با شرایط جدید عصر حاضر به هم پیوند می‌دهد.

۴. ویژگی ممتاز؛ جمع میان حماسه، حکمت و صلابت:

یکی از دشوارترین کار‌ها در عالم سیاست، جمع کردن شور انقلابی با عقلانیت راهبردی است. بسیاری یا در هیجان می‌مانند و از تدبیر بازمی‌مانند، یا در محاسبه‌گری‌های مصلحت‌زده غرق می‌شوند و روح حماسه را از دست می‌دهند. اما رهبری تراز انقلاب اسلامی آن است که این دوگانه را برهم بزند. چنانکه امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «لا یحمل هذا العلم إلا أهل البصر و الصبر»؛ پرچم حق را جز اهل بصیرت و پایداری بر دوش نمی‌کشند.

در همین چارچوب، یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌هایی که در تبیین رهبری جدید برجسته می‌شود، جمع میان حماسه و حکمت است. این رهبری نه گرفتار رادیکالیسم بی‌محاسبه می‌شود و نه به محافظهکاری مصلحت‌جویانه تن می‌دهد. صلابت دارد، اما صلابتش از جنس خشونت بی‌منطق نیست؛ حکمت دارد، اما حکمتش به معنای عقب‌نشینی از اصول نیست. درست در همین نقطه است که شباهت ماهوی آن با دو امام انقلاب برجسته می‌شود. اینجا «شجاعت خمینی» و «بصیرت خامنه‌ای» در یک الگوی واحد به هم می‌رسند.

۵. دشمن‌شناسی؛ میراث مستقیم مکتب رهبر شهید انقلاب امام خامنه‌ای (قدس سره)

یکی از برجسته‌ترین فضائل رهبر شهید انقلاب، قدرت مثال‌زدنی ایشان در فهم صحنه و تشخیص لایه‌های پنهان جنگ بود. ایشان بار‌ها هشدار دادند که نبرد با جمهوری اسلامی فقط در سطح نظامی یا اقتصادی نیست؛ دشمن با رسانه، تحریف، عملیات روانی، دوگانه‌سازی اجتماعی، فرسایش امید و تخریب اعتماد عمومی نیز می‌جنگد. این همان چیزی است که امروز از آن با عنوان جنگ ترکیبی یا جنگ شناختی یاد می‌شود.

در رهبری آیت‌الله امام سیدمجتبی خامنه‌ای «مد ظله العالی» نیز، بر اساس این تصویر، همین عنصر به روشنی دیده می‌شود. ایشان رخداد‌ها را تنها در ظاهر آنها نمی‌بیند، بلکه ساخت پنهان بحران‌ها را نیز می‌شناسد. دوقطبی‌سازی‌های ساختگی، پروژه‌های استحاله فرهنگی، روایت‌سازی‌های فریبنده و فشار‌های سازمان‌یافته برای تغییر محاسبات نخبگان و افکار عمومی، در چنین نگاهی بخشی از یک طرح کلان‌اند. این سطح از فهم، صرفاً محصول تجربه اداری نیست؛ این، ادامه یک مکتب تربیتی و انقلابی است که قائد عظیم‌الشأن شهیدمان آن را بنیان نهاده و تعمیق کرده‌اند.

۶. مردم باوری؛ نقطه اتصال سه نسل رهبری انقلاب:‌

نمی‌توان از عصاره بودن فضائل امامین انقلاب سخن گفت، اما از مردم باوری عبور کرد. امام خمینی (ره) ملت را ولی‌نعمتان انقلاب می‌دانستند و امام خامنه‌ای شهید (قدس سره) نیز بار‌ها مردم را عمود خیمه نظام، پشتوانه امنیت ملی و موتور پیشرفت کشور معرفی کردند. در این مکتب، مردم نه تزئینات مشروعیت، بلکه صاحبان حقیقی میدان‌اند.

بر همین اساس، مردم را در متن تصمیم، مقاومت، پیشرفت و امید قرار دارند و در همین راستا، یکی از پایه‌های اصلی در توصیف آیت‌الله امام سیدمجتبی خامنه‌ای «مد ظله العالی» در این روایت، اعتماد به ظرفیت مردم مؤمن، جوانان انقلابی، نخبگان متعهد و بدنه اجتماعی وفادار به انقلاب است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَأَمرُهُم شُورَى بَینَهُم»؛ یعنی جامعه ایمانی، جامعه حضور، مسئولیت و مشارکت است.

