در ادبیات دینی ما، مفهوم «قهرمانی» تعریفی چندلایه دارد که از مرزهای فتح و پیروزی مادی فراتر رفته و به جوهره انسانیت، اخلاق و بندگی خداوند گره خورده است. قهرمان راستین کسی است که نخستین و سختترین نبرد خود را با نفس اماره به انجام رسانده و توانسته است زندگی خویش را بر محور فرمانهای الهی تنظیم کند، آنگاه در عرصههای گوناگون حیات، از جهاد در راه خدا تا فداکاری برای خانواده و جامعه، به مقام والای ایثار و مقاومت دست یابد. نقطه عطف قهرمانی در اسلام، تسلط بر نفس و هوسهای درونی است. پیامبر اکرم (ص) در حدیثی گهربار، مرز این حقیقت را چنین روشن کردهاند: «لَیسَ الشَّدیدُ بِالصَّرْعَةِ، انَّما الشَّدیدُ الَّذی یمْلِک نَفْسَهُ عِنْدَ الغَضَبِ»؛ قوی آن نیست که در کشتی پیروز شود، بلکه قوی آن است که هنگام هیجان خشم، بر خود تسلط دارد. (تنبیه الخواطر، ج ۱، ص ۱۲۲) این نبرد درونی، که از آن به «جهاد اکبر» تعبیر شده، زیربنای تمامی مراتب دیگر قهرمانی است. کسی که بر نفس خویش چیره شود، میتواند در جهاد با دشمن بیرونی نیز استقامت ورزد و از دارایی و جان خود در راه خدا بگذرد. قرآن کریم در آیات متعدد، جایگاه رفیع جهاد و مجاهدان را تبیین کرده است. در سوره بقره، خداوند میفرماید: «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ الَّذینَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی سَبیلِ اللَّهِ أُولئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ»؛ کسانیکه ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا جهاد کردهاند، به رحمت خدا امید دارند و خدا آمرزنده و مهربان است. همچنین در سوره توبه، این مفهوم در والاترین سطح خود ترسیم شده است: «خدا از مؤمنان جانها و مالهایشان را خریداری کرده که در برابر آن، بهشت برای آنان باشد، در راه خدا جنگ میکنند، میکشند و کشته میشوند، این وعدهای است که در تورات و انجیل و قرآن بر عهده خداوند است و چه کسی از خدا به عهد خود وفادارتر است؟ پس به این معاملهای که کردهاید شاد باشید و این همان کامیابی بزرگ است.» (توبه/۱۱۱) این آیه، قهرمانی را در بالاترین مرتبه ممکنـ بذل جان و مال در راه آرمان الهیـ به تصویر میکشد. در سوره هود نیز بر این حقیقت تأکید شده که دستور به استقامت، راز آن است که پیامبر را پیر کرده است. داستان طالوت و جالوت، نماد بارز مقاومت است؛ جایی که سپاه حق با وجود نفرات اندک، با ایمان و استقامت به پیروزی رسیدند: «وَ لَمَّا بَرَزُوا لِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالُوا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرینَ»؛ هنگامی که سپاه طالوت با لشکر جالوت روبهرو شدند، گفتند: پروردگارا مقاومت در برابر دشمن را بر ما سرازیر کن و گامهایمان را استوار دار و ما را بر این دشمنان کافر پیروز بگردان.
مفهوم قهرمانی در ادبیات دینی، به میدان نبرد محدود نیست. پدر و مادری که زندگی خود را وقف خانواده میکنند، در حقیقت در مسیر ایثار و از خودگذشتگی گام برمیدارند. قرآنی که از مجاهدان مدح میکند، ایثار را در سادهترین و عمیقترین اشکال آن نیز ستوده است. در سوره حشر، خداوند از انصار مدینه چنین یاد میکند که مهاجران را بر خود مقدم داشتند: «وَ یُوثِرُونَ عَلی أَنفُسِهِم وَ لَو کانَ بِهِم خَصاصَةٌ»؛ آنها دیگران را بر خود مقدم میدارند، هرچند خودشان نیازمند باشند. این روحیه ایثار، در عرصههای زندگی جاری میشود. کسانیکه برای آسایش هموطنان خود را به سختی میاندازند، کسانیکه برای آیندگان و دستاوردهای دور و نزدیک، هر سختی را به جان میخرند، همگی در دایره وسیع قهرمانان این مکتب جای میگیرند. در نهایت، قهرمان در نگاه قرآن و روایات، انسانی است که با جهاد اکبر، نفس خویش را مهار کرده و با جهاد اصغر، در راه خدا از جان و مال خویش گذشته و با استقامت و ایثار، الگویی برای جامعه و نجاتبخشی برای آیندگان میشود. خداوند در سوره فصلت به این دسته از بندگان بشارت میدهد: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ»؛ یک ملت، وقتی قهرمان میشود که همه اعضایش، چون خانوادهای بزرگ، بار یکدیگر را به دوش میکشند؛ بدون اینکه منتظر باشند کسی از آنها قدردانی کند. قهرمانی جمعی، در همین نادانستگی همگانی شکل میگیرد: معلمی که با حقوق ناچیز، امید را در دل دانشآموزان زنده نگه میدارد، پرستاری که شیفتهای مضاعف را بدون گلایه میپذیرد یا کشاورزی که در خشکسالی، آخرین آب ذخیره را با روستای همسایه تقسیم میکند. اینها خود را قهرمان نمینامند، اما دقیقاً همین ندانستن، گوهر ناب قهرمانی انسانی را میسازد: قهرمانی که نه از روی منیت، که از روی مهر و مسئولیت بیچشمداشت جاری میشود. شاید اگر روزی همه ما، در نگاه به همنوع، نگاه پدرانه داشته باشیم، دیگر نیازی به قهرمان نامدار نباشد، زیرا تمام ملت، خود به قامت قهرمان گمنام و متواضع، در برابر سختیها خواهد ایستاد و این، همان پیروزی حقیقی است.