تمجید از رویکردهای سازشکارانه و نگاه سادهانگارانه به روابط سایر کشورها با آمریکا، نشاندهنده چشمپوشی بر تجربه تاریخی ملت ایران است. ایران اسلامی بارها حسن نیت خود را در مذاکرات و توافقات اثبات کرده، اما پاسخ استکبار همواره تحریم، عهدشکنی و ترور بوده است.
همانگونه که ملت هوشمند و مبعوثشده ایران و رزمندگان غیور نیروهای مسلح در میدان سخت نبرد، حماسهای ماندگار خلق کردند و دشمن صهیونیستی و حامیان آمریکاییاش را به عقبنشینی وادار ساختند، امروز در عرصه «جنگ شناختی» و تثبیت دستاوردهای صلح نیز محتاج همان بصیرت و عزم پولادین هستیم. دشمنی که در جبهه نظامی شکست خورده، تمام توان خود را بر خطای شناختی، ایجاد تردید در افکار عمومی، تحریف صورتمسئله و تضعیف ارکان اقتدار ملی متمرکز کرده است. در این میان، متأسفانه برخی مواضع غیرواقعبینانه و کجفهمیهای سیاسی از سوی کسانی که سابقه مسئولیت نیز داشتهاند، دقیقاً در پازل همین خطای شناختی و فتنه علمی-رسانهای دشمن تعریف میشود.
آیا میتوان تهدیدات مستمر، اشغالگری و طرح تجزیه کشورهای اسلامی را از معادلات منطقه فاکتور گرفت و مقاومت را متهم به جنگطلبی کرد؟
اظهارات اخیر آقای حشمتالله فلاحتپیشه و هجمه بیسابقه و گستاخانه وی به عقبه دیپلماسی انقلابی و نهادهای عالی نظام، نمونهای بارز از تحریف تاریخ و پاککردن صورتمسئله اصلی منطقه است. سخنانی که با نگاهی سطحی و ناقص، علت چالشهای سیاست خارجی را نه در «خوی تجاوزکارانه استکبار و رژیم صهیونیستی»، بلکه در مقاومت مشروع ملت ایران و تدابیر هوشمندانه رهبری و مشاوران عالی نظام میجوید.
فلاحت پیشه که خود رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دهم بوده است با مخاطب قرار دادن علی اکبر ولایتی در فیلمی در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی اینستاگرام گفت: در زمانی که شما مشاور عالی امور بین الملل نهاد رهبری بودید هشت بار این امکان فراهم شد که ایران از تنگناهای سیاست خارجی فرار کند اما از این فرصت استفاده نکردید و ایران را به سیبل و هدف آمریکا تبدیل کردید. برچسب و اتهامی که طبیعتاً با عقل سالم به راحتی رد میشود چرا که پاسخ این سوال مشخص نیست که چرا باید کسی که در رئوس مختلف سیاستی و مسئولیتی بوده و خود به نوعی ارتباطی تنگاتنگ با بدنه حاکمیتی دارد، تلاش و کوشش برای این باشد که این حاکمیت و نظام را با چالش و مشکلاتی مواجه کند؟ مگر نه آن است که آقای ولایتی خود بهتر از هر کس دیگری میداند که در صورت بروز مشکل برای حاکمیت، طبیعتاً افرادی که در حلقههای نزدیک حاکمیتی هستند، بیش از سایرین تاثیر میپذیرند و آسیب پذیری بالاتری هم خواهند داشت. فلذا این اتهام و گزاره غلط اما با اعتماد به نفس بالایی که آقای فلاحت پیشه عنوان میکنند از اساس رد میشود و بیشتر شبیه تسویه حساب سیاسی و تلاش برای انتفاع جریانی و حزبی فلاحت پیشه است.