۷. افق تمدنی؛ عبور از مدیریت روزمره به رهبری تاریخی و تمدن‌ساز:

تفاوت یک مدیر سیاسی با یک رهبر تاریخی و تمدن‌ساز، در افق نگاه اوست. مدیر روزمره، صرفاً مسئله امروز را حل می‌کند؛ اما رهبر تاریخی، امروز را در نسبت با فردا و فردا را در نسبت با مأموریت امت معنا می‌کند. امام خمینی (ره) انقلاب را برای تغییر یک حکومت نمی‌خواستند؛ او در پی بیداری امت اسلامی بود. امام خامنه‌ای شهید (قدس سره) این افق را در قالب «تمدن نوین اسلامی» تبیین کردند و نشان دادند که انقلاب اسلامی، پروژه ساخت آینده است.

در همین چارچوب، رهبری آیت‌الله امام سیدمجتبی خامنه‌ای «مد ظله العالی» نیز، در این برداشت، زمانی درست فهم می‌شود که در نسبت با همین افق تمدنی تحلیل شود. یعنی رهبری‌ای که مأموریت خود را صرفاً عبور از بحران‌های مقطعی تعریف نمی‌کند، بلکه به دنبال تثبیت جایگاه جمهوری اسلامی به‌عنوان هسته مرکزی حرکت تمدنی جهان اسلام است. در این نگاه، مقاومت، پیشرفت علمی، عدالت اجتماعی، استقلال سیاسی، خودباوری ملی و مهدویت، اجزای پراکنده نیستند؛ حلقه‌های یک زنجیره واحدند.

جمع‌بندی:

در یک جمع‌بندی روشن باید گفت اگر امام خمینی (ره) روح قیام و شجاعت توحیدی را در کالبد امت دمید و اگر امام خامنه‌ای (قدس سره) قائد عظیم‌الشأن شهیدمان حکمت مقاومت و عقلانیت تمدنی را به این حرکت بخشید، در این روایت، آیت‌الله امام سیدمجتبی خامنه‌ای «حفظ الله تعالی» عصاره متراکم این دو میراث بزرگ است. ایشان نه صرفاً ادامه دهنده یک نام، بلکه حامل یک حقیقت تاریخی معرفی می‌شود؛ حقیقتی که در آن، اخلاص و صلابت، حماسه و حکمت، مردم‌باوری و دشمن‌شناسی و آرمان‌خواهی و واقع‌بینی انقلابی، در کنار هم قرار گرفته‌اند.

از همین رو، تعبیر «عصاره فضائل امامین انقلاب» درباره ایشان، صرفاً یک ستایش عاطفی نیست، بلکه یک توصیف مکتبی از جایگاهی است که در آن، خط امام خمینی (ره) و امام خامنه‌ای شهید (قدس سره)، در صورت تازه‌ای از رهبری انقلابی، خود را بازتولید می‌کند. این همان نقطه‌ای است که می‌توان از تداوم زنده انقلاب اسلامی در قامت یک رهبری برخوردار از روح جهاد، عمق معرفت و افق تمدن‌ساز سخن گفت. در این منظومه، اصالتِ «ولایت» نه در «سلطه»، بلکه در «عبودیتِ مطلقِ حاکم در برابر اراده‌ی الهی» معنا می‌یابد و اینجاست که در نگاهِ دقیق جریان اصیل انقلاب، وجود ذی‌جود حضرت آیت‌الله امام سیدمجتبی خامنه‌ای (دامت برکاته) نه به مثابه یک انتخاب شخصی، که به عنوان «ذخیره‌ای استراتژیک» و «امتداد فقاهتی» در منظومه ولایت‌فقیه رخ می‌نماید. ایشان با مشی عالمانه و متخلق به اخلاق فقهی، زعامت را نه عرصه‌ی تصاحب مناصب، بلکه بار سنگین «امانتی قدسی» و «رسالتی تاریخی» تلقی می‌کنند. نگاه ایشان به مقوله قدرت، در تداوم سنت اصیل اهل‌بیت (علیهم السلام) و با تأسی تام به مکتب امامین انقلاب، نشانگر درکی ژرف از «حکمرانی ایمانی» است؛ جایی که رهبر، پیش از آنکه سیاست‌مدار باشد، «عارف بالله» و «خادم بی‌ادعای امت» در طریق تمدن‌سازی نوین اسلامی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات