در شرایطی که جهان خواستار مجازات سران جنایتکارا آمریکا و رژیم صهیونیستی است، دمیدن اروپا به این بدعت خطرناک یا ناشی از عدم استقلال و وابسته بودن این کشورهاست که دروغین بودن بازیگری جهانی آنها را آشکار می سازد و یا آنکه برگرفته از مشارکت آنها در جنایات صهیونیستهاست. سفر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونی، به واشنگتن در کنار مباحث مطرح شده در دیدار با مقامات آمریکایی و نیز مطالبه 70 درصد مردم آمریکا برای بازداشت وی هر چند دارای اهمیت میباشد، اما حاشیه این سفر یعنی نوع رفتار کشورهای اروپایی جای تأمل بیشتری دارد. عبور هواپیمای او از حریم هوایی یونان، ایتالیا و فرانسه، اتحادیه اروپا را با انتقادهای تازهای درباره پایبندی به تعهداتش در قبال دیوان کیفری بینالمللی روبهرو کرده است. یورونیوز گزارش داد: با وجود حکم بازداشت صادرشده از سوی دیوان کیفری بینالمللی علیه نتانیاهو، هیچیک از این سه کشور اروپایی برای اجرای حکم اقدامی انجام ندادند.

این اقدام کشورهای اروپایی بدون واکنش قاطع اتحادیه اروپا و نهادهای مدعی حقوق بشر در حالی صورت گرفته است که کشورهای غربی به عنوان اعضای دیوان موظف به اجرای تصمیمات آن هستند، لذا بازداشت نتانیاهو به عنوان بخشی از تعهد بینالمللی این کشورهاست که از انجام آن سر باز زدهاند. این امر چنان است که تحت فشار افکار عمومی کمیسیون اروپا با یادآوری حمایت اتحادیه از استقلال دیوان کیفری بینالمللی اعلام کرد کشورهای عضو موظف به همکاری کامل با این نهاد هستند. این موضوع بار دیگر شکاف میان مواضع رسمی اتحادیه اروپا درباره اجرای عدالت بینالمللی و عملکرد عملی برخی کشورهای عضو را برجسته کرده و بحث درباره «استانداردهای دوگانه» اروپا را تشدید کرده است. اروپایی که با ادعای حقوق بشر به اعمال تحریم و تهدید علیه سایر کشورها می پردازد، در برابر چنین نقض عهدی سکوت و عملاً زمینه را برای تکرار آن فراهم کرده است. این رفتار نشان می دهد که اقدام اروپا منبی بر ادعای تحریم علیه شهرک نشینان نه اقدامی انسانی بلکه، صرفاً روی کاغذ برای کاهش فشار افکار عمومی است که مقابله با رژیم صهیونی از مطالبات اصلی آنها شده است.
غرب که حتی از اجرای رای دیوان درباره نتانیاهو خودداری کرده است نمی تواند انتظار داشته باشد که ایران امنیت خود را به وعدههای توخالی و بدون پشتوانه عملی بسپارد
نکته مهم دیگر آنکه این رفتار اروپاییها مشارکت علنی در اقدامات اخیر آمریکاست که برای نابودی دیوان لاهه اقدام کرده است. از یک سو روبیو وزیر خارجه آمریکا رسماً با ادعاهای امنیتی بر پایان همراهی آمریکا با این نهاد جهانی خبر داده و حتی کشورهایی را که با آن همکاری داشته باشند به مجازات تهدید کرده است. تحت این فشارها برخی کشورها همچون ونزوئلا خروج خود از دیوان را اعلام کردهاند. آمریکا در راستای مصونیت بخشی به سران جنایتکار صهیونیست و نیز جلوگیری از باز شدن پرونده خود و برخی مقامات آمریکا به عنوان جنایتکار جنگی از جمله به خاطر قتل عام دانش آموزان مینابی به دنبال نابودی دیوان لاهه است و اروپا نیز به رغم ادعاهای حقوق بشری ثابت کرده که در همین زمین بازی میکند. نکته مهم آنکه این رفتارها زمینه ساز بدعتی خطرناک میشود چرا که با استناد به چنین رفتاری در آینده جنایتکاران و متهمان جهانی خود را تبرئه و هرگونه اجرای احکام دادگاه لاهه را مردود عنوان خواهند کرد. در شرایطی که جهان خواستار مجازات سران جنایتکار آمریکا و رژیم صهیونیستی است، دمیدن اروپا به این بدعت خطرناک یا ناشی از عدم استقلال و وابسته بودن این کشورهاست که دروغین بودن بازیگری جهانی آنها را آشکار می سازد و یا آنکه برگرفته از مشارکت آنها در جنایات صهیونیستهاست. نکته مهم آنکه رفتار اروپاییها به سایر کشورها از جمله ایران بار دیگر نشان داد که غرب عملاً هیچ جایگاهی در معادلات جهانی نداشته و تعهد پذیری آنها به قوانین بینالملل نیز با معیارهای دوگانه مواجه است. در این شرایط کشوری همچون ایران نمی تواند امیدوار به مقابله سازمانهای بینالمللی، مدعیان حقوق بشر برای مقابله با متجاوزان و جنایتکاران باشد و از یک سو همچنان تکیه بر توان بومی دفاعی و از سوی دیگر بهره گیری از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی نظیر مدیریت هوشمند تنگه هرمز راهکار برای حفظ امنیت ملی آن می باشد. غرب که حتی از اجرای رای دیوان درباره نتانیاهو خودداری کرده است نمی تواند انتظار داشته باشد که ایران امنیت خود را به وعدههای توخالی و بدون پشتوانه عملی بسپارد و لذا تا زمانی که غرب به تناقض های رفتاری و فشار بر ایران و پاداش دادن به متجاوزان و جنایتکاران صهیونیست ادامه می دهد نمی تواند انتظار عبور کشتیهایش از تنگه هرمز را داشته باشد بلکه به جرم مشارکت با جنایتکاران باید مورد بازخواست و تنبیه قرار گیرد.