سیاسی >>  سیاسی >> گزارش سیاسی
تاریخ انتشار : ۳۱ تير ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۳  ، 
کد خبر : ۳۹۳۹۹۴
تلاش تأمل‌برانگیز اما ناکافی از سوی دوحه

بی‌طرفی پایان یافته است!

حفظ اعتبار و استقلال بین‌المللی نیازمند آن است که حتماً مؤلفه‌های قدرت و کنش‌گری کاملاً بومی و داخلی‌سازی شده باشند
صبح صادق آنلاین / محمد پناهی
حمله هوایی رژیم صهیونیستی به محل اقامت و جلسه رهبران حماس در دوحه، که در هفته گذشته رخ داد و منجر به شهادت چند تن از اعضای حماس و یک نیروی امنیتی قطری شد، هم نقض صریح حاکمیت قطر قلمداد می‌گردد و هم آبروی قطری‌ها را در حفاظت از جان مردمان و میهمانان خارجی خود از بین برد و همچنین به نوعی زنگ بیدارباش برای تمام دولت‌های عربی و اسلامی بود که توقف و پایانی بر تجاوزات و حملات صهیونیست‌ها در منطقه وجود ندارد چرا که همگان می‌دانند شاید قطر در این برهه مورد حمله قرار گرفته باشد اما معلوم نیست که بار بعدی نوبت کدام کشور عربی یا اسلامی باشد که ارتش اسرائیل آن را مورد حمله قرار بدهد.
حمله صورت‌گرفته که منجر به بهت و حیرت بسیاری از دولتمردان منطقه‌ای و بین‌المللی شده بود نشان داد که علیرغم ارتباطات و تعاملات بسیار خوب و عالی دیپلماتیک قطری‌ها با قدرت‌های بزرگ به‌ویژه با ایالات متحده آمریکا اما در بزنگاه‌های حساس امنیتی و سیاسی عملاً آمریکا هیچ پشتیبانی و حمایت مثمرثمری را متوجه این دولت‌ها نمی‌کند. هرچند که البته این موضوع تازه‌ای نیست و پیش‌تر در رابطه با موضوعات و پرونده‌های مختلف بارها ایالات متحده اثبات کرده است که به هیچ عنوان شریک قابل اعتمادی نیست و با متحدین خود مادامی که منافع خود تأمین گردد و هزینه خاصی برایش نداشته باشد تعامل و همکاری دارد اما در صورتی که حمایت از متحدینش برای او هزینه‌زا و دردسرساز باشد به‌راحتی آنان را تنها می‌گذارد. دلیل: تجربه جنگ اوکراین و یا توافقات هسته‌ای معمر قذافی با آمریکایی‌ها و یا حتی پشت کردن به پهلوی دوم بعد از انقلاب اسلامی.
در همین راستا هفته گذشته دوحه میزبان جمعی از کشورهای عربی-اسلامی بود تا در رابطه با آنچه که نقض آشکار حاکمیت و تمامیت سرزمینی قطر توسط رژیم صهیونیستی بود تعامل و گفت‌وگو انجام داده و نهایتاً راه‌حل مناسبی برای پاسخ به این عملیات تجاوزکارانه رژیم پیدا کند. نشستی که خروجی آن با صادر شدن یک بیانیه بیست‌بندی، اقدام لازم و ضروری قلمداد می‌گردد اما به نظر می‌رسد که در مقابل خود تجاوزکارانه رژیم به هیچ عنوان کافی نباشد.
درست است که به‌هرحال اجماع جهان اسلام و کشورهای عرب منطقه در رابطه با لزوم تنبیه کردن و مقابله با تجاوزگری‌های رژیم صهیونی قابل تحسین است و نشان می‌دهد که همگان فهمیده‌اند که با سیاست سکوت و بی‌طرفی یا حتی تسلیم‌شدگی و انفعال از آسیب‌ها و حملات صهیونیست‌ها در امان نخواهند بود اما این وفاق سیاسی در صورتی مثمرثمر خواهد بود که همراه با اقدامات عملی و ضمانت‌های اجرایی باشد و تنها به صدور یک بیانیه و محکومیت جمعی اکتفا نگردد.
در این میان باید به این نکته هم توجه گردد که در رابطه با سیاست‌ورزی دولت‌های عربی به‌ویژه قطری‌ها، میان خواستن با توانستن فاصله معناداری وجود دارد و کشوری که صنایع حساس و استراتژیک خود را وابسته به غرب و آمریکا نگاه داشته است عملاً در شرایط حساس که نیاز به حفظ وجهه عمومی و بین‌المللی خود دارد یا نیاز دارد تا مستقلاً بر اساس منافع خود اقدامی انجام دهد عملاً بسته به شرایط و مصلحت‌های مختلف، ناتوان و معلول باشد. فلذا حفظ اعتبار و استقلال بین‌المللی نیازمند آن است که حتماً مؤلفه‌های قدرت و کنش‌گری کاملاً بومی و داخلی‌سازی شده باشند.
