هنرـ صنعت پویانمایی (انیمیشن) به دلیل آزادی عمل بیحدوحصر در تصویرسازی، خلق جادو و عبور از محدودیتهای مادی و فیزیکی تولیدات سینمایی واقعی، همواره یک امکان طلایی و فرصتی بینظیر برای روایت و تجسیم وقایع تاریخی است. انیمیشن سینمایی «شمشیر و اندوه» که برای نخستین بار در چهلودومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و این روزها به مناسبت ایام محرم روی پرده سینماها رفته، تلاشی در همین راستاست؛ اثری که میکوشد پیوند عاطفی، تاریخی و عقیدتی ایرانیان در صدر اسلام با اهل بیت (ع) را در بستر یک درام تاریخیـ مذهبی روایت کند. محور داستانی «شمشیر و اندوه» بر گرده شخصیتی به نام «کارن» استوار است؛ یک شخصیت واقعی، جذاب و کمتر شنیده شده در تاریخ صدر اسلام از شیعیان ایرانی مقیم بخارا. انتخاب این کاراکتر نقطه عطف و هوشمندی بزرگ در این اثر است. کارن در این پویانمایی، سرنوشت و رویکردی شبیه به مبارزان آرمانخواه و فرامرزی تاریخ معاصر دارد؛ مبارزی خستگیناپذیر که پس از به خلافت رسیدن یزید بن معاویه و تاریک شدن فضای جامعه اسلامی، سکوت را جایز نمیداند. او همراه با خانوادهاش از بخارا به مدائن مهاجرت میکند تا مبارزات چریکی علویان و حامیان امام حسین (ع) را علیه دستگاه غاصب اموی سازماندهی کند. این ایده و طرح داستانی، به خودی خود بسیار بکر، ستودنی و بازتابدهنده روحیه ظلمستیزی و عدالتخواهی ایرانیان در تاریخ و جغرافیاست اما....
بحران هویت بصری!
بزرگترین ضربه به باورپذیری تاریخی و حس بومی فیلم، در طراحی ظاهر و چهره کاراکترها رخ داده است. طراحی چهره کارن در این پویانمایی شباهت عجیبی به مردم منطقه آمریکای لاتین یا بومیان آفریقاییـ اروپایی دارد و در نگاه اول، مخاطب را به یاد برخی از بازیکنان مشهور تیم ملی فوتبال برزیل میاندازد!
افزون بر این، طراحی چهرهها، مدل موها و مدل ریش کاراکترها بیش از حد امروزی، فانتزی غربی و به اصطلاح «آنکادر شده» است؛ بهطوری که قیافه آدمها در این پویانمایی، هیچ تناسبی با بافت زیستی، اقلیمی و چهرهشناسی ایرانیان و اعراب در صدر اسلام ندارد.
پیشرفت فنی در چنبره ضعفهای کارگردانی
نباید از حق گذشت؛ «شمشیر و اندوه» در مجموع از گرافیک جذاب، رندرینگ باکیفیت، رنگآمیزی چشمنواز و نورپردازیهای نسبتاً استانداردی برخوردار است که نشان از رشد فنی، نبوغ و تلاش شبانهروزی جوانان متخصص ما در عرصه پویانمایی سهبعدی دارد. تماشای قابهای زیبا و فضاسازیهای بصری فیلم، غرورآفرین است و ثابت میکند که از نظر سختافزاری چیزی از استودیوهای جهانی کم نداریم.
با این حال، ضعفهای تکنیکی در بخش کارگردانی و انیمیت (حرکتبخشی) کاملاً مشهود و آزاردهنده است. برای نمونه، حرکت دست و بدن کاراکترها موقع سخن گفتن بسیار غلیظ و اغراقشده است؛ گویی شخصیتها در حال بیان دیالوگهای ساده خود به زبان ناشنوایان یا اجرای پانتومیم هستند! این حرکات اضافی، بیمورد و تصنعی، حس رئال و صمیمیت کار را گرفته و تمرکز مخاطب را از پیام دیالوگها پرت میکند.
