پایان جنگها همواره یکی از دشوارترین مسائلی است که مناقشات بسیاری درباره آن شکل گرفته است. جنگ ایران و عراق هم که هشت سال به طول انجامید، از جمله جنگهایی بود که به دلایل متعددی احساس میشد پایان بخشیدن به آن به این سادگیها نیست.
پیروزیهای ارزشمند جمهوری اسلامی در میدانهای نظامی و عملیاتهای والفجر ۸ و کربلای ۵ موجب شد تا برای اولین بار قطعنامهای صادر شود که تا اندازه قابل قبولی با ترتیبات مدنظر ایران هماهنگ باشد. قطعنامهای که به ۵۹۸ شهرت یافت و سرانجام در ۲۷ تیرماه ۱۳۶۷ جمهوری اسلامی آن را پذیرفت.
درباره پذیرش این قطعنامه حرفها و حدیثهایی مطرح شد در این باره توضیحات حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای شنیدنی است. امام شهیدمان در ۱۸ مهرماه ۱۳۸۵ در دیدار با کارگزاران نظام میفرمایند:
«حقیقت را درباره مسئله جنگ، همه مردم و مسئولان ما میدانند. در جنگ، مسئولان نظامی و سیاسی، همهشان تلاش کردند و همهشان خدمت کردند. ما اینها را به چشم خودمان از نزدیک مشاهده کردیم؛ همهشان هم ضعفهایی داشتند. اینها چیزهایی نیست که بتوان انکارشان کرد. سیاستمدارها هم ضعفهایی داشتند، نظامیها هم ضعفهایی داشتند؛ اما بیتردید، خدماتشان از ضعفهایشان بیشتر بوده است.
برآیند این ضعفها و این خدمات، همینی بود که اتفاق افتاد که امام تصمیمگیری کردند. اینها با جزئیات دقیقش، یقیناً در زمان خود، بهتدریج در معرض اطلاع مردم قرار خواهند گرفت و مردم میدانند، اما آنچه که من عرض میکنم، این متن واقع است که حالا انشاءالله اینها یک روز مستدل خواهد شد.
برآیند همه این تواناییها و ضعفها و موفقیتها و خوبیها و کوتاهیها، همین بود که اتفاق افتاد؛ و این به معنای شکست نبود و مطلقاً به معنای تسلیمطلبی نبود. امام مظهر استقامت و ایستادگی و مظهر امید به آینده و پیشرفت به سمت آیندهها بود. در جنگ هم همینطور عمل کرد؛ در پذیرش قطعنامه هم همینطور عمل کرد؛ در اعلامیههای خود و بیانیههای خود هم همینطور عمل کرد؛ این راه را به ما هم یاد داد و ما هم در همین راه قدم گذاشتیم و به فضل و به کمک الهی، در همین جهت هم پیش خواهیم رفت؛ بدون هیچگونه تعلل و توانی؛ به حول و قوه خداوند.»