از سوی دیگر اتخاذ تصمیمات اشتباه پیشین در رابطه با همکاری و رقابت با سایر بازیگران نظام بین‌الملل هم عملاً باعث شده است که چاره و راهکار چندان زیاد و موثری برای قطری‌ها وجود نداشته باشد. افزایش فشار خارجی به‌ویژه از سوی آمریکایی‌ها نتیجه طبیعی هرگونه اقدام جدی تلافی‌جویانه از سوی قطری‌ها قلمداد می‌گردد در نتیجه قطری‌ها و سایر کشورهای منطقه ترجیح می‌دهند تا محتاط‌تر عمل کنند و بی‌گدار به آب نزنند.
از سوی دیگر تعارضات و شکاف‌های مختلف میان منافع و امکانات بازیگران منطقه‌ای باعث شده است که راهبردهای همکاری جمعی برای مقابله با رژیم چندان عملیاتی و راهگشا نشان داده نشود. واقعیت این است که برخی کشورها منافعشان با حفظ وضعیت موجود، یا رابطه‌شان با آمریکا، یا درباره تأمین امنیت و ثبات منطقه‌ای به نحوی است که نمی‌خواهند وارد رویارویی مستقیم با رژیم شوند. این تعارضات و اختلافات بین اولویت‌ها موجب شده است که مواضع متفاوت از سوی ایشان اتخاذ گردد.
اما با همه این تفاسیر برگزاری این نشست به‌عنوان گام اول در خور تأمل است و نیاز است تا گام‌های بعدی به موازات آن همراه با توجه برای تأمین منافع جمعی بازیگران منطقه‌ای و برگرداندن صلح و ثبات به منطقه برداشته شود. ایده‌هایی مانند تشکیل ارتش مشترک عربی-اسلامی یا برقراری پیمان‌نامه‌های دفاعی دوجانبه و چندجانبه، تحریم سیاسی و اقتصادی رژیم و... ایده‌های نسبتاً خوبی ارزیابی می‌شوند اما نداشتن سازوکار الزام‌آور و ضمانت اجرایی و وجود شکاف‌ها و تعارض منافع‌ها باعث شده است تا پیگیری این تصمیمات با اما و اگرهایی همراه باشد. همچنین تجربه تلخ تاریخی اقدام مشترک عربی در مقابل رژیم صهیونی در جنگ شش‌روزه و جنگ یوم‌الکیپور که منجر به شکست لشکر اعراب شد باعث شده است تا ترس از شکست و ناکامی هم در اذهان سیاستمداران منطقه‌ای وجود داشته باشد. اما به هر نحو هم‌زبانی و یک‌صدایی دولت‌های منطقه در محکومیت جنایات رژیم غاصب صهیونی و حمایت از حقوق فلسطینیان و شناسایی رژیم صهیونیستی به‌عنوان تهدید مشترک و واقعی همه دولت‌ها و ملت‌های منطقه می‌تواند یکی از خروجی‌های بسیار بااهمیت این نشست باشد.
نکته نهایی هم اینکه پیامد و یا نتیجه حمله رژیم به قطر و برگزاری نشست دوحه آن است که کشورهای منطقه ناگزیر به سمت تجهیز شدن بیش‌ازپیش و رقابت تسلیحاتی پیش خواهند رفت و همچنین از کار افتادن و نارسایی شدید ابزارها و روندهای دیپلماتیک و مبهم شدن شرایط راه‌حل‌های پایان جنگ در غزه و منطقه و از بین رفتن اعتمادها به قدرت‌های بزرگ به‌ویژه ایالات متحده آمریکا و سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی در حمایت از حاکمیت و تمامیت سرزمینی دولت‌های منطقه و بازنگری جدی کشورهای اسلامی در رابطه با تعاملات و مواجهه با رژیم صهیونیستی و دورتر شدن و سخت‌تر شدن به نتیجه رسیدن پرونده عادی‌سازی روابط با رژیم (پیمان ابراهیم) و افزایش فشارهای دیپلماتیک سیاسی روی اسرائیل و نهایتاً تضعیف مواضع رژیم و حامی اصلی‌اش ایالات متحده آمریکا از اصلی‌ترین پیامدهای این موضوع محسوب می‌شود.
 
نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات