«پایان جنگ با یک تماس تلفنی»، شاخصترین وعده انتخاباتی ترامپ و برگ برنده او بود؛ وعدهای که با بازگشت ترامپ به کاخ سفید نهتنها محقق نشد؛ بلکه در کنار تداوم جنگ اوکراین و غزه، جبههای تازه به نام ایران گشوده شد که هزینههای آن از جیب فریبخوردگان و مالیاتدهندگان آمریکایی تأمین میشود.
دونالد ترامپ هنگامی که سودای مجدد قدرت را در سر میپروراندـ در کارزار انتخاباتـ هر وعده را یک گام برای پیروزی تلقی میکرد؛ از اینرو در شهر «میلواکی» ایالت «ویسکانسین» پس از انتقاد از سیاستهای جنگطلبانه رؤسای پیشین به طرفداران خود وعده اتمام جنگها با یک تماس را داد؛ وعدهای که تاریخ مصرف آن پس از پیروزی در انتخابات پایان یافت.
وعده دروغین یک جنگطلب
وعده پایان «جنگ با یک تماس» رفتهرفته به مثابه «ترجیعبند» در تمام میتینگهای تبلیغاتی مطرح شد و بازخورد خوبی را برای ترامپ به همراه داشت؛ این وعدهها، ترامپ و میتینگهای او را در کانون توجه قرار داد.
ترامپ در ایام انتخابات مدعی شد با «زلنسکی» تماس تلفنی داشته و پس از ورود به کاخ سفید با یک تماس تلفنی جنگ اوکراین پایان خواهد یافت.
همین ادعا درباره جنگ غزه نیز مطرح شد؛ او در یکی از نشستهای انتخاباتی مدعی شد با «محمود عباس» در زمینه پایان جنگ صحبت کرده است و به سازوکاری برای اتمام نبرد رسیده که در صورت ورود به اتاق بیضی میتواند آن را محقق کند.
فضای رسانهها و تبلیغات طرفداران ترامپ این وعده را مخابره میکرد که «شرط خاتمه جنگ در جبهه غزه و اوکراین، ورود ترامپ به کاخ سفید است»؛ روزها از پی هم گذشت و ترامپ برای دومین بار پس از ۴ سال دوری از کاخ سفید، بار دیگر بر اریکه قدرت تکیه زد؛ اما چندماه از پیروزی ترامپ نگذشته بود که خبرگزاری «رویترز» از تأمین مالی و ارسال تسلیحات به اوکراین خبر داد؛ کمکها روز به روز افزونتر شد تا جایی که ترامپ برای افزایش تأمین مالی زلنسکی با ناتو رایزنی و از اعتبار خود خرج کرد.
برخلاف وعدههای رئیسجمهور، پس از پیروزی وی در انتخابات جنگ در جبهه اوکراین تمام نشد؛ بلکه شدت یافت؛ همین وضعیت در جبهه غزه نیز رخ داد.
«گیدئون لوی» ستوننویس روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» در تاریخ ۳۱ آگوست ۲۰۲۵ چند ماه پس از پیروزی ترامپ با انتقاد از عملکرد وی، نوشت: «ترامپ درحالی که وعده پایان جنگ با یک تماس را داده بود، هنوز به تأمین مالی، تسلیحاتی و پشتیبانی از نتانیاهو مشغول است».
هزینه از جیب مالیاتدهندگان
ترامپ در کنار جبهه غزه و اوکراین، جبهه جدیدی گشود و با ماجراجویی در ایران بار مالی بسیاری به مالیاتدهندگان آمریکا تحمیل کرد. این مسئله در حالی رخ داد که در ایام انتخابات رونق اقتصادی از شعارهای او بود و تأمین هزینه جنگ مانعی جدی برای تحقق این وعده به حساب میآمد.
روزنامه بریتانیایی «گاردین» در تاریخ ۲۲ جولای ۲۰۲۶ مصادف با ۳۱ تیر ۱۴۰۵ طی گزارشی تحلیلی سیاستهای ترامپ درباره ایران را تشریح کرد و نوشت: «جنگ ترامپ با ایران بسیار پر هزینه و نزد مردم نامحبوب است، اما رئیسجمهور با این قضیه مشکلی ندارد».