در همین راستا برای تبیین خطاهای فاحش این طرز تفکر، ذکر چند نکته دیگر هم ضروری است:
1) آقای فلاحتپیشه در تحلیل خود بهگونهای سخن میگوید که گویی رژیم صهیونیستی یک بازیگر معمولی است و هیچ پروژهای تحت عنوان «خاورمیانه جدید» یا «اسرائیل بزرگ» وجود نداشته است! آیا میتوان تهدیدات مستمر، اشغالگری و طرح تجزیه کشورهای اسلامی را از معادلات منطقه فاکتور گرفت و مقاومت را متهم به جنگطلبی کرد؟ نگاهی به آشکارسازی نقشهها توسط مسئولان ارشد صهیونیستی و حتی کتب منتشرشده توسط مقامات سابق این رژیم که صراحتاً از بلعیدن سرزمینهای اسلامی از جمله عربستان، مصر، اردن و ترکیه سخن میگویند و البته رویا پردازیهای بزرگ صهیونیستها مبنی بر حاکمیت بر کل کره زمین نشان میدهد که هدف دشمن اصل موجودیت جهان اسلام و به ویژه ایران مقتدر بوده و هست. و البته در کنار این قرائت طبیعتاً رقابتهای ژئوپلیتیکی هم این حقیقت را متذکر میشود.
2) سؤال اساسی از اینگونه تحلیلگران این است که اگر حضور اقتدارآفرین ایران در سوریه و لبنان و تقویت محور مقاومت نبود، آیا امروز امنیت ملی ما دستنخورده باقی میماند؟ سقوط سوریه و تضعیف خط مقدم مقاومت، شاید دقیقاً همان پیششرط دشمن برای کشیدن نبرد به مرزهای ایران بود. تبدیل کردن «معماری امنیت منطقهای» به «جنگطلبی» و متهم کردن مسئولین به ایجاد هزینه، ناشی از عدم درک خطوط امنیت ملی و اشتباه گرفتن «انفعال» با «عقلانیت» است.
3) تمجید از رویکردهای سازشکارانه و نگاه سادهانگارانه به روابط سایر کشورها با آمریکا، نشاندهنده چشمپوشی بر تجربه تاریخی ملت ایران است. ایران اسلامی بارها حسن نیت خود را در مذاکرات و توافقات اثبات کرده، اما پاسخ استکبار همواره تحریم، عهدشکنی و ترور بوده است. ادعای اینکه فرار از تنگناها با کوتاه آمدن در برابر آمریکا میسر میشد، نادیده گرفتن هشت سال تجربه نافرجامِ خنده به روی دشمن و دستاورد تقریباً هیچ آن است. تجربه تلخ برجام و بدعهدی و بدسگالی آمریکاییها موضوعی است که بهرحال غیر قابل انکار است.
سخن پایانی
امروز که به فضل الهی و با تدبیر ولیفقیه شجاع، آگاه و مدبر زمان و ایستادگی ملت، اقتدار نظامی و منطقهای ایران به رخ جهانیان کشیده شده، نباید اجازه داد در دوره حساس صلح و تثبیت پیروزی، ادراک عمومی جامعه با سوگیریهای غلط و منازعات سیاسی زخمی شود. ایجاد تردید در استراتژیهای کلان نظام، عذرخواهی طلبیدن از دشمنان و نادیده گرفتن خادمان صادق عرصه دیپلماسی و میدان، تنها باری بر دوش کشور میگذارد و ادای دین به دشمن در جنگ شناختی است.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند انسجام، هوشمندی و تبعیت محض از خط ولایت هستیم. تلاشهای نافرجام برای ایجاد تفرقه و تحریف حقایق، شاید چند روزی فضا را غبارآلود کند، اما تا زمانی که ملت هوشیار ایران پشتیبان ولایت فقیه و پاسدار دستاوردهای خون شهدا و مجاهدتهای رزمندگان است، هیچ فتنهای قادر به شکستن اراده این مرز و بوم نخواهد بود. انشاالله