ضعف دیگر که مستقیماً به جنبه اکشن فیلم ضربه زده، در مهندسی رزمی این اثر نمایان میشود. کارگردان در بسیاری از صحنهها از ترسیم چگونگی مهار حملات دشمنان به دست کارن در نبردهای رو در رو عاجز مانده است. در اغلب مواقع، شمشیرزنی به کارن حمله میکند، اما بلافاصله تصویر کات میخورد و در نمای بعد، دشمن را میبینیم که نقش بر زمین شده است! این تنبلی در دکوپاژ، فرار از طراحی حرکت نظامی و تکیه بر تدوینهای تند، پاشنه آشیل صحنههای اکشن فیلم است و حس هیجان ناب را از نوجوان تشنه قهرمانپردازی سلب میکند.
اصلیترین، جدیترین و مبناییترین نقد متبادر به «شمشیر و اندوه»، استفاده نکردن کافی و هوشمندانه از ظرفیت ذاتی و جادویی پویانمایی است. مزیت مطلق و فینفسه انیمیشن بر سینمای زنده (رئال)، عنصر فانتزی، خیالپردازی بیمرز و ممکن کردن ناممکنهاست. انیمیشن، یعنی جانبخشی به اشیاء، انساننمایی حیوانات و شکستن مرزهای صلب واقعیت مادی.
برای روایت واقعه عظیمی، چون عاشورا و ملحقات تاریخی آن، باید از این ظرفیت خلاقانه و نمادین بهره برد؛ مثلاً این قیام بزرگ از زبان اسبهای حاضر در کربلا بازگو میشد، یا شمشیرها، نخلها و ریگهای بیابان راوی اندوه مدینه، کوفه و کربلا میشدند تا احساسات پاک کودکانه را با استعارههای زیبای هنری درگیر کنند. اما در «شمشیر و اندوه» همه چیز کاملاً در چارچوب یک فیلم رئال برگزار میشود.
به بیانی صریحتر، فیلمنامه و دکوپاژ این اثر هیچ نیازی به ساختار انیمیشن نداشته و سازندگان میتوانستند همین داستان را بدون کموکاست در قالب یک فیلم سینمایی زنده با بازیگران واقعی و در شهرکهای سینمایی ترسیم کنند. این امر نشان میدهد که سینمای پویانمایی ما هنوز فاقد «تفکر انیمیشنی» است.
دغدغهای که محترم است
حمایت از آثار مذهبی و تاریخی در حوزه کودک و نوجوان، یک ضرورت حیاتی برای حفظ اصالت فرهنگی جامعه است. پویانمایی «شمشیر و اندوه» در کنار برخورداری از دغدغهای شریف، محتوایی اصیل، رویکردی خانوادهمحور (در به تصویر کشیدن همراهی همسر و فرزندان کارن در مسیر حق) و سوژهای فراملی در پاسداشت قیام حسینی، اما به دلیل مواردی، چون عدم بومیگرایی در طراحی بصری، ضعف در کارگردانی صحنههای اکشن و مهمتر از همه، لکنت در به کارگیری زبان فانتزی انیمیشن، نتوانسته است به یک اثر بزرگ، ماندگار و جریانساز تبدیل شود.
با این حال، تماشای این تلاش تکنیکی غنیمت است. این اثر به ما امید میدهد که سینمای مقاومت، اندیشه عاشورایی و نسل جوان پویانمای ما در آیندهای بسیار نزدیک، راه فرار از فرمهای عاریهای غربی و رسیدن به گرافیک، فرم و روایت بومی و اصیل ایرانیـ اسلامی را پیدا خواهد کرد. تماشای این فیلم در کنار فرزندان، بهانهای خوب برای گفتوگو درباره تاریخ، اصالت و عشق به اهل بیت (ع) در کانون گرم خانواده است.