روزنامه بریتانیایی «فایننشالتایمز» نیز که اخبار اقتصادی را رصد و تحلیل میکند، چندی پیش در تشریح وضعیت آمریکا پس از جنگ و تلاطمهای اقتصادی موجود نوشت: «ترامپ در حال فرورفتن در باتلاق ایران است».
هفتهنامه آمریکایی «The Week» دیگر جریدهای بود که با طرح جلد به سیاستهای جنگطلبانه ترامپ تاخت.
این هفتهنامه با عنوان «جنگ بیپایان»، تصویر «پیت هگست» وزیر جنگ و «جیدی ونس» معاون ترامپ را در حال غرق شدن در تنگه طراحی کرد؛ همین مسئله موجب شد تا در جلسه استماع سنا آمریکا که سهشنبه ۲۱ جولای ۲۰۲۶ (۳۰ تیر ۱۴۰۵) با حضور وزیر جنگ و ژنرال «دن کین»، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا برگزار شد، سطح انتقاد و اعتراض نمایندگان از دو طیف دموکرات و جمهوریخواه از حالت معمول و عادی خارج شده و مسئله تحمیل هزینهها و نقطه پایان جنگ مورد مناقشه طرفین واقع شود.
درخواست از سنا
«جان آساف» سناتور دموکرات ایالت «جورجیا» در جلسه استماع سنا با اشاره به تناقضگوییهای وزیر جنگ خطاب به وی گفت: «شما روز سوم جنگ، گفتید که هدف از جنگ نابودی توان موشکی ایران است و روز چهاردهم اذعان کردید که توان رزمی ایران نابود شد، اکنون پس از ۴ ماه اینجا نشستهاید و تقاضای دهها میلیارد دلار برای جنگ با کشوری را میکنید که پیشتر از شکستش اطلاع دادید».
«توماس مسی» سناتور جمهوریخواه «کنتاکی» نیز درخواست ۱۱ میلیارد دلاری وزیر کشاورزی را که ذیل طرح ارائه شده برای جنگ با ایران ارائه شد، «طنزآمیز و مضحک» خواند.
«گری پیترز» سناتور دموکرات میشیگان دیگر منتقدی بود که درخواست بودجه برای تداوم جنگ را زیر سؤال برد. پیترز در مخالفت با تخصیص بودجه ۷۰ میلیارد دلاری به «پنتاگون» گفت: «با وجود شکست شما غیر ممکن است چنین بودجهای داده شود».
بر اساس گزارشهای منتشر شده از جلسه استماع، جنگ آمریکا تا قبل از این جلسه ۵/۳۷ میلیارد دلار هزینه به مردم ایالات متحده تحمیل کرد؛ به عبارتی این هزینه از جیب مالیاتدهندگان آمریکایی تأمین شد تا به آزمون رؤیاهای ترامپ و نتانیاهو اختصاص یافته و دود شود.
تبدیل وعده ترامپ به آرزو
در پی جنگ با ایران و بسته شدن تنگه هرمز، دیگر وعده ترامپ مبنی بر کاهش قیمت بنزین در دوران ریاستجمهوری وی نیز به رؤیا تبدیل شد.
پس از پیروزی در انتخابات، ترامپ وعده داد که قیمت هر گالن بنزین به ۵۰/۲ دلار کاهش مییابد؛ اما با شروع ماجراجویی علیه ایران و انسداد تنگه هرمز، قیمت هر گالن بنزین به ۸/۴ دلار رسید.
با مرور این وقایع، به نظر میرسد سیاستهای ترامپ قابل دفاع و منطبق با منافع جامعه آمریکا نیست، بلکه خسران و ضرر مردم این کشور را دنبال میکند. از طرفی برخلاف وعدههای انتخاباتی پیامدهای اقتصادی و مالی بیش از پیش گریبانگیر مردم آمریکاست؛ شاخص محبوبیت و هواداری ترامپ و حزب جمهوریخواه نیز درپی اقدامات غیرقابل توجیه این رئیسجمهور به شدت شیب نزولی گرفته و نظرسنجیهای موجود از سقوط اعتبار وی حکایت دارد؛ لذا ترامپ علیه مردم آمریکا و بر خلاف وعدههای خود عمل میکند.