به نظر می رسد پس از اجرای این طراحیها غرب به دنبال فاز درگیر سازی کشورهای همسایه دریای خزر به مسائل امنیتی است که از یک سو رقابت نظامی و حتی بهانه جویی برخی همسایگان خزر برای روابط نظامی با غرب و ناتو را فراهم می سازد و از سوی دیگر کریدور خزر را که از امنیت برخوردار است با چالش مواجه می شود سران کی یف با محوریت زلنسکی رئیس جمهور در روزهای اخیر در کنار حملات به تأسیسات زیر ساختی نفتی روسیه به طرح ادعاهای تکراری واهی علیه ایران پرداختهاند. زلنسکی ادعای همکاریهای جدید و گسترده نظامی و اطلاعاتی میان ایران و روسیه را مطرح کرده و همزمان نیز بار دیگر ادعای حضور هزاران نیروی کره شمالی در ارتش روسیه را مطرح کرده است. تفاوت این دوره از ادعاهای زلنسکی با گذشته اقدام آن در هدف قرار دادن کشتی تجاری ایران در دریای خزر است. این اقدام در حالی صورت گرفته است که در باب این تحرکات نکاتی چند قابل توجه است.

بخشی از این طراحی برگرفته از شرایط داخلی زلنسکی است، چرا که او از یک سو با پرونده فساد و نیز اعتراضات مردمی به برکناری وزیر دفاع و برخی مقامات نظامی مواجه است، در حالی که خبرها حکایت از آن دارد که این برکناری ها از جمله تغییر نخست وزیر نه برای تقویت میدان جنگ، بلکه در راستای منفعتهای شخصی زلنسکی از میلیاردها دلار کمکهای مالی جدید اروپا به کی یف است. از سوی دیگر در میدان جنگ نیز ارتش اوکراین در کنار بحران فرار سربازان با شکستهای سنگین در برابر روسیه مواجه است. در این شرایط زلنسکی با پرداختن به حاشیههای بیرونی میدان به دنبال سرپوش نهادن بر این شرایط است، در حالی که همزمان بر آن است تا میدان جنگ را نیز از حوزه گذشته به ابعاد جدیدی به نام دریای خزر گسترش دهد که می تواند به تشدید تنشها منجر شود.
در این میان اما به نظر می رسد که زلنسکی بازیگری برای دیگر بازیگران را نیز در پیش گرفته است. در یک سوی معادله کشورهای اروپایی و آمریکا قرار دارند که سالهاست به دنبال نظامی کردن دریای خزر هستند. تحرکات ماههای اخیر غربیها به همگرایی نظامی با ارمنستان و نیز برخی مداخلات نظیر کریدور ترامپ در قفقاز نمودی از این رفتارهاست. به نظر می رسد پس از اجرای این طراحیها غرب به دنبال فاز درگیر سازی کشورهای همسایه دریای خزر به مسائل امنیتی است که از یک سو رقابت نظامی و حتی بهانه جویی برخی همسایگان خزر برای روابط نظامی با غرب و ناتو را فراهم می سازد و از سوی دیگر کریدور خزر را که از امنیت برخوردار است با چالش مواجه می شود که زمینه ساز تقویت کریدورهای غربی در منطقه می شود. به عبارتی دیگر اقدام اوکراین نه صرفا برای جنگ با روسیه و تنش با ایران، بلکه در راستای بر هم زدن توازن در منطقه است که تهدیدی ماهیتی و وجودی برای تمامی همسایگان خزر خواهد بود.
در همین حال به نظر می رسد روابط میان زلنسکی و نتانیاهو و تقلا برای گشودن جبهه جدید علیه ایران نیز در این تجاوزگری نقش داشته است. پیش از این لاوروف وزیر خارجه روسیه با اشاره به نزدیکی رژیم صهیونیستی و کی یف گفته بود که کشتار یهودیان به دست نازیهای یهودی صورت گرفت و اکنون نیز این پیوند به دنبال تکرار آن وضعیت است. اخیرا نیز گزارشهایی مبنی بر حمایتهای نظامی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی از اوکراین مطرح شده است. در همین حال زلنسکی سفرهای به برخی کشورهای عربی داشته است که محور آن را نیز کمک به سامانهها پدافندی برای حراست از رژیم صهیونیستی و نیز سوق دادن این کشورها به سازش با این رژیم بوده است. با توجه به روابط نزدیک زلنسکی و نتانیاهو تجاوز اوکراین به کشتی تجاری ایران را می توان بخش دیگری از خوش خدمتی به رژیم صهیونیستی دانست که با توهم برخوردار شدن از حمایتهای این رژیم در جنگ صورت گرفته است حال آنکه جهان امروز یکپارچه در برابر رژیم صهیونیستی و قرار گرفته و خواستار مجازات آن به جرم کودک کشی و جنایت علیه بشریت است. به نظر می رسد زلنسکی در بازی صهیونیستها به دنبال افزایش جبههها علیه ایران است چنانکه علیه لبنان ترامپ به دنبال کشاندن جولانی به جنگ علیه حزب الله است.
آمریکا که به دلیل شکست در برابر اقتدار ایران مجبور به تکرار درخواست توقف جنگ داده است به دنبال درگیر کردن ایران در جبهههای مختلف برای کاهش انسجام و سایش نظامی آن است.
نکته مهم تاثیر اهداف ضد ایرانی آمریکا در این حمله است. آمریکا که به دلیل شکست در برابر اقتدار ایران مجبور به تکرار درخواست توقف جنگ داده است به دنبال درگیر کردن ایران در جبهههای مختلف برای کاهش انسجام و سایش نظامی آن است.
احتمال دارد آمریکا پس از تجربه جنگ مستقیم با ایران، به این جمعبندی رسیده باشد که هزینه تقابل مستقیم بسیار بالاست و از این پس به جای رویارویی مستقیم، به سمت محاصره ژئوپلیتیکی ایران حرکت کند. رویکردی که در کنار به کارگیری گروههای تروریستی و تجزیه طلب، اوکراین در شمال، اسرائیل در غرب، برخی بازیگران در قفقاز، فشارهای دریایی در جنوب و تحریمهای اقتصادی، در کنار حملات متفرقه نظامی، اجزای یک راهبرد واحد خواهند بود؛ راهبردی که هدف آن فرسایش مداوم قدرت ایران از طریق گشودن جبهههای متعدد و پراکنده است تا آنچه را که در جنگ و حملات گسترده به دست نیاورده بتواند در قالب مولفههای جایگزین کسب نماید در حالی که همزمان نیز ادعای رویکرد به مذاکره را سر میدهد.