طی چند هفتهای که از امضای یادداشت تفاهم میان واشنگتن و تهران در هفدهم ژوئن میگذرد، رسانههای آمریکایی بار دیگر به سراغ روایتی آشنا رفتهاند، شکاف میان معاون رئیسجمهور «جی. دی. ونس» و وزیر خارجه «مارکو روبیو» بر سر نحوه برخورد با ایران. این روایت با جزئیات واقعی همراه است، اما نگاهی دقیقتر به رفتار این دو مقام نشان میدهد آنچه در حال رخدادن است، بیشتر رقابتی سیاسی و اختلاف در سبک اجراست تا تغییری در راهبرد کلی دولت ترامپ نسبت به ایران.
نمود بیرونی این اختلاف را میتوان در نقشهای متفاوتی دید که این دو در هفتههای اخیر ایفا کردهاند. ونس که هدایت مذاکرات هستهای با ایران در سوئیس را برعهده داشت، در سفرهای رسانهای پیاپی از توافق دفاع کرد و از پیشرفت خوب و ایجاد بنیانی بسیار مناسب برای توافق نهایی سخن گفت. او همچنین در واکنش به مخالفت علنی رژیم صهیونیستی با این یادداشت تفاهم، لحنی تند به کار برد و به این رژیم گوشزد کرد که کشوری با نه میلیون نفر جمعیت نمیتواند هر مسئله امنیت ملی را صرفاً با زور حل کند.
در مقابل، روبیو رویکردی محتاطانهتر و در عین حال همسوتر با رژیم صهیونیستی در پیش گرفت. او در سفری به کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهجای انتقاد از تلآویو، لحن انتقادی خود را متوجه حکومت ایران کرد و در بحرین اعلام کرد آبراههای بینالمللی، مانند تنگه هرمز متعلق به هیچ کشوری نیست. به گزارش برخی رسانهها، روبیو نسبت به امکان دستیابی به توافقی قابلقبول با ایران چنان تردید داشت که از پذیرش ریاست هیئت آمریکایی در نخستین دور مذاکرات آتشبس در اسلامآباد خودداری کرد و همین موضوع فرصتی برای ورود ونس به این پرونده فراهم آورد.
کاخ سفید و وزارت امور خارجه هر دو این روایت شکاف را رد کردهاند. سخنگوی کاخ سفید تأکید کرده که تنها یک جبهه در دولت وجود دارد؛ جبهه رئیسجمهور ترامپ، و همه دولت پشت سیاست جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای ایستاده است. سخنگوی وزارت خارجه نیز روبیو را صددرصد همراستا با ترامپ توصیف کرده است. حتی خود ترامپ، با وجود اذعان به اینکه ونس از نظر فلسفی اندکی متفاوت میاندیشد، بر نبود اختلاف جدی پافشاری کرده است.
شواهد مستقل نیز این تحلیل را تقویت میکند. هر دو مقام، بدون استثنا، از تمام تصمیمات مهم سیاست خارجی ترامپ حمایت کردهاند، از جمله حمله فوریه به ایران و روند صلح پس از آن؛ و هر دو در هفتههای اخیر از عبارات مشابهی استفاده کردهاند مبنی بر اینکه رفتار تهران را بر اساس عمل، نه سخن، قضاوت خواهند کرد. وقتی از روبیو درباره میزان اختلاف دیدگاهش با ونس پرسیده شد، او پاسخ داد که هر دو، جهتگیری خود را از رئیسجمهور میگیرند. این جمله بهخوبی نشان میدهد اختلافنظر، در چارچوبی محدود و تحت نظارت مستقیم ترامپ باقی مانده است.
آنچه این دو مقام را واقعاً از هم متمایز میکند، بیش از آنکه به هدف راهبردی مربوط باشد، به مخاطب و افق سیاسی آنها بازمیگردد. هر دو به منزله جدیترین گزینههای احتمالی حزب جمهوریخواه برای انتخابات ۲۰۲۸ شناخته میشوند، و همین رقابت پنهان، تفاوت در لحن و تأکید را دامن زده است. کرت میلز، مدیر اجرایی نشریه «آمریکن کنسرواتیو»، این تفاوت را با عبارت دو ذهنیت متفاوت توصیف کرده، اما حتی چنین توصیفی نیز به معنای اختلاف در هدف نهایی نیست، بلکه بازتاب سبکهای متفاوت رهبری و پایگاههای حمایتی متفاوت درون حزب جمهوریخواه است؛ ونس متکی بر جناح اول آمریکا و شکاک به مداخله نظامی، و روبیو متکی بر جناح سنتیتر و نزدیکتر به رژیم صهیونیستی.
در نهایت، آنچه در پوشش خبری هفتههای اخیر «شکاف» خوانده میشود، دقیقتر است اگر بهعنوان رقابتی درونخانوادگی برای وراثت سیاسی ترامپ توصیف شود، نه بازنگری در خصومت ساختاری واشنگتن با تهران. هدف راهبردی مشترک، یعنی جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای و حفظ فشار حداکثری در کنار دیپلماسی محدود، دستنخورده باقی مانده است. تفاوت واقعی، بر سر اعتبار سیاسی حاصل از این پرونده است، نه بر سر ماهیت آن.